احمد شهید چگونه گزارشگر ویژه سازمان ملل شد؟

احمد شهید دارای مدرک دکترای روابط بین الملل از دانشگاه کویینزلند استرالیا  می باشد . وی دارای 6 فرزند است که یک فرزند از همسر اول ، سه فرزند از همسر دوم و دو فرزند از همسر کنونی خود دارد. شهید در فاصله سال های 2005 تا 2010 دو بار و در دو مقطع زمانی متفاوت به عنوان وزیر امور خارجه مالدیو فعالیت کرده است و هم اکنون نیز مشاور امور خارجه نخست وزیر مالدیو است ، اما به دلیل فعالیت های حقوق بشری بسیاری وی را معمار حقوق بشر مالدیو می دانند.

شهید در نشست اخیر شورای حقوق بشر ملل متحد در ژنو سوییس به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران انتخاب شد . وی برای این انتخاب با دو نامزد دیگر رقابت داشت ." روبرتو توسکانو " سفیر سابق ایتالیا در ایران و " امین مدنی " وکیل حقوق بشر سودانی، دیگر نامزدهای پذیرش این مسئولیت بودند ، اما رای اعضای شورای حقوق بشر ملل متحد به احمد شهید تعلق گرفت.


احمد شهید در کنار منافقین تروریست و هم جنسگرایان


دو هفته قبل احمد شهید مامور سرویس های جاسوسی آمریکا در سازمان ملل متحد و گزارشگر ویژه امور حقوق بشر سازمانملل متحد در امور ایران، چهارمین گزارش ضد ایرانی خود را در وب سایت شورای حقوق بشر منتشر کرد که شواهد و قرائن نشان می داد که او فراتر از انتشار این گزارش مأموریت ویژه ای در این مقطع زمانی دارد.

همچنین وی در 11 مارس 2013 نیز وی خلاصه ای از آن گزارش را در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو قرائت کرد و جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم نمود. هرچند احمد شهید در این اجلاس کوشید تا ژست حقوقی بگیرد اما اتهام زنی های او  با پاسخ مستدل و مستند هیئت ایرانی در ژنو مواجه شد.

در عین حال احمد شهید بدون ارائه هیچ گونه توضیحی در خصوص ارتباط میان گزارش او و انتخابات خرداد 92 در ایران، نسبت به برگزاری انتخابات سال آینده در کشورمان ابراز نگرانی کرد. وی با تاکید بر کلید واژه "انتخابات آزاد" اعلام نموده چون استفاده از این واژه در ایران با انتقادهایی روبرو گردیده است، بنابراین ایران دچار نقض حقوق بشر شده که این موضع گیری خارج از عرف دیپلماتیک را می توان نمونه ای دیگر از دخالت آشکار غرب در امور داخلی کشورها محسوب نمود.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، دراهداف مصوبش برای جلوگیری از سیاسی شدن و گزینشی شدن بررسی حقوق بشر در کشورهای مورد بررسی از سازوکار موسوم به (UPR) استفاده می‌شود. این سازوکار مخفف عبارت (Universal Periodic Review) به معنای بررسی جهانی و دوره‌ای ‌می‌باشد. در این سازوکار هر 4 سال یک بار، پرونده‌ی حقوق بشر تمامی کشورها مورد بررسی قرار ‌گیرد. بنابراین باید هر سال 48 کشور در دستور کار بررسی این شورا قرار بگیرند. شورای حقوق بشر در نشست اردیبهشت ماه خود و بعد از گزارش‌ (UPR) ایران اقدام به تصویب قطع‌نامه‌ای نمود که در آن برای بررسی شفاف‌تر وضعیت حقوق بشر در ایران و ارایه‌ گزارشی به مجمع عمومی، گزارشگر ویژه برای ایران تجویز شد.


احمد شهید در دیدار با مادران پارک لاله و زوج فتنه گر فراری


در (UPR) ذکر شده است که مستندات باید با قید سند و شفاف و صریح بیان شده باشد. حال برای نمونه چند بند از گزارش احمد شهید که در ژنو سوئیس قرائت شده را بررسی خواهیم کرد تا میزان مستند بودن و شفافیت آن نمایان شود.

دربند دوم گزارش آمده است :

"با وجود اظهار نظرهای مقامات جمهوری اسلامی ایران در مورد علاقه آنان برای همکاری با مکانیسمهای حقوق بشر سازمان ملل و دعوتنامه باز آنها به مکانیسمهای ویژه موضوعی شورای حقوق بشر، حکومت اجازه سفر به هیچیک از آنان را از سال ۲۰۰۵ تاکنون نداده است".

این گزارش در حالی مدعی می شود که احمد شهید در اقدامی خارج از عرف دیپلماتیک شما به عنوان گزارشگر حقوق بشر با گروه های تروریستی مانند منافقین و کوموله دیدار می کنید و براساس قوانین تصریح شده در شورای حقوق بشر گزارشگر موظف است بررسی های خود را بر اساس قوانین حقوقی و جزائی کشور هدف تنظیم و موارد نقض حقوق بشر را با توجه به آن قوانین و در مواردی که به آن قوانین عمل نشده باشد مشخص نماید حال آنکه احمد شهید ، خود قوانین را زیر سوال برده و این یک تخلف آشکار از قانون شورای حقوق بشر است.

همچنین کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل از همکاری های ایران در بخش فنی و تلاش برای ارتقاء این همکاری ها علاقمندی خود برای سفر به ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. خانم ناوی پیلای به خاطر اتخاذ مواضع صریح و شفاف در قبال نقض حقوق بشر از سوی ایالات متحده در مناطق مختلف دنیا از جمله درباره زندان های گوآنتانامو، ابوغریب و بگرام تحت فشار لابی آمریکایی ها قرار گرفته است.

در بند بررسی موضوعات حقوقی به قوانین مجازات اسلامی اشاره شده است:

"ماده ۴۹۸ تشکیل هر گروهی که هدف آن «بر هم زدن امنیت کشور» باشد را جرم شناخته ، در حالی که ماده ۵۰۰ «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه ها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغاتی کنند» را مجرم می شناسد. ماده ۶۱۸ «هر کس…موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی» شود را مجرم میشناسد. ماده ۶۱۰ « دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند» را مجرم میشناسد".

حال باید این سوال را از احمد شهید پرسید آیا در تمام کشورهای دنیا این قانون حکم فرما نیست؟ آیا یک فرد می‌تواند به صورت آشکار به دنبال ترور و خرابکاری در یک کشور باشد و مسؤولان امنیتی آن کشور وی را آزادانه رها سازند؟

همچنین در مقایسه ای ساده در برخورد گزینشی سازمان ملل در برخورد با نقض علنی حقوق بشر در کشورهای غربی دید که دادگاههای بین‌المللی و فعالان حقوق بشر با انتقاد از عملکرد پلیس انگلیس، معتقدند حقوق شهروندان این کشور پس از عملیات تروریستی هفتم ژوئیه سال ۲۰۰۵ لندن، از سوی پلیس نقض می‌شود. پلیس ارتباطات شخصی افراد را بدون اجازه دادگاه کنترل و در صورت نیاز اقدام به بازداشت‌های مخفی می‌کند. دولت همچنین با نصب تجهیزات ردیاب در شبکه‌های مخابراتی این کشور، تمام فعالیت‌های آنلاین شهروندان این کشور را کنترل می‌کند. طبق اعلام کمیته امنیت و اطلاعات پارلمان انگلیس، قرار است برنامه‌ گسترده‌ای برای کنترل فعالیت‌های شهروندان از طریق کنترل زیرساخت‌های مخابراتی به اجرا درآید. این تجیهزات بخشی از شبکه جمع‌آوری و ذخیره اطلاعات هر انگلیسی است که در بستر اینترنت فعالیت می‌کند.

در بند 18 گزارش احمد شهید آمده است:

"لایحه حمایت از خانواده در نظر دارد که ماده ۲۲ قانون جاری حمایت از خانواده که اجازه میدهد مردان  با اخذ اجازه از همسر و حکم دادگاه  تا چهار همسر ازدواج کنند را تغییر دهد. لایحه جدید  اجازه میدهد که مردان وارد ازدواجهای موقت بدون علم یا اجازه همسران خود شود. یک مرد تنها در موارد زیر موظف خواهد بود ازدواجهای خود را با دادگاه ثبت کند : (الف) بارداری همسرش، (ب) توافق دو طرف، (پ) شرایط ازدواج. گزارشگر ویژه بر این باور است که این لایحه موانع بیشتری برای برابری جنسیتی ایجاد میکند چرا که به شدت حقوق زنان در ازدواج و توانایی آنان برای تایین مسایلی که تاثیر بسیار بر شرایط اجتماعی-اقتصادی آنان دارد ر ا محدود میکند".


احمد شهید به همراه همسر اول و همسر سوم


این گزارش در حالی مطرح می شود که ماده ۲۲ لایحه حمایت از خانواده کاملاً به نفع زنان است و در جهت دفاع از حقوق زنان می باشد که در یکسری موارد ثبت این ازدواج الزامی شود تا مردان نتوانند منکر این ازدواج با زنانی شوند که نیاز به حمایت و صیانت حقوقی دارند و احیاناً ا گر اختلافی پیش آمد، زنان سریع‌تر بتوانند به حق قانونی‌شان برسند موارد کاملا مشهود است وقانون درباره آن تصریح دارد.حال باید پرسید تاثیر منفی و محدودیت ذکر شده از نظر آقای گزارشگر در کدام قسمت است؟

همچنین شخص احمد شهید تا کنون سه همسر اختیار کرد است و طبق اعلام منابع آگاه احمد شهید از همسر دومش به دلیل رعایت نکردن آداب اسلامی(!) جدا شدند و زوجه از احمد شهید شکایت نموده که بهتر است جناب احمد شهید موضوعات حقوق بشری خود را از خانه خودش آغاز کنند.
 
این مطلب ادامه دارد ...

کلمات کلیدی :احمد شهید و گزارشگر ویژه و حقوق بشر و همجنسگرایان

مرده شور آن پرچمی را ببرد که به خاطرش انسان و انسانیت زیر پا گذاشته می شود

شهرام همایون ضد انقلاب فراری در فیس بوکش نوشت:

دوستان سابق ما، علیرضا(نوری زاده- مییبدی) اعلام کرده اند به دلیل مشکلات فنی، نمی توانند پرچم شیروخورشید در برنامه ها استفاده کنند.
خیلی متاسف شدم.
چون هم برای افتتاح تلویزیون و هم ایام عیدی باید هدیه ای به دوستان می دادیم، به این لحاظ حاضریم همه هزینه ها و اقدامات لازم را بعنوان هدیه در اختیار اقایان قرار دهیم تا دوستان اینقدر غم نبود پرچم نداشته باشند .

علیرضا نوری زاده در پاسخ نوشت:

مرده شور آن پرچمی را ببرد که به خاطرش انسان و انسانیت زیر پا گذاشته می شود

+سند ، عکس صفحه فیس بوک علیرضا نوری زاده (سعودی زاده)

مدیر تلویزیون کانال وان،شهرام همایون که به خاطر نوسانات ۱۸۰ درجه‌ای در مواضع سیاسی خود و برخی‌ از کارهای کاسب کارانه و عوام فریبانه به “شهرام شارلاتان” شهره است در تازه‌ترین اظهار نظر فیس‌بوکی هشدار آمیز خود ثابت کرد که وقت پای پول مفت عربستان در میان باشد به دوست و همکار ۳۰ ساله خود علیرضا نوریزاده نیز رحم نمیکند.

کلمات کلیدی :شهرام همایون و علیرضا نوری زاده و پرچم شیر و خورشید

جایزه نوبل برای کسی که پیگیر شدید اجرای حکم اعدام است!

عجیب است ولی حقیقت دارد! شیرین عبادی که به دلیل ضدیت با احکام اسلامی و حمایت از غوغاسالاری غرب علیه ایران و انقلاب اسلامی، مزد احترامات خویش را در قالب جایزه نوبل چند سال پیش از این اخذ کرده است.

به گزارش بولتن نیوز، وی همواره در طی سالهای پس از انقلاب اسلامی مورد حمایت و توجه دستگاه های استکبار که دشمنی و خصومت دیرینه خود را با ملت ایران به کرات به اثبات رسانده بودند قرار می گیرد. دستگاه استکبار در قالب های حقوق بشری و به دورغ اقدامات خویش تحت این پوشش قرار داده و با اینکه در اقصی نقاط جهان بدترین و زشت ترین نقض حقوق بشر را تحت عنوان مبارزه با تروریسم انجام می دهند و کشتارهای وحشیانه ای را مرتکب می شوند، هر گونه اقدام مقابله‌ی عادلانه ای را نقض حقوق بشر می خواند!؟ در محکومیت آن با فشارهای اقتصادی و بین المللی قطعنامه صادر می کند و هر ندای آزادی خواهانه و رهایی بخش را تروریستی جلوه می دهد.

خانم شیرین عبادی که در کارنامه قضایی خود در رژیم پهلوی و در راستای تحکیم پایه های ظلم و ستم آن رژیم ارتجاعی و شکنجه گر، احکام قضایی صادر می نمود و افتخار خویش را قضاوت در چنین رژیم سفاکی که دستانش به خون جوانان و حتی کودکان کشور در بیدادگاه ها و شکنجه گاه هایی همچون کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک (امروزه به عنوان موزه عبرت شهرت یافته) آغشته بود، می داند.

وی پس از انقلاب با ترحم حاکمیت اسلامی به عنوان وکیل نقش آفرینی کرد! و در حالی که اروپا و کمیته نوبل از وی برای مخالفت با لایحه قصاص و احکام اسلامی این حوزه تجلیل می کرد. وی برای اجرای حکم اعدام و قصاص قاتل لیلا فتحی به هر دری کوفت و حتی به اعتراف خودش خواستار حذف قانون دیه برای اجرای آسانتر حکم اعدام متهم شد.

عبادی: این چه قانون ظالمانه ای است که کسی دخترش را از دست بدهد خانه و زندگی و همه چیزش را بفروشد تا بتواند مرتکب را مجازات کند! (شبکه بی بی سی فارسی 18/12/91 ساعت 21:59)

با این وصف خانم مذکور همواره وکیل مدافع تروریستهای جانی که ده ها نفر از مردم بیگناه را به خاک و خون کشیده اند بوده و از این طریق قصد انتقام جویی از ملتی دارد که گناهش استقلال طلبی و طرد بیگانه پرستانی همچون شیرین عبادی است.

کلمات کلیدی :شیرین عبادی و جایزه صلح نوبل و اجرای حکم اعدام

رابط علیرضا نوری‌زاده در ایران شناسائی و بازداشت شد

یکی دیگر از عناصر داخلی شبکه رسانه‌ای متصل به اردوگاه استکبار و بنگاه بی‌بی‌سی فارسی امروز (شنبه) بازداشت شد.

به گزارش قرارگاه حمزه ، با بازداشت فرد مزبور، تعداد افرادی که در جریان پرونده مربوط به این شبکه در ظرف دو ماه اخیر بازداشت شده‌اند، به عدد 21 رسید.



فرد مذکور از عناصر حلقه واسط تعدادی از رسانه‌های داخلی با ضد انقلاب خارج از کشور و نفرات باصطلاح دیپلمات انگلیس در ایران و همچنین مرتبط با تیم حلقه بی‌بی‌سی فارسی است.

وی در زمانی که سفارت انگلیس هنوز در تهران فعال بود (تا قبل از آبان ماه سال 89) با این سفارتخانه نیز ارتباط داشته است.

فرد بازداشت شده همچنین از مرتبطان علیرضا نوری‌زاده (ضد انقلاب فراری و جاسوس چند جانبه سرویس‌های امریکا و انگلیس و برخی کشورهای مرتجع منطقه) بوده است.

این فرد با یک رسانه بزرگ و رسمی کشور نیز همکاری داشته است.

شناسایی و ضربه زدن به شبکه رسانه‌ای متصل به اردوگاه استکبار با محوریت بی‌بی‌سی فارسی یکی از مهم‌ترین عملیات‌های دستگاه امنیتی کشور در ماه‌های اخیر است.

وزارت اطلاعات تاکنون با انتشار سه بیانیه جزئیاتی از ماهیت شبکه ضربه دیده و ابعاد آن و همچنین دلایل بازداشت تعدادی از عوامل داخلی این شبکه را منتشر کرده است. در این اطلاعیه‌ها خاطرنشان شده بود که احتمال بازداشت تعداد دیگری از عوامل شبکه در آینده وجود دارد و به نظر می‌رسد با تداوم این بازداشت‌ها در دو هفته اخیر و همچنین بازداشت یکی دیگر از عناصر شبکه در روز جاری، پرونده شبکه مزبور هنوز بسته نشده و احتمال ادامه دستگیری‌ها همچنان وجود دارد.

کلمات کلیدی :علیرضا نوری زاده و بی بی سی فارسی و رابط بنگاه خبری و جاسوس شبکه

اسناد رسوایی گزارشگر ویژه حقوق بشر در «نقض حقوق بشر» برملا شد + تصاویر

"احمد شهید" متولد 1964 میلادی، یک مالدیوی است که از سال 1999 تا 2004 معاون وزیر امور خارجه، از سال 2004 تا 2005 سخنگوی دولت و از سال 2005 تا 2007 رییس دستگاه دیپلماسی مالدیو بوده است. او 11 ژوئن 2011 توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل، به عنوان "گزارشگر ویژه در امور ایران" انتخاب شد. "گزارشگر ویژه" عنوان فرادی است که از سوی "کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل" متحد حکم ویژه‌ای دارد تا در مورد وضعیت "حقوق بشر" در کشورها به بازرسی، نظارت و چاره‌یابی بپردازد.

گویا از همان زمانی که احمد شهید از کشور گمنام و کوچکی چون "مالدیو" در کنفرانس‌های بین المللی حقوق بشری جایزه می‌گرفت (از جمله جایزه "مسلمان دموکرات" در سال 2009) کارآموزی خود را شروع کرده بود، ولی این سؤال کماکان در میان است که چطور فردی که وابسته به قدرت‌های غربی است می‌تواند یک گزارشگر بی طرف باشد؟!

بازی از زمانی شروع شد که "احمد شهید" از اول آگوست 2011 (10 مرداد 1390) ماموریت خود را برای تهیه گزارش از "وضعیت حقوق بشر ایران" در چارچوب یک راهبرد آمریکایی آغاز کرد.

احمد شهید به اصطلاح گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران چهارمین و ضد ایرانی‌ترین گزارش خود در خصوص آنچه که به او به عنوان نقض حقوق بشر در ایران دیکته می‌شود را منتشر کرد، گزارشی سراسر مبهم و غیر مستند که اطلاعات آن از افراد وابسته گروهک‌های تروریستی و ضد انقلاب خارج‌نشین و وب‌سایت‌های معاند جمع‌آوری شده است.

احمد شهید، خود ناقض حقوق بشر است

در بحث روش جمع‌آوری اطلاعات، باید توجه داشت که "گزارش احمد شهید" نه از طریق حضور در محل و مشاهده میدانی، بلکه از طریق مصاحبه و گرفتن اطلاعات از افرادی تهیه شده که در دشمنی آنان با نظام جمهوری اسلامی تردیدی نیست.

براساس گزارشات مستند، از آنجایی که گزارشگر ویژه سازمان ملل به اسناد و شاهدان عینی دسترسی نداشته، اطلاعات خود را از بنگاه‌های فرافکنی ضد انقلاب، گروهک‌های‌ تروریستی از جمله منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، افراد وابسته به "فرقه ضاله بهائیت" و اپوزوسیون خارج‌نشین بدست آورده است که این خود به وضوح امری ناقض حقوق بشر است.

تا کنون عکس، فیلم و اسناد زیادی از ارتباط این فرد با عناصر و عوامل ضد انقلاب و گروهک‌های منحله مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. برای مثال در یکی از دیدار‌های احمد شهید با عناصر "گروهک تروریستی مناقین"، "پرویز خزاعی" از عناصر و سرکردگان گروهک تروریستی منافقین با آقای به اصطلاح گزارشگر در دفتر حقوق بشر نروژ با هم پای یک میز نشستند تا باز هم آقای گزارشگر منبع گزارش‌های ضد ایرانی خود را یک تروریست انتخاب کرده باشد.

افزون بر این، افراد گوناگونی از گروه "اپوزیسیون خارج‌نشین" در این گزارش، مورد استناد قرار گرفته‌اند. بدیهی است این افراد که همواره در پی یافتن تریبونی برای بیان ادعاهای خود و در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، فرصت را مغتنم شمرده و ادعاهای سراسر سیاسی خود را به عنوان موارد حقوق بشری در متن گزارش گنجانده‌اند.

استفاده احمد شهید از کلید واژه‌های مورد علاقه دشمنان کشور و نظام

در این گزارش در اشاره به نظام جمهوری اسلامی ایران، چندین بار از اصطلاح "رژیم" استفاده شده است؛ اصطلاحی که از سوی دشمنان نظام برای طرح ادعای مشروعیت نداشتن نظام ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ این خود به روشنی بازتاب‌دهنده خط کلی بازتاب یافته در گزارش وی است.

"احمد شهید" آخرین گزارش خود را 10 اسفند منتشر کرد و در 21 اسفند در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو آن را ارایه و قرائت کرد. او در این گزارش 77 صفحه‌ای برخلاف سه گزارش قبلی که تنها به بیست و چند صفحه می‌رسید بصورت مستقیم به انتخابات سال آینده ایران پرداخته است.

گزارشگر ویژه بدون آنکه توضیح بدهد چه ارتباطی میان گزارش او و انتخابات خرداد 92 در ایران وجود دارد نسبت به برگزاری انتخابات سال آینده در کشورمان ابراز نگرانی کرده است! آقای گزارشگر به کلیدواژه سوخته ضد انقلاب که آن "انتخابات آزاد" باشد تاکید می کند.

این در حالی است که چندماه پیش در "نشست پراگ" که "ضدانقلاب" و "سلطنت‌طلب‌ها" و "اپوزیسیون خارج‌نشین" حضور داشتند مصوب می‌شود که این کلیدواژه در داخل ایران با هدف تاثیرگذاری بر انتخابات مورد استفاده قرار بگیرد.

اکنون احمد شهید به بهانه حقوق بشر و انتشار گزارش حقوق بشری بر ضد ایران می‌خواهد شکست سناریوی فتنه 88 را جبران نماید.

 

چگونه ناقضان حقوق بشر منبع گزارشات احمد شهید می‌شوند؟

احمد شهید در چند وقت گذشته سه گزارش از به اصطلاح نقض حقوق بشر در ایران منتشر کرده بود که با جستجوی ساده در اینترنت، می‌توان فهمید همه افراد و اطلاعات اجیر شده گروهک‌های ضد انقلاب و معاند جمهوری سالامی ایران اخذ شده و هیچ کدام نمی‌توانند منبع مناسبی برای گزارش بوده و تمامی گزارش احمد شهید، مملو از ادعاهایی است که صحت آن‌ها هیچ گاه تایید نشده است. احمد شهید از منابعی استفاده می‌کند که که در هولناک‌ترین تراژدی ضد حقوق بشری در تاریخ یعنی کشتار حلبچه شریک تمام قد بوده‌اند.

گزارشگر ویژه ضد انقلاب و گروهک‌های تروریستی در تمامی گزارش‌های خود به ادعاهایی از عناصر وابسته به گروهک‌های تروریستی بویژه عناصر گروهک تروریستی منافقین استناد کرده است؛ همان گروهکی که با هدف قرار دادن و ترور کردن هزاران نفر از شهروندان ایرانی یکی از بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در تاریخ ایران به حساب می‌آید.

این شخص که تمام گزارش‌های ادعایی‌اش بدون هیچ کم و کاستی در راستای سیاست‌های دولت‌های غربی طراحی می‌شوند، در نوع جمع آوری اطلاعات خود شیوه‌ای بسیار عجیب را دنبال می‌کند. نکته‌ای که در این میان جالب توجه می‌آید این است که کدام گزارشگر حقوق بشری می‌تواند برای تهیه گزارش‌های خود به افرادی مراجعه کند که خود ناقض کننده آشکار حقوق بشرند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که "هادی قائمی" ضدانقلاب فراری که از وی به عنوان "سخنگوی جنبش کمپین حقوق بشر" یاد می‌شود سر پل و واسطه این تحرکات و ارتباطات احمد شهید با ضدانقلاب و گروهکی ها بوده است.

 

وقتی آقای گزارشگر ویژه با تروریست‌ها عکس یادگاری می‌گیرد

 

علت اعلام رضایت از گزارش احمد شهید را نیز می‌توان در کمکی دانست که همین افراد و هم‌فکران آنها در نوشتن این گزارش به احمد شهید نموده‌اند.

منابع و اطلاعات بسیاری نشان می‌دهد احمد شهید در یک نقشه جامع در زمین منافقین بازی نموده است. دیدار‌های آشکار و پنهان وی با اعضای گروهک جنایتکار منافقین بارها و بارها رسانه‌ای شده است. همچنین برخی اخبار نشان داده‌اند که منافقین با سوء استفاده از شرایط افرادی که در کشورهای اروپایی و ترکیه خواستار پناهندگی هستند مورد سو استفاده ضد انقلاب برای سندسازی علیه ایران قرار گرفته‌اند.


 

دیدار گزارشگر ویژه با امید داناسلطنت‌طلبدر استکهلم آبان 1391
(چهره‌ای که در روز عاشورا 88 شعارهای ساختارشکنانه سر‌می‌داد و تلویزیون وی را بارها نشان داد)


دیدار احمد شهید بااعضای گروهک تروریستیمنافقین در اسلو 3 آذر 1391



دیدار با ژیلامهدویان و دخترش(همکار صادق نقاش‌کار عضو گروهک تروریستی منافقین) در برلین 21 آبان 1391


سید فریدون حسینی (از تجزیه‌طلبان کرد و مرتبط با گلمراد مرادی تروریست)با احمد شهید


دیدار احمد شهید با مسیح علی‌نژاد (خبرنگار فراری فتنه) 1391


گفتنی است؛ تا کنون نهاد‌ها و اشخاص غیر دولتی بسیاری از جمهوری اسلامی ایران از احمد شهید دعوت به عمل آورده‌اند تا با او در خصوص منابع و افرادی که اطلاعات غلط به او می‌دهند با وی مذاکره و به گفتگو بنشینند که هر بار این فرد به بهانه‌های مختلف از چنین دیدارهایی سرباز زده است.

در همین راستا، درحاشیه نشست سازمان ملل در حالی تصاویری از دیدار احمد شهید با اعضای "ستاد گروهک تروریستی منافقین" منتشر شد که مانند سال‌های گذشته بسیاری از خانواده‌های شهدا و ایثارگران، سازمان‌های غیر دولتی در ایران که برای گفتگو با احمد شهید به ژنو رفته بودند با جواب رد آقای گزارشگر ویژه مواجه شده و نتوانستند با وی ملاقات کنند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در حاشیه آخرین نشست ضد ایرانی این سازمان با "اردشیر امیر ارجمند" ، مشاور سران فتنه 88 و از اعضای ستاد گروهک تروریستی منافقین در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو ملاقات کرد. همچنین "رجبعلی مزروعی"، و از اعضای حزب منحله مشارکت و "علی پورنقوی"، ضد انقلاب خارج‌نشین نیز در این جلسه ضد ایرانی حاضر بودند.

در فیلمی که در انتهای این گزارش مشاهده خواهید کرد به وضوح و روشنی مشخص است که احمد شهید با قرار گرفتن در جمع ضد انقلاب و وابستگان گروهک‌های تروریستی به راحتی با آن‌ها صحبت می‌کند و در صحنه‌ای دیگر هنگامی که یکی از اعضای خانواده شهدای ترور خواستار ملاقات و صحبت با او است به اصطلاح گزارشگر ویژه حقوق بشر از این کار سرباز می‌زند.

لینک فیلم

کلمات کلیدی :احمد شهید و اسناد رسوایی و ارتباط با منافقین

کاریکاتور/گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران

کلمات کلیدی :احمد شهید و گزارشگر ویژه و حقوق بشر

پوشیدن لباس دموکراسی توسط تروریست‌های الاحوازی

چند صباحی است سایت های تروریستی وابسته به گروهک های تروریستی الاحوازی در چرخشی 180 درجه ای ، از بمب گذاری های خوزستان در سال 2005 نام می برند و آن ها را تصاویر آرشیوی خوانده و به دولت منتسب می نمایند .

جالب است تا قبل از این ، تمامی این سایت ها، عکس ها و فیلم های بمب گذاری ها را در بخش ویدیوی خود گذاشته و مدعی رشادت های غیورمردانه اعضای گروهک خود می‌شدند و نهادهای امنیتی ، انتظامی جمهوری اسلامی را ایران مورد تمسخر قرار می دادند و مدعی بودند که آنها را شکست داده‌اند.                              
این افراد و گروه‌ها در ماه های اخیر در این چرخش ضمن عوض کردن لباس های عربی خود و پوشیدن کت و شلوارهای انگلیسی ، آمریکایی ژست حقوق بشری و دموکراسی به خود گرفته اند و مدعی دموکراسی و حق طلبی شده اند . این در حالیست که حبیب نبگان سرکرده یکی از این گروهک های تروریستی، بارها بر این اقدامات و جنایات تروریستی صحه گذاشته و آنها را پیروزی خود می‌دانست و مدعی فرماندهی این عملیات ها بود .


هر دفعه دولت جمهوری اسلامی ایران در سال های گذشته و هم اکنون سرمایه گذاران را ترغیب به حضور در خوزستان می نمود و حتی خود قصد سرمایه گذاری های کلان برای آبادانی این منطقه را می‌کرد و ‌می‌کند ، شماها با اقدامات تروریستی نظیر بمب گذاری ، ترور ، سرقت مسلحانه ، ایجاد رعب و وحشت و اغتشاش مانع آن شده اید. یکی از افراد مدعی حقوق بشر  تروریست معروف، کریم عبدیان نژاد است، شخصی که با درآوردن لباس تروریستی، مدعی روشن فکری شده و ژست های حقوق بشری به خود گرفته است و در عینیتی واضح و با وارونه جلوه دادن اصل ماجرا ، سعی دارد بمب گذاری های سال 1384 یا به عبارتی 2005 میلادی را بر گردن دولت قرار دهد.

karim

نفر اول از چپ، کریم عبدیان نژاد


آیا شما فراموش کرده اید که یکی از مدیران بمب گذاری های خود شما بوده اید؟ اگر این را انکار می کنید دچار آلزایمر و فراموشی شده اید. برای یک دفعه از هم تباران خودتان "احمد نیسی" ، "عادل نیسی" ، "حاتم نیسی"،"یعقوب نیسی" ،"هانی نیسی"، "حبیب نبگان" و برادارش ، "عادل سویدی" و "صلاح مزرعه" و "محمود مزرعه" ، "حبیب فرج اله چعب" و همسرش سوال کنید؟ از "یاسین غبشی" دوست دیرینه تان سوال کنید که بمب گذاری ها و قتل عام زن و بچه مردم عرب و فارس در خیابان های اهواز کار کیست؟

از "زمان سلیمانی" که در فیلم قبلی " پرس تی وی PRESS TV " ، به آن اشاره شده است سوال کنید که نگهبان پمپ های آب شهید "کعبی" چطور کشته شد؟ او که یک کارگر ساده بود . "سید طاهر موسوی" به چه جرمی در اتاق خواب خصوصی اش توسط هم تباران خارجی شما کشته شده است ؟ مگر این ها عرب نبودند و مگر این اتفاقات در سال های اخیر اتفاق نیافتاده است؟ البته وصل بودن "حبیب نبگان" و دار و دسته اش به سرویس های اطلاعاتی نباید چیزی جز سرقت پول مردم از بانک ها و قتل و عام زنان و کودکان مردم داشته باشد.

yasin

یاسین غبیشی (الاهوازی)

آیا فراموش کرده اید به "جمال عبیداوی" چه گفته اید ؟ اگر فیلم اعترافات وی را ندیده اید و قبلا آن را قبول نداشته و شانتاژ می کردید که به زور از وی اعتراف گرفته اند ، الان که "جمال" نزد شماست، از او سوال کنید . البته این نیز جای سوال دارد که چه شد "جمال عبیداوی" یک دفعه از کشور خارج و الان در اروپا مستقر است .

و سوال آخر اینکه، آیا شما ارتباط تنگاتنگ خود را با "یاسین غبیشی" کتمان می کنید؟ این که اظهر من الشمس است . مگر اعتراف "عبدالمالک ریگی" را از همان شبکه " پرس تی وی PRESS TV " که شما ادعا می کنید از لندن پخش می شود را ندیده اید ؟ به نظر می رسد فراموش کرده اید که شما (کریم عبدیان‌نژاد) در همه این مسائل دست داشته‌اید و "یاسین" با مدیریت شما از طرف سرویس سیا (CIA) این ماموریت را دنبال نمود.

کلمات کلیدی :الاحوازی و گروههای تروریستی و تجزیه طلب

کشف خودکارهای تروریستی در مرز در آستانه چهارشنبه سوری+عکس

مرزبانان مستقر در هنگ مرزی زابل با همکاری سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعدادی کلت خودکاری که از آنها برای انجام عملیات‌های تروریستی استفاده می‌شود را پیش از هرگونه تحرکی در نقطه صفر مرزی کشف کردند.سازمان منافقین در ادعایی مضحک تهدید کرده است که چهارشنبه سوری قرار است در ایران به اقدامات تروریستی دست بزند.

سلاح خودکاری مخصوص ترور از مرز افعانستان وارد شده است

کشف سلاح خودکاری با همکاری ناجا و وزارت اطلاعات

کلمات کلیدی :

وابستگی اپوزیسیون به ریال های عربستانی

بی مایگی و جهل اپوزیسیون روز به روز بیشتر از گذشته پر رنگ تر می شود و هر روز شاهد انشقاق و خیانت بیشتر آنها به مملکت خود می باشیم . اپوزیسیونی که روزی جمهوری اسلامی را وامدار اسلام و پیروی از عربیت متهم می نمود ،امروز دست گدایی به سوی ممالک عربی گشوده و با کمال بی شرمی ، خود را دوست و مرید اربابان عرب خود می داند . البته همانطور که در اظهارات این قماش انسانهای خودفروخته نظیر نوری زاده بیان شده است ، هدف نزدیکی به عربستان و سردمداران آنها ، کاسه لیسی و دریافت هزینه اندک برای گذران زندگی روزمره خود می باشد . نوری زاده فردی است که بیش از آنکه به ایرانیت خود بیاندیشد و حداقل برای ژست اپوزیسیونی هم که شده حفظ ظاهر کند ، امروز با دریدگی و بی شرمی تمام ، وابستگی خود به خاندان آل سعود را از افتخاراتش می داند .

به نظر می رسد جبهه انقلاب باید به داشتن چنین اپوزیسیون کم خردی بر خود ببالد و خدا را شاکر باشیم که دشمنان اسلام از احمقها هستند .

کلمات کلیدی :نوری زاده و شبکه سعودی

نوری زاده داد شهرام همایون رو در آورد+سند

شهرام همایون مدیر تلویزیون ضد انقلاب کانال یک لس آنجلس در صفحه فیس بوک خود نوشت:
پروژه "جا اندازی بجای براندازی" کلید خورده است.یک مثلث، وظیفه اجرای این پروژه را بر عهده دارد.یک راس این مثلث، "هاشمی رفسنجانی - مدیریت بحران داخل" است.
یک راس این مثلث، "ولیعهد عربستان سعودی- تامین منابع مالی" است. راس سوم اما، وظیفه اش، نفوذ در اپوزیسیون، تلفیق "جا اندازان با براندازان"کمرنگ کردن خطوط قرمز "براندازان" از جمله "پرچم شیر و خورشید" و بی اعتبار کردن نیروهای شاخص "براندازان" خواهد بود. همکاری!دوستان سابق ما، علیرضا(نوری زاده- مییبدی) اعلام کرده اند به دلیل مشکلات فنی، نمی توانند پرچم شیروخورشید در برنامه ها استفاده کنند.خیلی متاسف شدم.چون هم برای افتتاح تلویزیون و هم ایام عیدی باید هدیه ای به دوستان می دادیم، به این لحاظ حاضریم همه هزینه ها و اقدامات لازم را بعنوان هدیه در اختیار اقایان قرار دهیم تا دوستان اینقدر غم نبود پرچم نداشته باشند .امیدوارم به این ترتیب نه انان و نه ما، شرمنده تاریخ و مردم نباشیم.البته در این زمینه توضیحاتی وجود دارد ، که بماند برای بعد!

گفتنی است شهرام همایون معروف به شهرام پرچم فروش و شهرام گدا است.شهرام همایون مدتی است در فیس بوک به پرو پای بی بی سی فارسی پیچیده است و در نظر دارد در نظر سنجی خود این تلویزیون را تحریم کنند عده ای از ضد انقلاب گمان میکنند شهرام همایون نفوذی و جاسوس وزارت اطلاعات در اپوزیسیون است.

کلمات کلیدی :نوری زاده و شهرام همایون و شبکه ایران فردا

شبکه‌ای سیاسی با اهداف براندازانه، این روزها در تبلیغ همجنسگرایی+ تصاویر

در ابتدا برخی عوامل روزنامه‌نگار که از ایران فرار کرده بودند فعالیت و همکاری خود را با این شبکه آغاز کردند و عده‌ای از هم از سایت و رادیو بی‌بی‌سی به "تلویزیون بی‌بی‌سی" اضافه شدند. سال 88 همه گمانه زنی‌ها در مورد نوع عملکرد و فعالیت تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی به فعالیت‌های سیاسی تعبیر میشد. تعبیری که چند ماه اول درست از آب درآمد و بعد از انتخابات ریاست جمهوری محل استقرار شبکه بی‌بی‌سی فارسی در لندن در حقیقت تبدیل به اتاق فکر فتنه شد. اندکی گذشت تا اینکه غبار فتنه در ایران خوابید و شبکه بی‌بی‌سی شاخه ها و بازوهای رسانه‌ای خود را گسترش داد.

ورود بی‌بی‌سی فارسی به عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ

تلویزیون "بی‌بی‌سی فارسی" که در جریان "فتنه 88 " ماموریت خود را به زعم مدیران به درستی انجام داده بود از سوی بازوی رسانه‌ای دولت انگلیس ماموریت‌های جدیدی را در عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ بر عهده گرفت. ساخت و پخش مستندهای سفارشی از فرهنگ و تاریخ ایرانی که هم فرهنگ ایران را زیر سوال می‌برد و هم تاریخ را تحریف می‌کرد در دستور کار قرار گرفتند. تعداد زیادی مستند با عناوین مختلف به صورت سفارشی تهیه و تولید شدند تا بخشی از آن‌ها فرهنگ ایرانی را زیر سوال ببرند و برخی از آن‌ها نیز دوران‌ منحوس ستم شاهی را تطهیر کنند.

وقتی بی‌بی‌سی، روی به پخش اخبار جهت دار می‌آورد

به گواه تاریخ بی‌بی‌سی فارسی از همان ابتدا هم پایگاه و رسانه‌ای در خدمت بهاییت بوده است. فرقه‌ای که دشمنی و عناد آن با فرهنگ و تاریخ ایرانی ریشه در سال‌های فعالیت منحوس آن دارد. از ابتدا در رادیو علیه مردم ایران تبلیغ میشد، بعدها مجموعه سایت هم به این تریبون تبلیغاتی اضافه شد تا اینکه تلویزیون، داشته‌های دولت‌مردان انگلیسی و سران "فرقه ضاله بهاییت" را کامل‌تر کرد. شبکه‌ای که بخشی از هزینه‌های مالی آن از حیفا در سرزمین‌های اشغالی تامین می‌شود در ابتدا و براساس مانیفست این فرقه نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه قرار داد از سیاست گذشت تا نوبت به فرهنگ و تاریخ رسید و این روزها قانون فرقه ضاله بهاییت، بی‌بی‌سی فارسی را مجاب به این کرده تا به ترویج انحراف اخلاقی بپردازد.

بی‌بی‌سی فارسی چگونه انحرافات اخلاقی را ترویج می‌کند؟

فرقه ضاله بهاییت که بخشی ازتفکیک‌ناپذیر کانون‌های صهیونیستی است در ابتدا اینگونه القا کرد که ترویج انحراف اخلاقی در میان جامعه هدف(ایرن) می‌تواند بخشی از فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. اتاق‌های فکر تشکیل شد تا اینکه گزارش‌هایی در خصوص ترویج فرهنگ بی‌بندوباری و همجنس‌گرایی به تناوب در سایت بی‌بی‌سی فارسی و تلویزیون این بنگاه خبرپاکنی منتشر شد.

ترویج همجنسگرایی، ترویج فرهنگ غربی-صهیونیستی

بی‌بی‌سی فارسی با بهره‌گیری از امکانات مالی و تجهیزاتی دولت انگلیس و کانون‌های صهیونیستی و به طور خاص فرقه ضاله بهاییت این روزها جامعه هدف ایرانی را مورد آماج حملات ضد فرهنگی و ضد اخلاقی خود قرار داده است، پخش مستندهایی با هدف ترویج فرهنگ بی‌بند و باری در میان خانواده، تهیه گزارش‌های جهت دار از زندگی بی‌قید و بند غرب و قرار دادن آن‌ها در آرشیو سایت بی‌بی‌سی که برای همیشه در دسترس باشند کار را تا بدانجا پیش برده است که با جستجویی ساده در فضای مجازی می‌توان ابعاد اولویت‌های بی‌بی‌سی را شناخت و به آن پی برد.

خبرنگاران بی‌بی‌سی، ابزار جدید ترویج فرهنگ بی بند و باری

خبرنگاران(بازیگران بی‌بی‌سی فارسی) با حضور در سایت‌های اجتماعی این روزها فضای اینترنت را به فضایی برای ترویج فرهنگ بی‌بند و باری تبدیل کرده‌اند. ماه گذشته خبری از روابط غیر متعارف اعضا و کارکنان بی‌بی‌سی فارسی به نقل از نفیسه کوهنورد منتشر شد که خبر از رسوخ اعتقادات فرقه ضاله بهاییت در میان اعضای این بنگاه وابسته به شبکه‌های قدرت و کانون‌های صهیونیستی میداد، اما انتشار عکس‌هایی از "نگین شیرآقایی" در فضای مجازی که در فستیوال منحرفان جنسی لندن شرکت کرده بود ابعاد جدیدی از این ماجرا را برملا کرد.حضور شیرآقایی در فستیوال منحرفان جنسی سال 2013 ابعاد جدیدی از تبلیغ فرهنگ بی‌بند و باری از سوی کارکنان بی‌بی‌سی را به نمایش گذاشت.


در عکس‌هایی که در وب‌سایت منحرفان جنسی لندن منتشر شده است نگین شیرآقایی با وضعی زننده در فستیوالی مشاهده می‌شود که به فستیوال منحرفان جنسی شهره است و رابطه داشتن با جنس موافق در آن امری عادی به شمار می‌رود.

 

از میان عکس‌های زننده منتشر شده شیر‌آقایی در این وب‌سایت تنها عکس‌‌هایی کمتر از انگشتان یک دست را آن هم با ملاحظات بسیار می‌توان منتشر کرد.

کلمات کلیدی :شیرآقایی و مجری همجنس باز و بی بی سی فارسی

مجتبی واحدی، از اخراج روزنامه نگاران از آفتاب یزد، تا دلسوزی برای روزنامه نگاران

مجتبی واحدی  روزنامه نگار فراری که این روزها به شدت فعال شده واز برنامه های متعدد صدای آمریکا در واشنگتن تا برنامه های بی بی سی، رادیوفردا، رادیو زمانه و سایر رسانه های مخالف نظام همه جا حاضر می شود تصور می کند که با زیاد حرف زدن و همه جا حاضر شدن بر دانش خود می افزاید و نفوذ و جایگاه سیاسی بالاتری را کسب می کند.

به گزارش قرارگاه حمزه ، وی که در یک نظر سنجی  در برنامه افق صدای آمریکا بعد از رضا پهلوی قرار گرفته است، از یک سو دچار غرور شده اما از سوی دیگر از خود سوال می کند که با این همه حضور در برنامه های مختلف چرا بعد از رضا پهلوی قرار گرفته است؟ و چرا بعد از او افراد سلطنت طلب و غیر مذهبی مانند معروفی و بهرام مشیری قرار دارند
و البته دلیلش مشخص است چون مخاطبان به زیاد حرف زدن شرکت کنندگان در این برنامه ها و تند تند حرف زدن توجهی ندارند و امثال مجتبی واحدی نباید تصور کنند که هر چه بیشتر در برنامه ها حاضر شوند و بیشتر حرف بزنند، بر دایره نفوذ و جایگاه سیاسی آنها افزوده می شود بلکه برعکس، هر چه بیشتر حاضر شده اند، به خود لقب  "ساندویچ مغز" داده اند.
مجتبی واحدی طوری از سیاستمداران و روزنامه نگاران حرف می زند وعرض ارادت می کند، گویی فراموش کرده که تا زمانی که در ایران بود چگونه عمل می کرد و سیاستمداران وروزنامه نگاران نسبت به عملکرد وی چه انتقادهایی مطرح می کردند.
برای یادآوری به مجتبی واحدی، لازم است یادآور شویم که مرحوم عزت اله سحابی، اعلام کرده بود که در بین بازجویان خود، مجتبی واحدی را دیده است؟!
واحدی تصور می کرد که باید خود را به حکومت و قدرت نزدیک کند و علیه افراد بدنام اقدام کند و به همین خاطر گاه و بیگاه علیه نهضت آزادی و جبهه ملی موضع می گرفت وحرف ها می زد اما معلوم نیست که آب وهوای خارج کشور و واشنگتن چه تاثیری بر مجتبی واحدی دارد که یکباره در ابراز ارادت به مهندس بازرگان، گوی سبقت را از افراد نهضت آزادی نیز ربوده است و فراموش کرده که با نزدیکان به نهضت آزادی و جبهه ملی چگونه رفتار کرده است؟
وی در واکنش به بازداشت چند روزه تعدادی از روزنامه نگاران که با خارج کشور در ارتباط بوده اند، نیز طوری به دفاع از روزنامه نگاران پرداخته، که گویا فراموش کرده در مقام سردبیر روزنامه آفتاب یزد، چگونه عمل کرده است.
مجتبی واحدی، نه تنها برادر خانوم و برادر خود و چند تن از نزدیکان را به جای افرادی که از قبل از روزنامه سلام و بیان و... در آن ساختمان کار می کردند، قرار داد بلکه حتی روزنامه نگاران مطرح آن روزها که در بین روزنامه نگاران اصلاح طلب نام و جایگاهی داشتند را نیز اخراج کرد.
برای یادآوری این نکته لازم است مجتبی واحدی به یاد آورد که چه برخوردی با بنفشه سام گیس گزارش نویس روزنامه های اصلاح طلب و خانوم ص و .... داشت و با برخورد زننده و زشت، آنها را از روزنامه اخراج کرد.
برادر خانوم او نیز بابت برخی رفتارها و عملکرد های مجتبی واحدی،  احساس شرمند گی می کردند و از دیگران عذر خواهی می کردند که ایشان حدود اخلاق را رعایت نمی کند.
حال چه اتفاقی افتاده که در این چند سال، کسی که تنها به منفعت خود فکر می کرد و از روزنامه نگاری چیزی نمی دانست و یک شبه سردبیر آفتاب یزد شده بود و با روزنامه نگاران شناخته شده برخوردهای حذفی می کرد، و... حالا یکدفعه خود را روزنامه نگار و حامی روزنامه نگاران معرفی می کند؟


البته جواب مشخص است به مجتبی واحدی جز حرف زدن زیاد و تند تند حرف زدن برای سبقت گرفتن از دیگران، نقش دیگری نداده اند و او موظف است که از تریبون های مختلف و از صبح تا شام حرف بزند و بنویسد و حرف های قبلی و عملکرد گذشته خود را با حالتی برعکس گذشته ماست مالی کند.
مجتبی واحدی نیز در صحنه سیاست همین گونه بوده است زمانی که انتقاد کردن و تحقیر هاشمی رفسنجانی توسط اصلاح طلبان مد بوده، وی نیز در صف جلو خود را نشان می داد و زمانی که حمله کردن به روزنامه نگاران و تحقیر آنها مد بوده و یا انتقاد از احزاب سیاسی دیگر مد بوده، مجتبی واحدی برای آن که همرنگ جماعت شود با دیگران هماهنگ می شد تا خود را به ساختار قدرت نزدیک کند و برای خود و برادر و دوستانش ارتباطی ایجاد کند و به مسائل مالی و اقتصادی هم نزدیک باشد.

وی در دوره مجلس ششم که اقای هاشمی نفر سی ام انتخابات تهران شد، با طرح شعار آقاسی، حمله به هاشمی را شروع کرد.
مجتبی واحدی، در  یک همایش که در مرکز همایش های رازی برگزار کردند برای آن که هاشمی را خراب کنند و به او حمله کنند، به هر حیله  و ترفندی دست زدند. آنها  قدرت علیخانی را  پیشنماز کردند و موضوع آقا سی را راه انداختند و در رسانه های خود کاری کردند که آقای هاشمی را مجبور به انصراف از انتخابات کردند.
در آن زمان کروبی در لیست تهران انتخاب شده بود ومجتبی واحدی برای آن که کروبی به عنوان یک روحانی، شانس ریاست مجلس داشته باشد، بیش از همه به هاشمی رفسنجانی حمله می کرد تا هاشمی به مجلس نیاید و رئیس نشود.
با وجود آن که بسیاری از منتخبان جبهه مشارکت، کروبی را برای ریاست مجلس شایسته نمی دانستند، اما مجتبی واحدی و طرفداران کروبی تلاش می کردند که برای کسب نظر اعضای جبهه مشارکت، با آنها هماهنگ شوند تا کروبی شانس انتخاب بیشتری داشته باشد.
واقعا سیاست چه دنیای عجیبی است، یک روز مخالف هاشمی است تا کروبی رئیس شود و امروز حامی هاشمی است زیرا در خارج کشور به این تحلیل ها نیاز دارد تا بهانه ای برای حضور خود در واشنگتن داشته باشد.
روزی مرگ برآمریکا می گفت و امروز در واشنگتن در صدای آمریکا وابسته به  وزارت خارجه و سازمان سیا حضور دارد

مجتبی واحدی دائم تلاش بوده که کروبی به جایی برسد تا او نیز از کنار آن به نان و نوایی برسد. در روزنامه آفتاب یزد، یک شبه سردبیر می شود، روزنامه نگاران شناخته شده را بیرون می کند و برادر و دوستان خود را به جای آنها می آورد. علیه عزت اله سحابی و دیگران اقدام می کند علیه هاشمی رفسنجانی اقدام می کند و.... تا به خیال خود  به حکومت و قدرت نزدیک شود. اما وقتی می بیند که هزینه سیاست زیاد شده و کروبی به سران فتنه تبدیل شده از او فرار می کند اما به نام مشاور و نزدیکان کروبی، از این طریق برای خود توشه سفری آماده می کند و مدت ها خود را مشاور کروبی در خارج کشور معرفی می کند.
اما وی نه بازداشت شده و نه هزینه ای داده است و تمام عمر خود از کنار کروبی و روزنامه و... خورده است و حالا برای آن که خود را در رسانه های خارجی مطرح کند به شدت و تند تند حرف می زند تا کسی شک نکند که مجتبی واحدی واقعا که بوده و چه عملکردی داشته و حالا چگونه است؟
او اگر اعتقاد به حقوق بشر و روزنامه نگار و ازادی دارد چرا درایران که بود به آن اعتقادی نداشت؟ او یک فرصت طلب است چه در داخل کشور و چه حالا که در خارج کشور است.
برای او وظیفه ای در نظر گرفته اند که هر روز حرف بزند و ساندویچ مغز به مخاطبان تحویل دهد و حالا لازم است که از او سوال شود که او چه کار بوده است و چه هزینه ای داده که خود را روزنامه نگار اصلاح طلب و سیاست مدار می خواند.
آیا صحبت های درهم و برهم می تواند  گذشته مجتبی واحدی را پاکسازی کند؟

کلمات کلیدی :مجتبی واحدی و روزنامه نگار فراری و مهدی کروبی

روایتی از شکست BBC و شکار طلائی ایران

بخش فارسی‌زبان سرویس جهانی بی‌بی‌سی در هفدهم اسفندماه سال جاری مقاله‌ای را با عنوان «مأموران مخفی MI6» در رسانه‌های بریتانیا منتشر کرد.

این گزارش که در حقیقت ترجمه‌ای از یک گزارش داخلی توسط رادیو 4 بی‌بی‌سی است، به ظاهر مطلبی تحقیقی را درباره وقایع مرتبط با اتفاقات دوران جنگ سرد بیان می کند، اما با کمی دقت نکات جالبی در آن به نظر می رسد.

در این گزارش به صراحت تصریح شده است که "دستگاه اطلاعات خارجی انگلستان" موسوم به MI6 در دهه های شصت و پنجاه روزنامه‌نگارانی را در رسانه‌های بریتانیایی برای عملیات جاسوسی به استخدام خود درآورده بود.

روزنامه‌نگارانی که به ظاهر به عنوان فعال رسانه‌ای در مطبوعات بریتانیا فعالیت می‌کردند، اما در حقیقت وظایف دیگری را به عنوان مأموران نفوذی MI6 انجام می‌دادند.

*پیامی که از سردسیر آمد

در این گزارش آمده است که روزنامه روسی ایزوستیا در دسامبر سال 1968 سلسله یادداشت‌هایی را منتشر کرد که در آن چندین روزنامه‌نگار چند رسانه بریتانیایی همانند ساندی‌تایمز، آبزرور، دیلی‌میل، دیلی‌تلگراف و بی‌بی‌سی به طور مستقیم با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا همکاری می‌کنند.انتشار این یادداشت‌ها در آن زمان موج وسیعی را در رسانه‌های بریتانیا به راه انداخت.

یادداشت‌های ایزوستیا شامل جداولی است که در آنها اسامی روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و یا سردبیران با یک کد به رابط آنها در دستگاه اطلاعاتی بریتانیا ذکر شده بود، گرچه در همان زمان نیز انتشار این گزارش با تکذیب قاطع روزنامه‌نگاران و خبرنگاران انگلیسی روبرو شد.

*ما جاسوسیم

بی‌بی‌سی در این گزارش خود با اشاره به بخشی از فعالیت‌های این رسانه برای انتقال پیام‌های رمز به مأموران مخفی بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم به صراحت به این مسئله اشاره می‌کند که دست کم تعدادی از روزنامه‌نگاران و سردبیرانی که از سوی این روزنامه روسی نام آنها برده شده است با MI6 ارتباط داشتند. فیلیپ نایتلی خبرنگار ساندی‌تامیز در این گزارش با اشاره به این مسئله آورده است همه می‌دانستند که هنری برندون یکی از همکاران من که نامش در فهرست ایزوستیا آمده بود برای MI6 فعالیت می‌کرد.

سر آلیستار هورن مورخ و زندگی‌نامه نویس بریتانیایی در این گزارش به صراحت اعتراف می‌کند که در دهه 1950 و زمانی که برای روزنامه دیلی‌تلگراف فعالیت می‌کرد برای سازمان اطلاعات و امنیت بریتانیا فعالیت می‌کرد.

*چه کسی بند را آب داد

در ادامه این مطلب و طبق تحقیقات استفان دوریل نویسنده کتاب تاریخچه‌ای از MI6 این اطلاعات توسط جرج‌بلیک مأمور نفوذی KGB (کمیته فوق‌العاده مبارزه با خرابکاری) به دست روسها رسیده است.

بلیک در دهه 50 به عنوان مأمور کشیک شب در مقر مرکزی MI6 در لندن فعالیت می‌کرد و زمانیکه برای بازرسی به داخل ساختمان می‌رفت از حین عبور از راهروهای این مقر با دوربین کوچکی که داشت از هر مدرکی عکاسی می‌کرد و آنها را به دست KGB می‌رساند.

دوریل به این مسئله اشاره می‌کند که به احتمال زیاد، "کیم‌فیلبی" قائم‌مقام سازمان اطلاعات مرکزی بریتانیا که او نیز جاسوس نفوذی روسها بود در نحوه استفاده از این اطلاعات به روسها مشاوره داده بودند.

لازم به ذکر است که فیلبی پس از اینکه احتمال جاسوسی وی توسط رابین‌رایت افسر ارشد ضد اطلاعاتی دستگاه امنیت داخلی بریتانیا کشف شد، در سال 1963 به روسیه پناهنده شد.

*شغل؛جاسوس

گزارش بی‌بی‌سی درباره پذیرش این نکته که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بریتانیایی برای دستگاه اطلاعاتی مخفی بریتانیا فعالیت می‌کردند،اتفاق مهمی است که نمی‌توان بدون توجه به آن گذشت.

حقیقت آن است که پوشش روزنامه‌نگار و یا فعال رسانه‌ای همواره جزء علاقه‌مندی‌های دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و به خصوص بریتانیا برای انجام عملیات‌های جاسوسی بوده است.

بسیاری از مطرح‌ترین فعالان دستگاه اطلاعاتی بریتانیا کار خود را به عنوان روزنامه‌نگار و یا وابسته مطبوعاتی سفارت متبوعه خود آغاز کردند و می‌توان رد آنها را به خوبی در کشورهای هدف این سازمان مشاهده کرد،ایران نیز یکی از جمله کشورهایی است که از این طرفند بارها از آن استفاده شده است.

*شبکه چهل ساله

سابقه فعالیت دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در ایران را می‌توان به طور جدی در زمان ناصرالدین شاه و پس از تصرف هند توسط کمپانی هند شرقی ملاحظه کرد. در این فضای حساس مانکجی هاتریا به عنوان مأمور رزیدانت حکومت هند در بریتانیا برای فعالیت در تهران مستقر شد.

وی در پوشش نماینده پارسیان هند برای سرپرستی در طول چهل سال فعالیت خود شبکه اطلاعاتی وسیعی در ایران ایجاد کرد.

*از اردشیر تا شاپور

سه سال پس از فوت وی اردشیر جی‌ریپورتر به عنوان جانشین هاتریا در ایران معرف شد. همانگونه که از اسم وی پیداست عنوان اصلی کار وی در ایران روزنامه‌نگاری و خبرنگاری بود. در حقیقت همه وی را به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز لندن در ایران و خاورمیانه می‌شناختند که البته گزارش‌های وی نیز زبانزد خاص و عام بود.

اما اردشیرریپورتر در حقیقت مستشار سفارت بریتانیا در تهران و مشاوره ویژه وزیر مختار بریتانیا در تهران محسوب می‌شد. اردشیر ریپورتر به عنوان خبرنگار سالها در ایران فعال بود و نقش بسیار مهمی در برکناری احمدشاه قاجار و ایجاد سلسله رضاخان داشت.

بعدها شاپور ریپورتر پسر خلف اردشیر ریپورتر که وی نیز به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد جای وی را پر کرد. شاپور ریپورتر مهمترین وزنه دستگاه اطلاعاتی خارجی MI6 در ایران بود و نقش اصلی را در کودتای آمریکا-انگلیسی 28 مرداد ایفاء کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی مهمترین رابط بین محمدرضا پهلوی و دستگاه اطلاعات خارجی بریتانیا محسوب می‌شد.

*آنکه کاشت و آنکه درو کرد

واقعیت آن است که مطبوعات و عرصه رسانه‌ها در ایران همواره عرصه‌ای برای فعالیت کانون‌های خارجی بودند و دستگاه اطلاعاتی غرب به خصوص بعد از شهریور 1320 تلاش فراوانی را برای استفاده از این مسئله انجام دادند، بسیاری از مطبوعاتی که مانند قارچ می‌رویدند با پول و هدایت سفارتخانه‌های خارجی منتشر می‌شدند. اشخاصی همانند حشمت‌الدوله بالاتبار از سوی کانون‌های غربی در میان روزنامه‌نگاران پول توزیع می‌کردند تا از این طریق مطالب خود را منتشر کنند.

در دوران کودتای 28 مرداد نیز ایستگاه اطلاعاتی CIA از طریق عوامل خود که پیش از این توسط دستگاه اطلاعات امنیت خارجی بریتانیا اجیر شده بودند به ملتهب کردن فضا و ایجاد اختلاف بین ملیون و مذهبیون می‌پرداختند.

*حربه ای تکراری ولی موثر

با چنین سابقه‌ای در خصوص عمق نفوذ دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در مطبوعات ایرانی به هیچ عنوان نمی‌توان این نکته را انکار کرد که چنین سیستمی همچنان به دنبال رها کردن نفوذ خود در بین مطبوعات و خبرنگاران باشد.

حربه‌ای که بارها از آن در طول مقاطع مختلف استفاده کرده است اما چه شده است که ناگهان بی‌بی‌سی به فکر اعتراف به فعالیت‌های روزنامه‌نگاران غربی در سیستم اطلاعاتی خود افتاده است.

این نکته کاملاً مشخص است که بی‌بی‌سی در حقیقت به دنبال نوعی فرار به جلو و مطرح کردن گزینه‌ای است که احتمال می‌دهد به زودی به صورت جدی گریبان وی را بگیرد.

دستگیری روزنامه‌نگاران مرتبط با دستگاه اطلاعاتی انگلیس تنها نکته‌ای بوده است که چنین ظنی را تقویت می‌کند که بی‌بی‌سی بنا به دلایلی منتظر طوفان جدیدی در خصوص رسوایی عوامل نفوذی خود است.

*هدف کجاست؟

دستگاه اطلاعاتی ایران طی دو ماه گذشته دست به دستگیری تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مرتبط با رسانه‌های خارجی از جمله بی‌بی‌سی زده است. به نظر می‌رسد این سلسله دستگیری‌ها با توجه به سوابق و سرمایه‌گذاری‌های دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در این حوزه با استفاده از بازوی رسانه‌ای غرب سبب نوعی ترس در بین مدیران شبکه جهانی بی‌بی‌سی شده است.

این خود اعترافی بی.بی.سی به صورت سربسته نشان می‌دهد که وزارت اطلاعات موفق شده است خود را به شبکه اصلی جاسوسی رسانه‌ای بی‌بی‌سی در ایران برساند. شبکه‌ای که در جریان فتنه سال 88 توانست نقش اصلی را در تغذیه رسانه‌ای این شبکه ایفا کند.

*بی.بی.سی این بار نگران از "جورج بلیک" ایرانی

اشاره بی.بی.سی به این که یک نشت اطلاعاتی سبب انتشار اسناد مرتبط با جاسوسی روزنامه‌نگاران غربی شده است برخی اخبار شنیده شده را در زمینه موفقیت جدید وزارت اطلاعات در نفوذ به شبکه داخلی بی‌بی‌سی تایید می‌کند.

منابع موثق بر این نکته تاکید می‌کنند که دستگاه اطلاعاتی ایران موفق به نفوذ جدیدی در دستگاه تبلیغاتی و جاسوسی بی‌بی‌سی و MI6 شده و شکار تازه ای به دست آورده است که به زودی با پخش جزئیات آن نقش این رسانه انگلیسی در انجام عملیات جاسوسی افشا می‌شود.

*خودزنی یا تطهیر

اطلاعاتی که از این نفوذ جدید دستگاه اطلاعات ایران به بیرون نشت داده شده است به خوبی به این نکته اشاره می‌کند که بی‌بی‌سی نه به عنوان یک رسانه مستقل بلکه به عنوان ابزاری برای نفوذ و جاسوسی برای دستگاه اطلاعاتی غرب ایفای نقش می‌کند.

شاید بی.بی.سی خود آماده سناریوچینی جهت مقابله با رسوایی امنیتی همچون "جوروج بلیک" البته از نوع ایرانی آن می کند، تا خود را نه تنها از اتهام کارفرمایی برای دستگاه های اطلاعاتی غرب مبرا کند، بلکه خود را تنها یک رسانه حرفه ای معرفی کند که از آن سوء استفاده شده است.

کلمات کلیدی :بی بی سی فارسی و نفوذ وزارت اطلاعات و ماموران mi6

همه چیز از مجلس رقص و حرکات غیرمتعارف شروع شد+ مستند

امیر عباس فخرآور که دوست ‌دارد خود را «پسرک گستاخ» نامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای برای ایرانیان می باشد. وی که خود را رهبر جنبش دانشجویی می خواند با احمد باطبی چهره دیگر بخش فارسی صدای آمریکا درگیری چندساله ی داشته که چندی پیش نیز در پی افشای مکالمه تلفنی باطبی با یکی از کارمندان وزارت اطلاعات ایران این درگیری ابعاد تازه ای به خود گرفت.
 حامیان سلطنت طلب با مشاهده همکاری مستقیم رضا پهلوی با امیرعباس فخرآور  از وی به خشم آمده و حتی در فضای مجازی نسبت به این گزینش سر به اعتراض گذاشته اند، بسیاری در فضای مجازی از جمله سایت های آزادگی و بالاترین نوشته اند که " آیا رضا پهلوی فرد دیگری را در اپوزسیون نمی شناخت که امیرعباس فخرآور را انتخاب کرد".
 انتخاب امیرعباس فخرآور در میان مدعیان اپوزسیون از سوی رضا پهلوی تنها دو مفهوم را می رساند:
 در اپوزسیون کمتر کسی حاضر به همکاری مستقیم با رضا پهلوی است، این مهم از آنجا استنباط می شود که وی در جریان شورای ملی ایرانیان تنها پس از گذشت چندماه تنها ماند و مجبور به رونمایی از «سوپر شورای ملی» شد! گفتنی است در آغاز به کار شورای ملی ایرانیان بسیاری از گروه ها به زعم اینکه شورا می تواند دربردارنده نظرات مختلف باشد به آن پیوستند اما با ورود شورا به مسائل مالی و نیز اختلاف در دیگر مباحث گروه های بسیاری از آن جدا شدند!
 رضا پهلوی به خیال آنکه امیرعباس فخرآور لابی گسترده ی در دولت آمریکا داشته و می تواند سیل کمک های مالی دولت آمریکا را سرازیر کند، از این رو وی به فخرآور پیشنهاد همکاری مستقیم داد؛ البته تا پیش از این نیز رضا پهلوی گزینه های دیگری را مدنظر داشت اما با توجه به آنکه بسیاری از آنان در طی چندماهه اخیر دست به اقدامات جداگانه ای برای تامین منابع مالی زده اند از انتخاب آنان برای همکاری مستقیم منصرف می شود. به عنوان مثال علیرضا نوری زاد با عنایت ویژه دول عربی اقدام به راه اندازی تلویزیون ماهواره ای می کند.
 با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران و نظر به برنامه مدون دولت آمریکا برای برهم زدن آرامش در انتخابات 92 بسیاری از حامیان سبز که تا پیش از این از طریق جنبش سبز توانسته بودند مبالغ گسترده ای به جیب زنند، این بار نیز بنابر سیاست همیشگی دولت آمریکا برنامه هایی را در اختیار اتاق فکر سازمان های جاسوسی قرار دادند؛ چناچه این طرح و برنامه ها مورد تایید مدیران ارشد قرار گیرد منابع مالی گسترده ای در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
 اما ماجرا در اپوزسیون از این حرف ها گذشته و به خاله زنک بازی های می انجامد که هم اکنون شاهد حضور امیرعباس فخرآور در کنار رضا ربع پهلوی هستیم،تنها افسوس برای آنهایی که اپوزسیون را حتی در حد شلغم نیز باور دارند؛ به گمان نگارنده اپوزسیونی که این باشد از کارکرد در حد شلغم نیز عاجز است! اگر ماجرا را آنطور که سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» عنوان می کند باور کنیم وای به حال سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» اما ابعاد تازه ای از پشت پرده همکاری مستقیم رضا ربع پهلوی با امیرعباس فخرآور افشا می کند؛ این سایت که سابقه طولانی در خبررسانی به شیوه غربی داشته و  توسط عناصر ضدانقلاب مدیریت می شود ابعاد تازه ای از ماجرای همکاری ربع پهلوی با فخرآور را رو می کند.
 پایگاه خبری حقوق انسانی‌و اولیه بشر: آغاز داستان این همکاری و پیوند بر می گردد به یک مهمانی که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۲درمنزل شخصی‌ "سینا دبستانی "برگزارشد .در این مهمانیکه نوری علی ‌و فواد پاشایی و تنی چند از اعضای حزب مشروطه به همراه فریبا داودی مهاجر وحضور پیدا می کنند و بساط عیش و نوش را می گسترانند و شروع به رقص ومی کنند، از مراسم رقص و برخی ‌از حرکات غیر متعارف فواد پاشایی با خانمفیلمبرداری می شود و این فیلم به نحوی در اختیار فخرآور قرارداده می شود و فخرآور بخشی از آن ‌ر ابه صورت عکس (اسکرین شات)در فیس بوک و وبلاگ خود منتشر می‌کند و به صورت غیرمستقیم از طریق سینا دبستانی به حزب مشروطه می فهماندکه قضیه فیلم جدی است!
 در همان کشاکش و اوج بحران و درگیری، فخرآور قسمت‌هایی‌ از فیلم موصوف را جهت انتشار و زیر فشار گذاشتن اعضای حزب مشروطه و رضا پهلوی به «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» ارسال می‌ کند اما سردبیر سایت بنابر ملاحظات اخلاقی‌ و سیاسی حاضر به انتشار آن نمی شود، بعد از گذشت چند ماه از این کشمکش،حزب مشروطه به مصالحه و به بازی گرفتن فخرآور در شطرنج سیاست رضایت می دهد و بدین گونه سلطنت طلبان با استیصال به همکاری های همه جانبه با «پسرک گستاخ» تن در می دهند و همه رسوایی‌های ناشی‌ از این همکاری نامبارک را به جان می خرند.
 در پایان بنابر بر خبری که صبح امروز در پایگاه اینترنتی «ایران گلوبال» درج شده این سایت خبر داده است که « درگیری و اختلاف نظر شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.» این خبر توسط ماهستیم تایید نمی شود.

کلمات کلیدی :امیرعباس فخرآور و شاهزاده رضاپهلوی و پسرک گستاخ

پونه قدوسی؛ این بار نوبت شماست! / خرابه ای به جا مانده از زلزله رودبار

پونه قدوسی روزنامه‌نگار ایرانی است که در بخش فارسی بی‌بی‌سی فعالیت و به همراه سیاوش اردلان و ستار سعیدی برنامهٔ نوبت شما را اجرا می کند. او حرفه ژورنالیستی را در سال 1990 در جریان زلزله رودبار آغاز کرد و پس از آن با رسانه های خبری زیادی همکاری کرد.
او در سال 2000 به سرویس جهانی بی بی سی پیوست و به عنوان تهیه کننده و مجری کار خود را آغاز کرد. پونه قدوسی به عنوان تهیه کننده برنامه جدید بی بی سی با عنوان «Newslight» و همچنین تهیه بولتن های خبری سرویس جهانی بی بی سی فعالیت خود را با بی بی سی ادامه داد. در سال 2008 در بی بی سی فارسی و در برنامه نوبت شما مشغول به فعالیت شد.
در فواصل سالهای 2011 تا 2010 پونه قدوسی مدیریت پروژه ای را بر عهده داشت که در جریان آن تاثیر استفاده از رسانه های اجتماعی در بین اقشار مردم (بی بی سی) مورد آزمون قرار می گرفت.در تاریخ 2011/فوریه/15 در همکاری با نیویورک تایمز و با نویسندگانی همچون NEIL MacFARQUHAR و  ALAN COWELLدر مقاله ی تحت عنوان «استفاده مجدد جمهوری اسلامی از زور علیه معترضان» علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دست به قلم شد و در جریان آن از هیچ اقدامی در جهت تحریف واقعیت دریغ ننمود.

 
پونه قدوسی مجری بی بی سی فارسی از گذشته تا حال

برنامه نوبت شما چه اهدافی  را دنبال میکند؟
مهمترین برنامه تلویزیون فارسی بی بی سی (BBCPersian) که مأموریت تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان را با توسل به شیوه های گوناگون عملیات روانی تعقیب می کند، برنامه روزانه "نوبت شما” ست. دست اندرکاران این برنامه همواره تلاش می کنند حرف های مورد علاقه خود را از زبان مردم ایران بیان کنند.
افشاگری در شهریور 1390علیه صادق صبا ، قربانی تجاوز پونه قدوسی
این برنامه یک گاف بزرگ داد؛ یک سناریوی واحد را با جملاتی دقیقا عین یکدیگر، از زبان دو به اصطلاح مخاطب که ظاهرا از دو موقعیت جغرافیایی مختلف با نوبت شما تماس گرفته بودند، روی آنتن شبکه برد.
موضوع چه بود؟
در برنامه "نوبت شما” نیز یکی از مخاطبان بی بی سی فارسی پس از لحظاتی در حال بیان ماجرای این تجاوز بر روی آنتن زنده بود که مجری برنامه مذکور (سیاوش اردلان) بلافاصله سخنان آن مخاطب را قطع و تاکید کرد که مجبوریم "به خاطر رعایت حال آن مجری!” چنین تماس هایی را قطع کنیم
صادق صبا مدیر بی بی سی فارسی و لیلا خدابخشی سردبیر نوبت شما که با برملا شدن این ترفند کودکانه، موقعیت خود را متزلزل دیدند، قبل از بازخواست شدن از سوی مسؤولان سرویس جهانی بی بی سی و مقامات ذیربط در وزارت خارجه انگلیس، دو نیروی جزء را قربانی کرده اند تا مسؤولیت تمام رخدادهای مسأله دار شبکه را به گردن آن ها بیندازند و دیگر کسی خودشان را مورد مؤاخذه قرار ندهد.

لیلا خدابخشی سردبیر نوبت شما بی بی سی فارسی

پونه قدوسی به همکار تاجیک خود چه گفته بود؟
من هر روز از خودم این سوال را می پرسم، که چرا برای سرویس خارجی بی بی سی (BBC World Service) کار می کنم؟ در حالی که این شغل مرا از خانواده ام دور کرده است و مانع بازگشتم به ایران شده. شغلی که مرا از وطنم دور کرده است و خانواده ام را تحت فشار قرار داده است؛ این جملات توصیف وضعیت شغلی پونه قدوسی است به زبان خود او که در گفتگوهای خصوصی با همکارانش مطرح کرده است.
صادق صبا در مسئولیت خود ماند تا ثابت شود در بنگاه خبرپراکنی دولتی انگلستان با افراد دانه درشت هیچ گاه برخورد نمیشود.

صادق صبا مجری فاسد بی بی سی

بعد از این بود که پلیس انگلیس به ناچار اعلام کرد یک مجری دیگر شبکه بی بی سی به نام استوارت هال در دادگاهی در انگلیس در مورد اتهام تجاوز به زنان و دختر بچه ها مجرم شناخته شد.مجری کهنه کار بی بی سی که اکنون هشتاد و سه سال دارد بر ابعاد رسوایی جنسی مسئولان شبکه بی بی سی در دهه های گذشته افزوده است. استوارت هال به سه فقره سوء استفاده جنسی و آزار بی شرمانه دختران زیر سن قانونی متهم شده است.

استوارت هال مجری کهنه کار و فاسد بی بی سی

جیمی سویل مجری کهنه کارو فاسد بی بی سی که به 450 کودک تجاوز کرده بود

کلمات کلیدی :نوبت شما و بی بی سی فارسی و تجاوز به پونه قدوسی و صادق صبا

فتنه‌ای دیگر در راه است/ فتنه‌گران 92 با شعار حمایت از پابرهنه‌ها می‌آیند

حجه‌الاسلام‌ غلام‌حسین محسنی‌ اژه‌ای در هشتمین همایش دادستان‌های عمومی و انقلاب مراکز استان‌های کشور اظهار داشت: از شواهد و قرائن چنین بر می‌آید که در ماه‌های نخستین سال آینده، فتنه‌ای در راه است.
وی افزود: این فتنه با موارد مشابه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب و فتنه 1388 متفاوت بوده و مردم و دستگاه قضا باید هوشیاری خود را حفظ کنند.
سخنگوی قوه قضائیه با برشمردن ویژگی‌های مشکل‌آفرینان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت: فتنه‌گران این بار با شعار‌های مردم‌فریبانه مانند عدالت، مقابله با فساد، حمایت از پابرهنه‌ها و ... به صحنه می‌آیند و این چیزی جز نفاق نیست و مبارزه با منافق بسیار دشوار‌ است.
دادستان کل کشور با اشاره به اینکه پیشگیری از وقوع فتنه بسیار مهم است اضافه کرد: نظام باید با قدرت عمل و انعطاف، برای خنثی کردن نقشه‌های دشمنان و فتنه‌گران وارد شود همان‌گونه که در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال گذشته با اقدامات پیشگیرانه به موقع و صحیح، شاهد آرامش در جامعه بودیم.
محسنی‌ اژه‌ای در بیان راه‌کار‌های پیش‌ روی نظام در برابر فتنه‌گران، افزود: حکومت باید در کنار اقتدار خود انعطاف در عمل و رفتار داشته باشد؛همچنین مسئولان قانون اساسی و بیانات ولی امر مسلمین را به عنوان شاخص قرار دهند تا از بروز مشکلات پیچیده برای کشور جلوگیری شود.
وی در ادامه تصریح کرد: لازم است که دستگاه‌ها و نهاد‌‌های کشور با حفظ استقلال و اختیارات خود با مشورت، تعامل و همکاری در امور مهم نظام و همچنین ارجاع اختلاف نظرها به ولی فقیه در حفظ آرامش تا انتخابات ریاست جمهوری آینده تلاش کنند.

کلمات کلیدی :فتنه گران و فتنه88 و انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شعار حمایت از پابرهنه

ضد انقلاب سردرگم ، لغو جلسه سوپر شورا تا ادعای نفوذ جاسوس وزارت اطلاعات+سند

سایت ایران گلوبال وابسته به اپوزیسیون انگلستان نوشت:درگیری و اختلاف نظر  شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.

سایت ایران گلوبال وابسته به اپوزیسیون انگلستان

سایت دیگر ضد انقلاب بعد از تشکیل جلسه نوشت:بزرگترین فضاحت تاریخ برای شاهزاده رضا پهلوی رقم خورد.پشت پرده همکاری دفتر شاهزاده رضا پهلوی و شورای ملی ایرانیان چه کسی لابیگر مزدور وزارت اطلاعات امیر عباس فخرآور بوده است ؟؟؟
تمامی سناتورها و اعضای پارلمان آمریکا نشست بررسی اهداف شورای ملی ایرانیان را در دانشگاه امنیت ملی واشنگتن بدلیل حضور ایادی مورد دار و مزدوران  وزارت اطلاعات ایران پس از دریافت گزارشات ما و دریافت گزارش مستند از طریق تیم حقوقی ما  از خیر این نشست گذشتند و تحریم نمودند  ولی شاهزاده رضا پهلوی به اخطارها گوش ندادند و یا نگذاشتند گوش فرا دهد و فریبشان دادند و بایستی منتظر عواقب ننگین این حرکت بود .تمامی سناتورهای دعوت شده و اعضای کنگره آمریکا از ۴۸ ساعت قبل معذوریت خود را جهت حضور به دانشگاه امنیت ملی اعلان نموده بودند چرا این اطلاعات به شاهزاده رضا پهلوی داده نشد ؟ امیر عباس فخرآور و تیم مزدورانش بوسیله چه کسی شاهزاده رضا پهلوی و تیم امنیتیش را فریب دادند ؟؟؟


کلمات کلیدی :ضدانقلاب سرگردان و ایران گلوبال و اپوزیسیون انگلستان و شاهزاده رضاپهلوی

جلسه سوپر شورای رضا پهلوی لغو شد+سند

بعد از اینکه تشکیل شورایی موسوم به ملی‌ با افتراق گروهای کوچک سلطنت طلب و استعفای دسته جمعی آنان را در پی‌ داشت،رضا پهلوی در حرکتی تازه با تغییر نام شورای ملی‌ به سوپر شورای ملی‌ با کمک امیر عباس فخرآور در تلاش بود با برگزاری کنفرانسی در واشنگتن در ۶ مارس سال جاری (امروز چهارشنبه 16 دیماه 1391)، بار دیگر بخت خود را برای متحد کردن سلطنت طلبان و جلب نظر مثبت سیاستمدران آمریکایی‌ بیازماید.

طبق اطلاعات به دست آمده جلسه رضا پهلوی با گروهک کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به آینده موکول شده است و بعید است تشکیل شود بعد از کناره گیری حزب پان ایرانیست و جبهه ملی از شورای به اصطلاح ملی رضا پیرزاده و رضا پهلوی از گروهک های چند نفره دعوت کرده اند که این شورا؟! را همراهی کنند در این میان نام گروهک های یک نفره مانند حزب ایران فردا ، اتحادیه ملی برای دمکراسی در ایران ، حزب رستاخیر نوین ایران ، سازمان دمکراتیک یارسان ، کنگره دمکراسی خواهان سبز ایران ، سازمان زنان ایران مقیم آمریکا ، سازمان همگامان و ... به چشم می خورد.

امیر عباس فخرآور از ۲ هفته پیش با تماس با برخی‌ از فعالان سیاسی تلاش مستمری کرده است تا بتواند برخی‌ از آنها راضی‌ کند در کنفرانس مذکور شرکت و صندلیهای خالی‌ را پر کنند.

صفحه فیس بوک ضد انقلاب خبر لغو جلسه را اعلام کرده است

کلمات کلیدی :جلسه سوپر شورا و لغو شورای ملی

رمز گشایی از عملکرد سایت جرس

شناسایی و بازداشت تعدادی از مرتبطین شبکه بنگاه خبر پراکنی بی‌بی‌سی فارسی که اخیرا صورت گرفت علاوه بر افشای ابعاد و اهداف یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های آن بنگاه در داخل و خارج از کشور، در عین حال موجب کشف مخزنی از اطلاعات پیرامون رسانه‌های مختلف جریان فتنه که نقش خرده بلند گو را برای بیگانگان ایفا می‌کردند نیز شده است.
اکنون با انتشار رسمی برخی از اطلاعات مربوط به این پرونده و افشای تدریجی و پراکنده اخبار دیگری پیرامون آن علت جنجال کم سابقه رسانه‌های جبهه استکبار و ایادی و وابستگان به اصطلاح ایرانی آنها و مجموعه رسانه های فتنه گران پس از بازداشت مذکور مشخص می گردد.

یک منبع مطلع ضمن اشاره به آثار اقدام پیش گفته اظهار داشت: یکی از تاکتیک‌های فتنه گران فراری برای جلب همکاری برخی از افراد دستگیر شده، دادن وعده انتقال به خارج و ایجاد امکان اسکان و اشتغال در کشورهای مورد نظر بوده است بدین ترتیب برخی از عناصر بی ریشه و جاه طلب که غایت آمال خود را در اقامت و اشتغال در خارج می دیدند فریب آن وعده‌ها را خورده و سرازپا نشناخته، بدنبال جمع آوری اطلاعات مورد نظر عناصر فراری یا اجرای بی کم و کاست خطوط کاری آنها می رفتند.

منبع یاد شده افزود: اینکه در مراحل رسیدگی به این پرونده بر این افراد سخت گرفته نشده بدان جهت بود که دستگاه های ذیربط اطمینان حاصل کرده بودند غالب متهمینی که مورد سوء استفاده شبکه وطن فروش عامل انگلیس ها قرار گرفته بودند از روی اطلاع و قصد آسیب زدن به کشور نبوده و غالبا به خاطر سادگی و جاه طلبی خویش در دام آن شبکه قرار گرفته بودند و به همین جهت زمانی که از خباثت آن افراد مطلع شدند زبان گشودند و بسیاری از دیگر اطلاعات خود پیرامون گذشته و حال آن جماعت و اقدامات آنها و برنامه هایی که برای انتخابات بعدی تدارک دیده شده بود را افشا کردند.

این منبع آگاه در ادامه افزود: مثلا سایت جرس که در اطلاعیه سوم وزارت اطلاعات به اسم، مورد اشاره قرار گرفته بود، یکی از پایگاه‌های شبکه رسانه ای بیگانه بود که چند تن از بازداشت شدگان را اغوا و به شبکه مزبور وصل کرده بود. متولیان این سایت به آن چند نفر گفته بودند که پس از یکسال همکاری تمام عیار و اجرای دستورهای سایت در داخل کشور، آنها را به خارج منتقل کرده و در گام اول در آن سایت بکارگیری خواهند کرد. از سوی دیگر این افراد دوستانی داشتند که در سایت مذکور مشغول به کار بودند و می دانستند که مسئولین سایت به بهانه مشکل کمبود بودجه در حال اخراج آنها بودند!

منبع مطلع مورد اشاره اضافه کرده است دقیقا در همان زمان که سایت جرس در حال اخراج تعدادی از کارکنان فعلی خود بود ما اطلاع موثق و مستند داشتیم که حامیان خارجی فتنه به مناسبت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری آتی، اقدام به تزریق بودجه ای کلان به سایت کرده بودند که حتی موجب شگفتی خود متولیان سایت شده بود، اما مشکل از جایی شروع شد که حامیان خارجی فتنه که همواره نگران حضور عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی بین فتنه گران و ضد انقلاب هستند و به منظور ایجاد پوشش برای پرداخت های کلان نقدی به این سایت (و سایت های مشابه) تصمیم می گیرند وجوه نقد را در قالب «کمک های ایرانیان خارج از کشور» آنهم نه به حساب رسمی سایت، بلکه به حساب چند تن از اعضای هیات مدیره سایت واریز نمایند تا به زعم خویش، نهایت حفاظت را رعایت کرده باشند.

اما واریز پولها همان و ناپدید شدن بخش عظیمی از آن همان و تشدید درگیری های قبلی و ایجاد دعواهای جدید نیز همان،. تا آنجا که به چندین اخراج و استعفا می انجامد. مهمترین آن استعفای محسن کدیور بود که رسما علت استعفای خود را «بی اخلاقی در سایت، دزدی، فضای اتهام زنی و ...» مطرح می نماید.

اما نکته بسیار جالب این است که این فرد به زعم استعفای ظاهری، در عین حال نمی تواند از آن امکان مالی بی حساب و کتاب دل بکند و لذا همزمان با استعفا، یکی از خواهرانش را به عنوان مدیر جدید سایت معرفی می نماید! دیگر اعضای هیات مدیره سایت نیز که از این انتصاب خانوادگی ناراضی بودند و در برابر کاری انجام شده قرار گرفته بودند، بلافاصله یک نفر از آنها خود را به عنوان قائم مقام سایت (عبدالرضا تاجیک) و دیگری (رجب مرزوعی) خود را به سمت دبیر خانه سایت جرس معرفی می کنند.

به گفته این منبع مطلع، پس از تحولات مذکور (حنیف.م) با یکی از دوستان مونث خود در داخل کشور تماس گرفته و به او می گوید: پدرم اخیرا سمت مهمی در سایت جرس گرفته است و قرار شده چند پست جدید ایجاد کنیم و تو نیز آماده باش که نزد من آمده و در یکی از این پست ها مشغول کار بشوی!

پدید آمدن چنین جوی در سایت فتنه گران مدعی فرهیختگی و نواندیشی دینی، موجب اعتراض شدید کارکنان سایت شده است. آنها در تماس‌های خود با بستگان و دوستان خویش ضمن اشاره به آشفتگی های موجود در مدیریت سایت، مسئله دزدی ها، عزل و نصب‌ها، استئفاها و تقلیل وحشتناک بازدیدکنندگان سایت، می‌گویند: "هیئت مدیره این به اصطلاح رسانه که خود را اندیشمند، فرهیخته و آوانگارد می خوانند و به مسئولین جمهوری اسلامی انتقاد می کنند که «حکومت داری بلد نیستند»، خودشان نمی‌توانند یک رسانه کوچک و یک جمع بسیار محدود را مدیریت کنند و هر روز با یک مشکل و یک بحران و یک دزدی مواجهند.

لازم به توضیح است که سایت ضدانقلابی جرس پس از فرار عده‌ای از مشاوران سران فتنه 88 به خارج، با حمایت بیگانگان، توسط محسن کدیور، عبدالعلی بازرگان، عطالله مهاجرانی، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش تاسیس و قرار شد که نقش «اطاق فکر جنبش سبز!» را ایفا نمایند. موضوع بسیار جالب توجه آن بود که این تیم اعلام کرده بود «برنامه رسانه فراگیر» خود را در سه فاز به اجرا در خواهند گذاشت؛ فاز اول تاسیس سایت جرس بود که انجام شد (گرچه نه در حد و اندازه ای که ادعا کرده بودند). فاز دوم، گسترش فعالیت رسانه ای در فضای مجازی با راه اندازی رادیو و تلویزیون اینترنتی و تعمیم اطلاع رسانی نسخه های تلفن همراه، آی پد، آی فون و ... بود.و درفاز سوم، در نظر داشتند شبکه بزرگ رادیو و تلویزیونی ماهواره ای جرس را راه اندازی نمایند!

اما پس از سه سال و اندی نه تنها در مرحله اول طرح"رسانه فراگیر" ناکام بودند بلکه، عاقبت فرهیختگان تشکیل دهنده اطاق فکر جنبش سبز(؟!)آن شده که یکی به اتهام دله دزدی و جیب بری از سایت مجبور به استعفا می شود، گنجی مریدخواننده بد نام زمان طاغوت(گوگوش) شده و به عشق او دل و دین از دست داده و کفریات می سراید! نو اندیش دیگر مادر زن کشف حجاب کرده یک تحکیمی را به عنوان دوست دختر خویش برگزیده و حتی از حضور با او در مجالس و محافل عمومی نیز ابایی ندارد! نو اندیش فراری از دست چندین همسر! اخیرا لندن را به عنوان وطن اصلی خود معرفی کرده و آن کس که قرار بود بازرگان باشد دلال رابطه بین فرزندان یکی از سران فتنه با اطاق فکر موصوف و ایضا با یک سرویس اطلاعاتی غربی شده است. فاعتبروا...

کلمات کلیدی :جرس و رمز گشایی

رمز گشایی از عملکرد سایت جرس

شناسایی و بازداشت تعدادی از مرتبطین شبکه بنگاه خبر پراکنی بی‌بی‌سی فارسی که اخیرا صورت گرفت علاوه بر افشای ابعاد و اهداف یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های آن بنگاه در داخل و خارج از کشور، در عین حال موجب کشف مخزنی از اطلاعات پیرامون رسانه‌های مختلف جریان فتنه که نقش خرده بلند گو را برای بیگانگان ایفا می‌کردند نیز شده است.
اکنون با انتشار رسمی برخی از اطلاعات مربوط به این پرونده و افشای تدریجی و پراکنده اخبار دیگری پیرامون آن علت جنجال کم سابقه رسانه‌های جبهه استکبار و ایادی و وابستگان به اصطلاح ایرانی آنها و مجموعه رسانه های فتنه گران پس از بازداشت مذکور مشخص می گردد.

یک منبع مطلع ضمن اشاره به آثار اقدام پیش گفته اظهار داشت: یکی از تاکتیک‌های فتنه گران فراری برای جلب همکاری برخی از افراد دستگیر شده، دادن وعده انتقال به خارج و ایجاد امکان اسکان و اشتغال در کشورهای مورد نظر بوده است بدین ترتیب برخی از عناصر بی ریشه و جاه طلب که غایت آمال خود را در اقامت و اشتغال در خارج می دیدند فریب آن وعده‌ها را خورده و سرازپا نشناخته، بدنبال جمع آوری اطلاعات مورد نظر عناصر فراری یا اجرای بی کم و کاست خطوط کاری آنها می رفتند.

منبع یاد شده افزود: اینکه در مراحل رسیدگی به این پرونده بر این افراد سخت گرفته نشده بدان جهت بود که دستگاه های ذیربط اطمینان حاصل کرده بودند غالب متهمینی که مورد سوء استفاده شبکه وطن فروش عامل انگلیس ها قرار گرفته بودند از روی اطلاع و قصد آسیب زدن به کشور نبوده و غالبا به خاطر سادگی و جاه طلبی خویش در دام آن شبکه قرار گرفته بودند و به همین جهت زمانی که از خباثت آن افراد مطلع شدند زبان گشودند و بسیاری از دیگر اطلاعات خود پیرامون گذشته و حال آن جماعت و اقدامات آنها و برنامه هایی که برای انتخابات بعدی تدارک دیده شده بود را افشا کردند.

این منبع آگاه در ادامه افزود: مثلا سایت جرس که در اطلاعیه سوم وزارت اطلاعات به اسم، مورد اشاره قرار گرفته بود، یکی از پایگاه‌های شبکه رسانه ای بیگانه بود که چند تن از بازداشت شدگان را اغوا و به شبکه مزبور وصل کرده بود. متولیان این سایت به آن چند نفر گفته بودند که پس از یکسال همکاری تمام عیار و اجرای دستورهای سایت در داخل کشور، آنها را به خارج منتقل کرده و در گام اول در آن سایت بکارگیری خواهند کرد. از سوی دیگر این افراد دوستانی داشتند که در سایت مذکور مشغول به کار بودند و می دانستند که مسئولین سایت به بهانه مشکل کمبود بودجه در حال اخراج آنها بودند!

منبع مطلع مورد اشاره اضافه کرده است دقیقا در همان زمان که سایت جرس در حال اخراج تعدادی از کارکنان فعلی خود بود ما اطلاع موثق و مستند داشتیم که حامیان خارجی فتنه به مناسبت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری آتی، اقدام به تزریق بودجه ای کلان به سایت کرده بودند که حتی موجب شگفتی خود متولیان سایت شده بود، اما مشکل از جایی شروع شد که حامیان خارجی فتنه که همواره نگران حضور عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی بین فتنه گران و ضد انقلاب هستند و به منظور ایجاد پوشش برای پرداخت های کلان نقدی به این سایت (و سایت های مشابه) تصمیم می گیرند وجوه نقد را در قالب «کمک های ایرانیان خارج از کشور» آنهم نه به حساب رسمی سایت، بلکه به حساب چند تن از اعضای هیات مدیره سایت واریز نمایند تا به زعم خویش، نهایت حفاظت را رعایت کرده باشند.

اما واریز پولها همان و ناپدید شدن بخش عظیمی از آن همان و تشدید درگیری های قبلی و ایجاد دعواهای جدید نیز همان،. تا آنجا که به چندین اخراج و استعفا می انجامد. مهمترین آن استعفای محسن کدیور بود که رسما علت استعفای خود را «بی اخلاقی در سایت، دزدی، فضای اتهام زنی و ...» مطرح می نماید.

اما نکته بسیار جالب این است که این فرد به زعم استعفای ظاهری، در عین حال نمی تواند از آن امکان مالی بی حساب و کتاب دل بکند و لذا همزمان با استعفا، یکی از خواهرانش را به عنوان مدیر جدید سایت معرفی می نماید! دیگر اعضای هیات مدیره سایت نیز که از این انتصاب خانوادگی ناراضی بودند و در برابر کاری انجام شده قرار گرفته بودند، بلافاصله یک نفر از آنها خود را به عنوان قائم مقام سایت (عبدالرضا تاجیک) و دیگری (رجب مرزوعی) خود را به سمت دبیر خانه سایت جرس معرفی می کنند.

به گفته این منبع مطلع، پس از تحولات مذکور (حنیف.م) با یکی از دوستان مونث خود در داخل کشور تماس گرفته و به او می گوید: پدرم اخیرا سمت مهمی در سایت جرس گرفته است و قرار شده چند پست جدید ایجاد کنیم و تو نیز آماده باش که نزد من آمده و در یکی از این پست ها مشغول کار بشوی!

پدید آمدن چنین جوی در سایت فتنه گران مدعی فرهیختگی و نواندیشی دینی، موجب اعتراض شدید کارکنان سایت شده است. آنها در تماس‌های خود با بستگان و دوستان خویش ضمن اشاره به آشفتگی های موجود در مدیریت سایت، مسئله دزدی ها، عزل و نصب‌ها، استئفاها و تقلیل وحشتناک بازدیدکنندگان سایت، می‌گویند: "هیئت مدیره این به اصطلاح رسانه که خود را اندیشمند، فرهیخته و آوانگارد می خوانند و به مسئولین جمهوری اسلامی انتقاد می کنند که «حکومت داری بلد نیستند»، خودشان نمی‌توانند یک رسانه کوچک و یک جمع بسیار محدود را مدیریت کنند و هر روز با یک مشکل و یک بحران و یک دزدی مواجهند.

لازم به توضیح است که سایت ضدانقلابی جرس پس از فرار عده‌ای از مشاوران سران فتنه 88 به خارج، با حمایت بیگانگان، توسط محسن کدیور، عبدالعلی بازرگان، عطالله مهاجرانی، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش تاسیس و قرار شد که نقش «اطاق فکر جنبش سبز!» را ایفا نمایند. موضوع بسیار جالب توجه آن بود که این تیم اعلام کرده بود «برنامه رسانه فراگیر» خود را در سه فاز به اجرا در خواهند گذاشت؛ فاز اول تاسیس سایت جرس بود که انجام شد (گرچه نه در حد و اندازه ای که ادعا کرده بودند). فاز دوم، گسترش فعالیت رسانه ای در فضای مجازی با راه اندازی رادیو و تلویزیون اینترنتی و تعمیم اطلاع رسانی نسخه های تلفن همراه، آی پد، آی فون و ... بود.و درفاز سوم، در نظر داشتند شبکه بزرگ رادیو و تلویزیونی ماهواره ای جرس را راه اندازی نمایند!

اما پس از سه سال و اندی نه تنها در مرحله اول طرح"رسانه فراگیر" ناکام بودند بلکه، عاقبت فرهیختگان تشکیل دهنده اطاق فکر جنبش سبز(؟!)آن شده که یکی به اتهام دله دزدی و جیب بری از سایت مجبور به استعفا می شود، گنجی مریدخواننده بد نام زمان طاغوت(گوگوش) شده و به عشق او دل و دین از دست داده و کفریات می سراید! نو اندیش دیگر مادر زن کشف حجاب کرده یک تحکیمی را به عنوان دوست دختر خویش برگزیده و حتی از حضور با او در مجالس و محافل عمومی نیز ابایی ندارد! نو اندیش فراری از دست چندین همسر! اخیرا لندن را به عنوان وطن اصلی خود معرفی کرده و آن کس که قرار بود بازرگان باشد دلال رابطه بین فرزندان یکی از سران فتنه با اطاق فکر موصوف و ایضا با یک سرویس اطلاعاتی غربی شده است. فاعتبروا...

کلمات کلیدی :جرس و رمز گشایی

پونه قدوسی: هر روز از خودم می پرسم «چرا برای بی بی سی کار می کنم؟»

من هر روز از خودم این سوال را می پرسم، که چرا برای سرویس خارجی بی بی سی (BBC World Service) کار می کنم؟ در حالی که این شغل مرا از خانواده ام دور کرده است و مانع بازگشتم به ایران شده. «شغلی که مرا از وطنم دور کرده است و خانواده ام را تحت فشار قرار داده است»؛ این جملات توصیف وضعیت شغلی پونه قدوسی است به زبان خود او که در گفتگوهای خصوصی با همکارانش مطرح کرده است.

ما همکار او آقای «حمید اسماعیلف» خبرنگار ازبک، چندی پیش بخشی از صحبت های خصوصی وی را در وبلاگش منتشر ساخت.



پونه قدوسی روزگاری به او گفته بود که «من هر روز از خودم این سوال را می پرسم، که چرا برای سرویس خارجی بی بی سی (BBC World Service) کار می کنم؟ در حالی که این شغل مرا از خانواده ام دور کرده است و مانع بازگشتم به ایران شده.»

این مجری سابق برنامه «نوبت شما» در تلویزیون بی بی سی فارسی در ادامه به همکار ازبک خود می گوید که شغل من خانواده ام را تحت فشار روانی گذاشته است؛ پدر و مادرم به خاطر من بازجویی شده اند.

پونه قدوسی مجری 41 ساله BBC فارسی در ایران متولد شده و از سال 2000 به بی بی سی ملحق شده است.

کلمات کلیدی :پوونه قدوسی و بی بی سی فارسی

چه کسانی از گزارش احمد شهید راضی بودند و آن را نوشتند؟+عکس

محتوای این گزارش به حدی سخیف و به دور از اصول حقوقی نوشته شده است که قابل جواب دادن از لحاظ حقوقی نبوده و نیست. این گزارش‌ها چیزی نبود مگر بیان مجدد سری اتهامات سیاسی  که دائماً از رسانه‌های معارض انقلاب اسلامی شنیده می‌شود. برای فهمیدن محتوای آنچه در این گزارش آمده است اظهار نظر افراد و گروهک‌های مختلف را بررسی خواهیم کرد.

به گزارش مؤسسه راهبردی دیده‌بان؛ احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران است که اوایل تیرماه 1390 انتخاب شد. این انتخاب متعاقب تصویب طرحی در شورای حقوق بشر بود که پیشنهاد‌دهندگان آن نمایندگان کانادا و آمریکا بودند و هدف از آن ایجاد فشار دیپلماتیک با بهانه حقوق بشری برای تکمیل فشار هسته‌ای بر جمهوری اسلامی ایران بود. احمد شهید تا کنون سه گزارش را تهیه کرده و گزارش اخیر او که در 77 صفحه اخیراً منتشر شد گزارش چهارم او بود. این گزارش در شورای حقوق بشر در نشست جاری خوانده خواهد شد.

محتوای این گزارش به حدی سخیف و به دور از اصول حقوقی نوشته شده است که قابل جواب دادن از لحاظ حقوقی نبوده و نیست. این گزارش‌ها چیزی نبود مگر بیان مجدد سری اتهامات سیاسی  که دائماً از رسانه‌های معارض انقلاب اسلامی شنیده می‌شود. برای فهمیدن محتوای آنچه در این گزارش آمده است اظهار نظر افراد و گروهک‌های مختلف را بررسی خواهیم کرد:
شیرین عبادی(حامی تعطیل شدن رسانه برونإمرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به خاطر نقض حقوق بهائیان و رژیم صهیونیستی): گزارش اخیر احمد شهید بسیار خوب و جامع بود. 
عبدالکریم لاهیجی(همکار سابق ساواک رژیم ستم‌شاهی و وکیل مدافع منافقین): گزارش احمد شهید مستند و مستدل بود.
بی‌بی‌سی: مفصل‌ترین گزارش احمد شهید درباره ایران منتشر شد.
و ...
علت اعلام رضایت از گزارش احمد شهید را نیز می‌توان در کمکی دانست که همین افراد و هم‌فکران آنها در نوشتن این گزارش به احمد شهید نموده‌اند. وی در گزارش خود مدعی شده است با بیش از 160 منبع دیدار داشته و اطلاعات خود را از آنها تکمیل نموده است. این که منابع احمد شهید چه کسانی هستند در ذیل مشخص خواهد شد:

منابع و اطلاعات بسیاری نشان می‌دهد احمد شهید در یک نقشه جامع در زمین منافقین بازی نموده است. دیدار‌های آشکار و پنهان وی با منافقین بارها و بارها رسانه‌ای شده است. همچنین برخی اخبار نشان داده‌اند که منافقین با سوءاستفاده از شرایط افرادی که در کشورهای اروپایی و ترکیه خواستار پناهندگی هستند مورد سو استفاده منافقین برای سندسازی بر علیه ایران قرار گرفته‌اند. منافقین افراد خارج شده از کشور را مجبور به دیدار با احمد شهید نموده و مطالبی را که منافقین صلاح می‌دانند به خورد احمد شهید داده‌اند. منافقین بدین‌وسیله علاوه بر اینکه منابع احمد شهید را کانالیزه نموده‌اند، به احمد شهید به خوبی فهمانده‌اند که جز از طریق آنها نمی‌تواند منابع خود را گسترده بنماید. برای مشخص‌تر شدن موضوع به بررسی آخرین تاریخ و افرادی که احمد شهید با آنها دیدار کرده است خواهیم پرداخت:

10 شهریور 1391: دیدار با ناصر بلیده‌ای تجزیه‌طلب بلوچ در حاشیه نشست شورای حقوق بشر
20 شهریور 1391: دیدار بار میرو علیار، مسئول روابط عمومی حزب منحله دموکرات ایران به سرکردگی مصطفی هجری در حاشیه نشست شورای حقوق بشر
24 شهریور 1391: دیدار با تجزیه‌طلبان عرب از جمله کریم عبدیان رئیس سازمان جاسوس MI6 و سازمان سیا در پوششی با نام حقوق بشر اهواز در ژنو
27 آبان 1391:دیدار با تروریست‌های کومله با پوشش جمعیت حقوق بشر کرد در ژنو
2 آذر 1391 دیدار با خاطره معینی، حدیث بیرانوند و صمد بهادری طولابی از اعضای خانواده‌های اعدامیان سال 67 در شهر اسلو نروژ
6 آذر 1391: دیدار با وحید احمدفخرالدین وکیل تجزیه‌طلبان عرب، عضو فراری ساکن در لندن و عضو سابق شورای شهر اهواز و عضو یکی از سندیکاهای کارخانه‌ نیشکر
15 آذر 1391: دیدار با پرویز خزاعی عضو گروهک تروریستی منافقین در نروژ
21 آذر 1391: دیدار با ژیلا مهدویان یکی از اعضای گروه مادران عزادار پارک لاله و همکار صادق نقاش‌کار (عضو گروهک تروریستی منافقین و هدایت کننده مادران عزادار پارک لاله) در لندن
25 بهمن1391: دومین گزارش کمیته گزارشگران (وابسته به دفتر تحکیم وحدت) به احمد شهید فرستاده شد. (این گزارش شامل جداولی بود که در گزارش احمد شهید عیناً آورده شده بود)

لازم به ذکر این ارتباط احمد شهید با منافقین صرفاً محدود به ارائه آمار غلط و گمراه‌کننده به احمد شهید توسط منافقین نبوده بلکه احمد شهید نیز در یکی از دیدارهای خود خبری را به برخی اعضای منافقین داد که شاید خود این افراد نیز انتظار شنیدن آن را نداشتند. احمد شهید در دیدار خود در 3 آذر با باقی‌ماندگان منافقین خبر از راه انداختن کمیسیونی داد که صرفاً‌ به جمع‌آوری مدارک و اسناد مرتبط با اعدام‌های سال 67 خواهد پرداخت.این خبر و موارد دیگر به خوبی گویای این است که بازی حقوق بشری که جایگزین و یا تکمیل کننده فشار هسته‌ای است با برگ اعدام‌های سال 67 آغاز به کار خواهد کرد.

این تحلیل وقتی قطعی‌تر می‌گردد که مطلع باشیم فردی به نام پیام اخوان (عضو فروم امنیت بین‌الملل که ایهود باراک هم سخنران این نهاد است) با دستور و بودجه مستقیم کنگره اقدام به راه‌اندازی نمایشی نموده است که خود آن را دادگاه مردمی ایران تریبونال نامیده‌اند. البته بنا به دلایلی این برنامه فعلاً در رسانه‌ها بازتاب نداده شده است. این برنامه به تقلید از راسل تریبونال نام‌گذاری شده است. دادگاه مذکور توسط برخی متفکرین چپ و سوسیالیست جهت محاکمه کردن و شوراندن افکار عمومی بر علیه جنایات آمریکا در ویتنام صورت پذیرفت و آمریکا نیز قصد دارد تا همان ضربه که در افکار عمومی به این کشور وارد گردید به ایران وارد نماید.

این دادگاه تا کنون دو مرحله از مراحل خود را طی کرده است و به زعم خود ایران را به جنایت علیه بشریت محکوم نموده است. اتهامی که آمریکا و کشورهای غربی بیش از هر کشوری محکوم به آن می‌باشد.
در ادامه تصاویری را خواهیم دید که خود گویای همه چیز درباره منابع گزارشگر ویژه حقوق بشر در سازمان ملل می‌باشد.



khavaran-AShaheedدیدار احمد شهید ( گزارشگرویژه حقوق بشر ) با منافقین در اسلو 3 آذر 1391


ahmed-jila

دیدار با ژیلامهدویان و دخترش(همکار صادق نقاش‌کار عضو گروهک منافقین) در برلین 21 آبان 1391


ahmed-danaدیدار گزارشگر ویژه با امید دانا سلطنت‌طلب در استکهلم آبان 1391
( چهره‌ای که در روز عاشورا 88 شعارهای ساختارشکنانه سر‌می‌داد و تلویزیون وی را بارها نشان داد)


ahmed-laleدیدار با مادران پارک لاله فرانکفورت آلمان 13 آذر 1390


ahmed-fetneدیدار احمد شهید با خانواده فتنه‌گران فراری 14 آذر 1391

 

ahmed-masihدیدار احمد شهید با مسیح علی‌نژاد (خبرنگار فراری فتنه) 1391


AHMED-GOLMORADسید فریدون حسینی (از تجزیه‌طلبان کرد و مرتبط با گلمراد مرادی تروریست) با احمد شهید

 

کلمات کلیدی :احمید شهید و حقوق بشر و منافقین

خبرهای تازه از سوپر شورای شاهزاده؟

shoora

بعد از اینکه تشکیل شورایی موسوم به ملی‌ با افتراق گروهای کوچک سلطنت طلب و استعفای دسته جمعی آنان را در پی‌ داشت،رضا پهلوی در حرکتی تازه با تغییر نام شورای ملی‌ به سوپر شورای ملی‌ با کمک امیر عباس فخرآور در تلاش است با برگزاری کنفرانسی در واشنگتن در ۶ مارس سال جاری، بار دیگر بخت خود را برای متحد کردن سلطنت طلبان و جلب نظر مثبت سیاستمدران آمریکایی‌ بیازماید.

آخرین گزارش‌ها از واشنگتن حکایت از آن‌ دارد که امیر عباس فخرآور از ۲ هفته پیش با تماس با برخی‌ از فعالان سیاسی تلاش مستمری کرده است تا بتواند برخی‌ از آنها راضی‌ کند در کنفرانس مذکور شرکت و صندلیهای خالی‌ را پر کنند.منوچهر و نسرین محمّدی با هزینه فخرآور از کالیفرنیا به واشنگتن کشانده شده اند تا در نقش سیاهی لشکر به هنگام سخنرانی شاهزاده و فخرآور برای آنان سوت و کف بزنند،همچنین هزینه یک بیخانمان دیگر در سانفرانسیسکو به نام ر.م تقبل شده است تا وی نیز یکی‌ از صندلی‌های سالن را پر کند.

امیر عباس فخرآور با ارسال ایمیل به رسانه‌های گروهی فارسی زبان خواهان حضور آنها در کنفرانس شده است.در دعوت نامه و لوگویی که فخرآور به رسانه‌ها ارسال کرده است، خود را به عنوان دومین سخنران بعد از رضا پهلوی معرفی نموده است. نسخه‌ای از آن دعوتنامه به “تلویزیون آزاد” نیز ارسال شده است.(لینک دعوتنامه فخرآور به رسانه ها)تلویزیون مردم و تلویزیون آزاد از جمله رسانه‌هایی‌ بوده اند که دعوت فخرآور برای شرکت در کنفرانس موصوف را رد کرده اند.

علیرضا نوریزاده،رضا پیرزاده،سعید گنجی،نازیلا گلستان،امیر گلعلی پور و شاهین نژاد و سینا دبستانی از جمله کسانی‌ هستند که که به عنوان بنیان گذران سوپر شورا در این کنفرانس حضور پیدا خواهند کرد.
منتقدین رضا پهلوی را متهم به سواستفاده از واژه “ملی‌” میکنند و پیشنهاد میکنند که شاهزاده بجای اینکه اسم شورا را، شورای ملی‌ بنامد از واژه شورای سلطنت طلبان استفاده کند که مناسبترین و روشنترین واژه برای توصیف فعالیتهای سلطنت طلبانه او میباشد

کلمات کلیدی :شورای پهلوی و منتقدین رضاپهلوی و فخرآور

ضد انقلاب معتقد است که ... نفوذی بعدی نوری زاده است.

عد از پخش مستند مثلث از شبکه یک صدا و سیما ضد انقلاب معتقد است ممکن است بعد از محمود زمانی که به ایران برگشته نفر بعدی علیرضا نوری زاده ضد انقلاب فاسد باشد.

عکس در فیس بوک های ضد انقلاب منتشر شده است

صفحه فیس بوک شهرام همایون مدیر تلویزیون ضد انقلاب "کانال یک"

کلمات کلیدی :صندلی وزارت اطلاعا و علیرضا نوری زاده و فیس بوک و شهرام همایون

تمام خیال های جوجه اردک زشت رسانه های فتنه

بلاغ -معصومه علی‌نژاد قمی معروف به مسیح علی‌نژاد متولد ۱۳۵۵ بابل ، روزنامه‌نگار و خبرنگار بوده است.خبرنگاری را از سال ۱۳۸۰ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و با بعد از آن با ایلنا همکاری کرد.

از او در روزنامه‌های زنجیره ای شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‌میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‌هایی منتشر شده است.علی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی ششم و هفتم خبرنگار پارلمانی بود.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در راهروی مجلس دوره ششم اصلاح طلبان

علی‌نژاد در دوران فعالیت خود در روزنامه اعتماد ملی مقاله جنجالی‌ای به نام «آواز دلفین‌ها» نوشت که در آن رفتار محمود احمدی‌نژاد را به رفتار مربیان تربیت دلفین با دلفین‌ها تشبیه کرده بود. او در این مقاله مردم رنجدیده ای که در سفرهای استانی گرد احمدی نژاد جمع می شوند تا به او نامه دهند را، همانند دلفین های گرسنه ای دانسته بود که برای ربودن لقمه ای غذا از دست مربی، صدا از خودشان در می آورند و حرکات دلفریب نمایشی انجام می دهند. این توهین علنی به رئیس‌جمهور و ملت عزیز ایران منجر به عذرخواهی مهدی کروبی (مدیر مسئول وقت روزنامه) شد.

همسرش به شدت با کارهای او مخالفت میکرد و زمانی که اختلاف آنها شدت گرفت از وی جدا شد، اوج تحقیر و نفرت علی نژاد در این مقطع زمانی است حاصل ازدواج آنها یک پسر است که به همراه مادر خود به خارج از کشور رفت.

 بررسی زندگی اپوزیسیون در خارج از کشور نشان میدهد ایجاد یک خلا که عمدتا به دلیل نوع نگاه غیر دینی به زندگی است پدید آورنده کوه مشکلات میشود ، افراد ریشه آن را در حکومت مذهبی میدادند از این رو است که اندیشه های سکولاریسم به جنگ حکومت دینی می آید.

بررسی اجمالی افرادی که از سال 1380 تا 1390 از کشور فرار کردند حاکی از این است که معرفت دینی در زندگی آنها نقشی نداشته است یا به فراموشی سپرده شده،این افراد برای فرار از یک واقعیت دست به انتحار سیاسی میزند واکاوی جریان های مخالف نظام که از دورن جمهوری اسلامی پدید آمده اند گواه این ادعا است نوع نگاه سکولاریسم مخفی در بدنه برخی مسئولان سابق نظام در شرایط حساس بروز کرد که نمونه بارز عطاالله مهاجرانی ، محسن کدیور ، محمد نوری زاد ، عبدالکریم سروش است البته روند زندگی مسیح علی نژاد فارغ از این موضوعات است.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار هادی حیدری کاریکاتوریست روزنامه شرق – 1388 تهران

 

مسیح علی نژاد از عوامل ضد انقلاب و سرویس‌های جاسوسی غربی که در ایام فتنه با اکانتoxford girl  در شبکه به اصطلاح اجتماعی توییتر در جهت به مخاطره انداختن امنیت کشور فعالیت می‌کرد، بارها با خدمات رسانی به اربابان آمریکایی و انگلیسی خود سعی کرد رضایت آنها را برای گرفتن اقامت دائم در غرب جلب کند.

در تابستان ۱۳۸۸، علی‌نژاد مدتی را در ایالات متحده آمریکا به سر برد و تلاش کرد با باراک اوباما مصاحبه کند ولی با وجودی که ویزای آمریکا به منظور مصاحبه با اوباما به او داده شده بود، تا زمان پایان مهلت ویزایش، موافقت دولت آمریکا با درخواست مصاحبه نهایی نشد و علی‌نژاد به انگلستان برگشت.

مسیح علی نژاد

آموزش جاسوسی پیشرفته با پوشش روزنامه نگاری – علی نژاد در کنار مامور MI6

 جوجه اردک زشت در خیال خام خود غرب را این گونه برای خود توصیف کرده بود که بهترین امکانات در قبال وطن فروشی در اختیارش گذاشته میشود و برای رسیدن به این مقصود از هیچ اقدام عملی علیه مملکت خود دریغ نکرد ولی باز  علی رغم اینکه یک نوکر حلقه به گوش بود  هر زمان درخواست اقامت دائم داد با پاسخ منفی مواجه شد و پیش از رسیدن جلوی در سفارتخانه عذر وی را خواسته و با تحقیر و فلاکت ویزایش را باطل میکردند فشار جدایی از همسرش و فشار تنهایی و فلاکت در غرب باعث شد سرانجام این عامل رسانه‌ای و جاسوسی با یک ضد انقلاب که دو رگه و دارای ملیتی انگلیسی با20 سال تفاوت سنی ازدواج کند و این مشکل بغرنج خود را حل کند!

همسر وی عضو جریانی است که آشکارا قصد براندازی با عملیات مسلحانه و تروریستی علیه جمهوری اسلامی را دارد. علی نژاد در سال ۲۰۱۰ به سفارش سازمان جاسوسی MI6 به همراه تعدادی دیگر از افراد ضد انقلاب ساکن انگلستان بنیاد ایران ندا را تاسیس کرد تا در کنار جاسوسی بتواند جریان حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی را فعال کند.

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار همسر تروریستش کامبیز فروهر

مسیح علی نژاد

عشق تصنعی در وجود مسیح علی نژاد موج میزند – انگلستان سال 1389

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار فرزند شاه مخلوع ایران رضا پهلوی

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار اکبر گنجی فتنه گر فراری

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار نیک آهنگ کوثر مدیر سایت ضدانقلاب خودنویس

مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد در کنار وکیل تروریست ها و وطن فروشان – انگلستان 1388

مسیح علی نژاد

عریانی و خستگی ، در تفکر این که چرا فتنه سبز 8 ماه بیشتر دوام نداشت؟

مسیح علی نژاد

اضطراب و استرس و افسردگی مضمن در نگاه جاسوس انگلیس هویدا است

یک توصیه به مسیح علی نژاد:

افسردگی حاد، اضطراب، تنش، استرس، از بیماری های روانی است که ساختار وحدت یافته شخصیت انسان را از بین می برد، قدرت سازگاری فرد را در رابطه باخود، با جامعه، با محیط و با خداوند را بسیار کاهش می دهد، موجب اختلال در ساختار تفکر، در رفتار و عواطف می گردد. برای اینکه انسان در معرض این چنین بیماری های خطرناک قرار نگیرد بهترین راه پیشگیری است.

آرامش روانی اصطلاحی است برای پیش گیری اولیه از مبتلا شدن به انواع بیماری های روانی به کار می رود. برای رسیدن به آرامش روانی که در قرآن با واژگان مانند سکینه، اطمینان، ایمان، و غیره مطرح است. قرآن کریم برای رسیدن به آرامش روانی مجموعه راهکارهای در هم تنیده ای شناختی، عاطفی، رفتاری، ارائه می دهد در رأس همه ای این راهکارها اصل ایمان مطرح است. ایمان به عنوان مجموعه ساختار قانونمند از تصدیق قلبی، اقرار زبانی و رفتار کارکردی سنگ بنای اولیه سلامت روانی و آرامش جان را به دنبال می آورد.

کلمات کلیدی :جوجه اردک زشت و مسیح علی نژاد

روضه های رسانه ضد انقلاب برای کروبی

جرس با انتشار این "خبر اختصاصی" نوشت: حاکمیت در حالی مدعی است که مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز در حصر خانگی بسر می برد که وی در یک ساختمان اداری نگهداری می شود. این ساختمان فاقد امکانات اولیه یک آپارتمان مانند آشپزخانه است.

جرس در ادامه مدعی شد بدلیل وضعیت خاص این ساختمان کروبی ماههاست که از هواخوری و آفتاب نیز محروم است.

خبر یاد شده با اشاره به مستند پخش شده از صدا و سیما درباره رابط مهدی کروبی با ضد انقلاب خارج از کشور افزود: در این مستند فردی بنام محمود زمانی مدعی شد که رابط مهدی کروبی با ضد انقلاب خارج کشور بوده است.

انتشار "خبر اختصاصی" سایت ضد انقلاب جرس در حالی است که پیش از این برخی منابع خبری از استفاده دو تا سه نوبته کروبی از استخر در طول هفته خبر داده بودند.

گفتنی است علیرغم انتقاد جرس از مستند رسانه ملی که در آن از رابط شیخ اصلاحات با ضد انقلاب خارج نشین رونمایی شده بود، این سایت خبری وابسته به ضد انقلاب حاضر به افشای منبع خبری خود که "خبر اختصاصی" یاد شده از آخرین وضعیت کروبی را برای آن ارسال کرده، نشده است.

کلمات کلیدی :کروبی و سران فتنه و جرس و رسانه ضدانقلاب

ربع پهلوی باعث درگیری حامیان اندکش شد

ربع پهلوی به خیال کسب محبوبیت و جلب حمایت افراد ساده لوح با ارسال پیام تبریک به علیرضا نوری زاد به مناسبت راه اندازی شبکه ماهواره ای موسوم به ایران فردا هواداران اندک خودش را به جان هم انداخت.

برخی از سلطنت پرستان حامی ربع پهلوی که نوری زاده را رقیب خود در نوکری می‌بینند و می‌گویند صدور پیام تبریک ربع پهلوی باعث افسردگی و دلسردی آنان شده و درمانده ربع پهلوی را سرزنش می‌کنند که چرا چنین خیانتی کرده است.

با توجه به اینکه هزینه های اداره و راه اندازی شبکه های ماهواره ای بسیار بالاست نوری زاده با ژست شفاف سازی اعتراف کرده هزینه های راه اندازی این شبکه را از ولیعهد عربستان سعودی دریافت کرده است شبکه ماهواره ای ایران فردا از انگلیس پخش می‌شود و با جذب برخی از کارمندان شبکه صدای آمریکا که به سبب مفاسد اخلاقی از این شبکه اخراج شده‌اند مدتی است هنوز بعد از افتتاح برنامه چندانی برای پخش ندارد.

فرصت طلبی به نام امید دانا از فتنه گران سال ۸۸ که چند ماهی محکوم به زندان شده و با فرار از کشور و چسباندن خود به ربع پهلوی سعی در مطرح کردن خودش دارد در صفحه فیس بوکش با ترس از دست دادن منافع مالی‌اش جرئت انتقاد از ربع پهلوی به سبب صدور پیام تبریک نوری زاده را ندارد با درماندگی در مواجهه با انتقادها می‌خواهد که رهایش کنند تا به درد خودش بمیرد.

گفتنی است ربع پهلوی که به دستور اربابان غربی خود ژست‌های دمکراسی خواهانه می‌گیرد چندی قبل در مصاحبه با نشریه آلمانی فوکوس پرده دمکراسی خواهی را به کناری زد و هدف اصلی‌اش را برپایی دیکتاتوری سلطنتی اعلام کرد دروغ گویی ربع پهلوی برایش دردسرساز شده و در میان گروهک‌های ضد انقلاب جنجال به پا کرد این بار هم سعی کرد با تکذیب و سانسور حرف‌هایش در مصاحبه را تکذیب کند که فیلم این مصاحبه از سوی نشریه آلمانی منتشر شد.

کلمات کلیدی :ربع پهلوی و درگیری حامیان سلطنت طلب

ماجرای تماس تلفنی دخی عبدی با نادری فر

پس از رسوایی بزرگ سلطنت‌طلبان فراری در اروپا و به خصوص تجمع کم‌تعداد در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در سوئد، جیره‌خواران ربع‌پهلوی که پیش از مراسم امیدهای سلطنت‌طلبان خطاب شده بودند، پس از افتضاح به بار آمده به شدت از سوی سران سلطنت‌طلب مقیم آمریکا مورد سرزنش قرار گرفتند.

پادوهای ربع‌پهلوی که از این انتقادات سرخورده شده‌اند ضمن ترک مراوده با ولی‌نعتمان خود طی نامه‌ای محرمانه به ربع‌پهلوی از وی درخواست کردند تا در این لحظه‌ی حساس که آماج حملات، سرزنش‌ها و متلک‌گویی‌ها از سوی انجمن‌های پادشاهی سراسر دنیا قرار گرفته‌ایم شما می‌توانید با عنایت ویژه خود به پادوهایتان و درج نام حزب رستاخیز نوین در شورای به اصطلاح ملی مشت محکمی خواهد بود بر دهان یاوه‌گویانی که جیره‌خواران شما را به باد انتقاد گرفته‌اند. ربع‌پهلوی نیز پس از مشاهده ریزش شدیدی که در شورای به اصطلاح ملی صورت گرفت و بازار کسادی که اخیراً شاهدش بوده به سرعت درخواست حزب رستاخیز نوین ـ بخوانید نام دیگر گروهک تروریستی انجمن پادشاهی ـ را لبیک گفته نام این به اصطلاح حزب را در لیست قرار داد.

رضا پهلوی

اما این اقدام ربع‌پهلوی صدای سلطنت‌طلبان ورشکسته را درآورد. در همین راستا همایون نادری‌فر طی تماس تلفنی با دخی عبدی اینچنین علیه اقدام ربع‌پهلوی لب به اعتراض می‌گشاید: «چرا تبلیغ سازمانی!! را می‌کنید که حتی نمی‌تواند 20 نفر را زیر پرچم شیر و خورشید جمع کند. با این کار شما آبروی سلطنت را برده‌اید. تجمع زیر بیست‌هزار نفر شایسته پهلوی نیست.» دخی عبدی نیز اینچنین جواب نادری‌فر را می‌دهد: «قرار نیست ما از آرزوهایمان صحبت کنیم. واقعیت موجود همین است.»
لازم به ذکر است که چندی پیش گروهک تروریستی انجمن پادشاهی طی فراخوان گسترده و با دادن وعده‌هایی چون پارتی شبانه و دختران بدکاره تلاش کردند تا به سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم حمله کنند. اما استقبال از این فراخوان سلطنت‌طلبان به قدری سرد صورت گرفت که به جز انتشار چند عکس که در آن تعداد شرکت‌کنندگان به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید برداشت دیگری نکردند.
همچنین باید خاطر نشان کرد که سایت صهیونیستی بالاترین نادری‌فر را عامل جمهوری اسلامی معرفی کرده بود.

کلمات کلیدی :دخی عبدی و همایون فر و ربع پهلوی و سلطنت طلبان

کیهان استفاده نکند اما حال اپوزیسیون خیلی خراب است(خبر ویژه)

«از آنجا که همگان ضعف های اپوزیسیون را به خوبی می شناسند امیدوارم نوشته حاضر مورد استفاده کیهان شریعتمداری قرار نگیرد تا ضعف های اپوزیسیون را دوباره برشمرد.»
«ناصر- م» از عناصر ضد انقلاب خارج نشین با درج این مطلب در پایگاه اینترنتی خودنویس نوشت: سال گذشته مردم ایران به فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی هیچ اعتنایی نکردند... چرا رژیم اسلامی می تواند مردم را به پای صندوق های رای بکشاند اما اپوزیسیون نتوانسته مردم را به سوی خود جلب کند؟ چرا در حالی که 90روز دیگر انتخابات برگزار خواهد شد، نیروهای اپوزیسیون نباید یک آلترناتیو جامع و مانع داشته باشند. درد بسیار عمیق کنونی ما در این است که نیروهای اپوزیسیون در 34 سال گذشته موقعیت رژیم را تحکیم کرده اند و دیگر نزد مردم اعتباری ندارند و به سختی اعتماد آنان را به دست می آورند.
یادآور می شود نویسنده چند سال پیش به طور علنی از حمله رژیم صهیونیستی به ایران حمایت کرده بود. «ناصر- م» شهریورماه گذشته نیز در سایت گویا نیوز، اپوزیسیون را متهم به بی عرضگی کرده و نوشته بود: «گروه های رنگارنگ اپوزیسیون در خارج بیشتر به فکر نیازهای خود هستند تا مبارزه. کجایند همه آن نیروهای سیاسی که کشور را به مقصد مبارزه ترک کردند و حالا در خارج اتراق کرده و مشغول گشت و گذار هستند؟ 90درصد آنها که به خارج آمده اند، حالا به جمهوری اسلامی رفت و آمد دارند و درد مخالفان را مدت هاست که فراموش کرده اند.»
وی می افزاید: من از این خیلی دلم می سوزد که اپوزیسیون به بی عرضگی کامل رسیده است. اکتبر سال 1985 تازه از ایران به برلین غربی آمده بودیم و حداکثر اقامتمان را در آلمان پنج سال ارزیابی کرده بودیم. بیش از حد امیدوار بودیم که در آینده نزدیک باز خواهیم گشت. همه همت خود را معطوف کرده بودیم که بیشتر علیه رژیم مبارزه کنیم و حکومت هرچه زودتر سرنگون گردد و هرچه سریع تر به وطن بازگردیم. هیچ علاقه ای به فراگیری زبان آلمانی از خود نشان نمی دادیم. آنها هم که زبان آلمانی را یاد می گرفتند؛ بعضی ها آنها را مسخره و لیبرال خطاب می کردند!

کلمات کلیدی :اپوزیسیون و عناصر ضدانقلاب و خودنویس

ماهیت جایزه اسکار

  • Argo,Film,Cartoon,oscar-2013 اسکار,جایزه,oscar 2013,Argo,Film,فیلم آرگو,کاریکاتور,عباس گودرزی,سیاسی,هنر

یکی از صدها دروغی که در دنیا تبلیغ می‌شود این است که می‌گویند هنر نباید با سیاست آمیخته شود،

در حالی که مجموعه‌های هنری غرب از جمله هالیوود کاملاً سیاسی هستند و

اگر اینگونه نبود چرا به فیلم‌های ضدصهیونیستی ایران اجازه حضور در جشنواره‌های سینمایی را نمی‌دهند؟

ساخت فیلم‌های سیاسی ضدایران یا اعطای جایزه به فیلم‌های ضدایرانی

نشانه‌های آشکار از آمیخته بودن سیاست و هنر در امریکا و غرب است

کلمات کلیدی :ماهیت اسکار و دروغ غرب

انقلابی شرمنده و پشیمان؟!

در یکی از رسانه های مجازی از قول محمد نوری زاد، به نمایندگی از نسل انقلابی های پشیمان و شرمنده و البته نجیب و راستگو !!! خواندم که گفته است: از اینکه سال 57 انقلاب کردیم متاسف و شرمنده ام، و می گوید اگر انقلاب نکرده بودیم، ‌اکنون و در سال 91 هجری شمسی در کجا ایستاده بودیم؟ و سپس به خود جواب می دهد که: اگر انقلاب نمی کردیم، آبادانی و رفاه عمومی و رونق اقتصادی حتماً بسیار مطلوب تر از امروز بود...؛ افسوس که ما انقلابیون، از نعمت عقل، بهره ی فراوانی نداشتیم. و با انقلابی غیرضروری، بختِ مهیا و عنقریبِ خود را تاراندیم. جوری که هم خود را و سرمایه های خود را تباه کردیم، و هم اعتبار خدا و دین خدا را در این ملک فرو کاستیم ...

نوری زاد

 

کمی از برداشت این آقای نسبتاً محترم ناراحت شدم، و البته از اینکه خودش به این حرف صحه می گذارد که بی عقل است، کاملاً موافق هستم، و خواستم جوابی هر چند نه در گزافه گویی ایشان بدهم، که خدا 34 سال جواب آنها را مرتب به آنها دیکته می کند، بلکه خواستم خود را از ناراحتی به وجود آمده توسط یک بی عقل رها کنم...
آقای نوری زاد،‌ از اینکه خود را انقلابی خواندید، برای خودتان متأسفم، در حالی که انقلابی به کسی گفته می شود که در او تحولی به وجود آمده باشد، که همیشه او را از پستی و رذالتی که خود و جامعه اش به آن مبتلایند، رهایش سازد و دورش کند، اما از اینکه هنوز به خودتان لقب انقلابی می دهید، و پسوندی به اسم پشیمان و شرمنده نیز به آن می چسبانید، خنده ام می گیرد، در حالی که انقلابی کسی است که با در نظر گرفتن آرمان هایش که فراتر است از شهوت و شکم، دست به انقلاب می زند ، و هیچ وقت از آن آرمان ها دست بر نمی دارد، و سعی می کند،‌ مسیر آینده انقلابش را با همراهی و همفکری، از انحراف نگه دارد...
شریعتی را می شناسی؟ می دانی قبل از انقلاب در مورد انقلاب چه می گفت؟ می گفت: انقلاب کردن آسان تر است از نگه داری انقلاب از خطر تحریف،‌ و ما در این کشور ثابت کردیم که این سختی را با مشقت های زیاد به جان خریده ایم،‌ و بهترین گزینه برای صدق سخنم ریزش بی عقل هایی مثل تو و بنی صدر و رجوی و امثالهم بود...
رفاه و رونق اقتصادی را مثل زده اید، مسلماً در زمان شاه ملعون که الحمدلله به جهنم کوچ کرد، و رفت تا برایتان جا بگیرد، رفاه بیشتری کسب می کردیم، و اقتصاد شکوفاتری نصیبمان می شد-(البته شکی نیست که این اقتصاد شکوفا تا همین دوران بیشتر عمرش نبود،‌مگر چشمی کور باشد که بحران اقتصادی غرب را ببیند و بگوید آنها در اوج خوشبختی اقتصادی هستند، وال استریت جواب دندان شکنی به بی عقلانی مانند شماست که فقط شکم را محور زندگی خویش قرار داده اند)- بله این اقتصاد به صورت موقتی شکوفا می شد، با چه قیمتی؟ به قیمت تاراج سرمایه های ملی ما؟ به قیمت لکه دار شدن شرف و عزت ما؟ به قیمت بوسیدن دست همسر رییس جمهور آمریکا توسط بالاترین مقام مملکت؟ به قیمت زیر سلطه همیشگی آمریکای جهان خوار بودن؟ به چه قیمتی؟ (اما امروز شرایطی معکوس را مشاهده می کنیم، دنیا ما را تحریم می کند، و ما هنوز سراپا هستیم، و در آینده ای نزدیک به فضل خدا اقتصاد خود را با همتی همیشگی خواهیم ساخت)
در حالی که مرجع تقلید بزرگ شیعیان جهان و رهبر بزرگوار و موقعیت شناس ما حضرت امام خمینی(ره) با توکل به خدای بزرگ، بهترین زمان را برای انقلاب انتخاب کردند، و امثال شما هم در این انقلاب سهیم بودید، شما به چه نتیجه ای رسیدید که این انقلاب غیر ضروری بوده است؟ خوب به نظر حرف شما برای خودتان درست است، بالاخره شما برای داشتن دنیایی بهتر دست به انقلاب زدید و هوسی را که عقل معنا می کنید، شما را با کاروان بزرگمردانی همراه کرد که روباه ها و کفتارهایی حقه باز همانند شما کم در کنار خود نداشت، و شما هم ابزار خدا شدید برای پیروزی خون بر شمشیر و بعد مثل بعضی بیعت کنندگان با امیرالمومنین علی (ع) که بیعت شکستند، به این نتیجه رسیدید که،‌ این دیگ برای خدا و خلق مومن و متعهدش می جوشد، نه برای شما کاسه لیسان و منافقان، و آن وقت شد که فهمیدید باید به دامن همان ها پناه ببرید که به قول خودتان اشتباهاً سال 57 با اردنگی بیرونشان کرده بودید،‌ و برای اینکه از تکه استخوانی از گوشه آخورشان شما را بی بهره نکنند، دست به غلط کردم و بیجا کردم زدید، تا از گوشه دنج طویله هایی که به رایگان در اختیارتان گذاشته اند، به بیرون پرتابتان نکنند...
آقای نوری زاد، آن خدایی که برایش به سینه ات سنگ می زنی، شیطان است، همان شیطانی که تو را به طمع دنیا همراه این انقلاب کرد، تا بتواند به وسیله ات نور خدا را خاموش کند، و از برافراشته شدن تنها پرچم خدا در زمین جلوگیری کند، و تو بنده خوبی برای این خدای طرد شده نبودی، و سرنوشتت شد مثل همو که نه دنیا را به دست خواهد آورد،‌ و نه از مطرود بودن نجات خواهد یافت...
حرف آخرم این است،‌ بعضی ها که عقل درست و حسابی ندارند!!!، فقط به درد بندگی و بردگی و کاسه لیسی می خورند،‌ و برای همین نیز همراه کاروان انقلاب شدند تا در خدمت دیگری و در شرایطی جدیدتر، نوکری و حمالی و بندگی کنند،‌ در حالی که انقلاب انسان ها را آزاد و برای خدا می خواست نه برای بردگی و پستی، پس از این دیار کوچ کردند، تا به شغل شریف خویش!!! بپردازند،‌ از اینکه در آن سوی دنیا در طویله ای شیک روزگار سپری می کنی، و برای چنین روزهایی تو را دست آموز و تربیت می کنند و به تو تریبون می دهند برای گزافه ها و اراجیفت، به خودت ببال و شاد باش،‌تو به آنجا که می خواستی رسیدی...

کلمات کلیدی :محمد نوری زاد و انقلابی پشیمان و انقلابی شرمنده

اطلاعات تکمیلی ارتباط «زمانی» و «کروبی»/ عکس ۲ نفره تایید شد

خبرگزاری فارس: خانواده کروبی در بخشی از «پاسخ مفصل» خود در رد مسائل و مباحث مطرح‌شده در مستند مثلث، اطلاعات جدیدتری را از ارتباط زمانی و کروبی افشا کرد.

خبرگزاری فارس: اطلاعات تکمیلی ارتباط «زمانی» و «کروبی»/ عکس ۲ نفره تایید شد

به گزارش خبرنگار سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، پس از پخش مستند افشاگرانه «مثلث» از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و افشای رابطه «مهدی کروبی» با عناصر ضدانقلاب، سایت سحام‌نیوز متعلق به کروبی درصدد پاسخ‌گویی برآمد و در متنی کوتاه نوشت که «این مستند پروژه ای نخ‌نما شده است!»

سایت مذکور در ادامه با لحنی افشاگرانه به مخاطبان خود اعلام کرد که «در آینده‌ای نزدیک پاسخ مفصلی به این مستند خواهد داد»

اکنون پس از گذشت 2 روز «پاسخ مفصل» سایت فتنه‌گر از زبان خانواده کروبی منتشر شده است که در ادامه به مرور «ادله» خانواده کروبی برای رد ارتباط شیخ‌مهدی با عناصر ضدانقلاب می‌پردازیم.

در نامه خانواده کروبی آمده است: «رسانه ملی به سفارش دستگاه های امنیتی در برنامه ای آماتوری و پر از خطا و اشتباه با عنوان «مثلث»، اتهام هایی علیه آقای کروبی و مردم معترض مطرح کرد. در این سناریوی نخ نما شده و تکراری اینبار فردی بنام محمود زمانی، متن فیلمنامه ایی را قرائت کرد که بر اساس آن حوادث پس از انتخابات به سازمان های جاسوسی دول بیگانه ارتباط داده شد و در این مسیر ادعا شد مشارالیه به نمایندگی از آقای کروبی با اپوزیسیون و سازمان های امنیتی خارج از کشور همکاری کرده است».

خانواده کروبی در بخشی از «پاسخ مفصل» خود در رد مسائل و مباحث مطرح شده در مستند مثلث، اطلاعات جدیدتری را از ارتباط زمانی و کروبی در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد که متن آن عینا می‌آید.

«محمود زمانی کارمند سابق بنیاد شهید و وزارت نفت بوده و در جریان انتخابات همانند بسیاری از هموطنان به دیدار آقای کروبی می آید. در آن زمان افرادی که مطالبات خود را در برنامه های ایشان می دیدند، بعد از ملاقات برای کمک و یاری به ستادهای انتخاباتی می پیوستند».

«آقای زمانی 2 بار با آقای کروبی ملاقات می کند و عکسی هم برای یادگاری می گیرد، ایشان یکبار دیگر درخواست ملاقات می کند که به دلیل سخنان نامنسجم در دیدار دوم و شائبه ماموریت برای سیستم امنیتی و یا فقدان تعادل روحی، درخواست نامبرده از سوی دفتر رد می گردد. شایان ذکر است که بر خلاف ادعای مطرح شده هیچگونه کمک مالی در ستاد و یا دفتر از نامبرده دریافت نگردیده؛ ارتباط کاری با فردی که تنها دوبار دیدار کوتاهی داشته وجود نداشته و مهمتر اینکه هیچگاه این فرد نماینده آقای کروبی در کاری نبودند».

در متن پاسخ خانواده کروبی دو نکته مهم وجود دارد؛ اول اینکه در این متن به مسأله‌ای اشاره می‌شود که در مستند مثلث عنوان نشد و آن این است که محمود زمانی، کارمند سابق بنیاد شهید بوده است که زمانی ریاست آن برعهده مهدی کروبی بود. 

نکته دوم اینکه در متن این نامه خانواده کروبی صحت عکس دونفره مهدی کروبی و محمود زمانی را تایید می‌کند که این گواه ضدونقیض بودن ادعاهای مطرح شده در نامه فوق می‌باشد.

* مثلث چه گفت؟

بعد از پخش مستندهای «الماسی برای فریب»و «هدیه برگشتی» که به افشای ماهیت ضد انقلاب پرداخته و موجب آشفتگی آنها شده بود این بار شخصی دیگری در محل صندلی موجود در دو مستند قبلی نشسته است، که مستند «مثلث»به روایت آن پرداخته است.

سومین مهمان این صندلی آشنا در این روایت شرحی را بازگو می‌کند که پیشتر دو مهمان قبلی این صندلی زوایای دیگر آن را گفته‌اند.

ویژگی مهمی که «محمود زمانی» را به نقطه توجه و ارزش برای ضدانقلاب تبدیل می‌کند ارتباط نزدیک و غیر قابل انکار وی با یکی از سران فتنه است.

وی در این مستند گفت: «در قضایای سال 88 من به عنوان رابط «آقای کروبی»؛ و آقای اردشیر امیرارجمند به عنوان نماینده «آقای موسوی»به عنوان رابط با خارج از کشور و اپوزیسیون خارج از کشور در ارتباط بودیم؛ من در داخل مرتب با آقای کروبی ملاقات می‌کردم و نظرات اپوزیسیون خارج از کشور را به ایشون منتقل می‌کردم و همچنین نظرات ایشون رو به اونها؛ ملاقات‌های من با آقای کروبی کاملاً در یک فضای خصوصی برگزار می‌شد و ایشون اجازه نمی‌داد که کس دیگه‌ای در جلسات ما حضور داشته باشد و مطالبی داشتیم که باید باهم چک می‌کردم و من نظرات ایشون رو به خارج منتقل می‌کردم».

«آقای جهانشاهی یک منشوری داشت، 12 صفحه، یک کپی شو به من داد؛ می‌خواست این منشور در ایران پخش بشه. می‌گفت 50 هزار نسخه ازش چاپ کردند و می‌خواهیم در ایران توزیع بشه.

یه نسخه‌اش رو به من داد که من اون نسخه رو در اختیار آقای کروبی قرار دادم. ایشون طرحی رو نشون من داد که ارکان به اصطلاح موقت حکومت در آینده و سایه‌ای که اونها برای ایران پیش‌بینی و طراحی کرده بودند رو با من چک کرد؛ تقریباً این حکومت موقت 7 رکن داشت، رکن اصلیش شورای عالی کشور بود که ریاستش را داده بودند به رئیس جمهور، دوم هیات دولت که به ریاست نخست وزیر بود».

برای مشاهده فیلم کامل مستند «مثلث» اینجا را کلیک کنید. 

 

کلمات کلیدی :کروبی و محمود زمانی و مستند مثلث و عامل موساد و سیا

حمله سلطنت طلبان به شورای ربع پهلوی

شورای ملی ربع پهلوی که با هدف تجمیع گروه‌های مختلف اپوزیسیون تشکیل شده بود، اما نتوانست حتی سلطنت‌طلبان را در زیر این پرچم جمع کند. ربع پهلوی که چندی پیش با گرفتن کاسه گدایی در دست به دوره گردی در اروپا مشغول بود و تلاش می‌کرد تا از گروهک تروریستی منافقین و حلقه پاریس جریان فتنه برای جلب کمک‌های مالی اروپاییان عقب نیفتد.
عدم شفافیت، عدم اطلاع رسانی، مشخص نبودن اعضا و دیکتاتوری ربع پهلوی از مشکلات اصلی موجود در این شورا است که باعث شده سلطنت‌طلبان ورشکسته نیز لب به اعتراض و انتقاد از این شورا و ربع پهلوی بپردازند. رضا پیرزاده یکی از همراهان ربع پهلوی در دوره گردی اروپا طی صحبت‌هایی در جلسه‌ی پالتاک منتقدان و معترضان به شورا را  عوامل جمهوری اسلامی، خودخواه و مغرور معرفی کرده است.
پس از آن‌که کمیته موقت شورا که به پیشنهاد ربع پهلوی برای آماده سازی اقدامات مقدماتی نتیجه‌ای نداد و هیچ کس از سلطنت‌طلبان در این جلسات شرکت نکرد، پیرزاده پیشنهاد جدید را مطرح که یک سوپر کمیته تشکیل شود. اما حزب منحله مشروطه که از سینه‌چاکان ربع پهلوی هستند ضمن استقبال از پیشنهاد جدید این درخواست را مطرح کردند که باید 40 درصد از اعضای این سوپر کمیته را افراد حزب مشروطه تشکیل دهند.

رضا پهلوی و شورای ملی ایرانیان

اما افتضاح شورای ربع پهلوی به این‌جا ختم نمی‌شود و اخبار کمیته موقت که توسط «م.پ» بیان شده و در هفته گذشته بر روی سایت‌های اشتراک ویدئو چون یوتیوب و سایت صهیونیستی بالاترین قرار گرفته اما پس از یک روز فیلم اخبار شورا از یوتیوب حذف می‌شود.
ربع پهلوی برای جلوگیری از آبرو ریزی بیشتر طی فرمانی به پادوهای خود در حزب رستاخیز نوین به آن‌ها ماموریت داد تا با انتشار اطلاعیه‌ای از پیوستن این حزب به شورای ملی خبردادند.
لازم به ذکر است که چندی پیش تعدادی از گروهک‌های ضد انقلاب به دلیل وجود دیکتاتوری ربع پهلوی با انتشار بیانیه‌ای از این شورا انشعاب کردند.

کلمات کلیدی :ربع پهلوی و حمله به شورای ملی و کمیته موقت و افتضاح شورای ملی

وقتی رسانه های صهیونیستی از تروریست های دانشمندان هسته ای ایران دفاع می کنند!

قریب به دو سال است که از آغاز سریال تلخ ترور دانشمندان هسته ای ایرانمی گذرد؛ اگرچه از همان ابتدا صهیونیستی بودن، تهیه کنندگی این سریال کاملا مشهودبود و اماره های فراوانی از ناخشنودی سران رژیم اشغالگر قدس از ناکارآمدی تحریم هاو لزوم ورود به فاز نظامی به چشم می خورد اما با گذشت زمان و اقدامات امنیتیایران، پشت پرده این سریال واضح تر دیده می شود.
>
بازداشتتروریست های دانشمندان هسته ای ایران توسط دستگاه های امنیتی از همان ابتدا غربیها را با شگفتی روبرو ساخت اما با نزدیک شدن به مراحل پایانی این پرونده، صهیونیستها از در «جنگ روانی» وارد میدان شده اند.
درهمین راستا سایت صهیونیستی«آر تی» با جانبداری از تروریست ها، خواهان توجه قوهقضاییه ایران به حقوق قانونی(!) آنها شده است.
بهگزارش بولتن نیوز، این سایت در ضمن مصاحبه ای یادآور می شود:
«اگرمقامات ایرانی پروندۀ معتبری علیه متهمان به این جنایت هولناک دراختیار دارند، بایدشواهد واقعی را ارائه دهند.»
سارالی ویتسون(مدیر بخش خاور میانه و شمال آفریقا) در مصاحبه با این سایت می گوید:
"اگرمقامات ایران پروندۀ معتبری علیه این متهمان به ارتکاب جنایات هولناک دارند ، پس بایدمدارک و شواهد واقعی ارائه دهند...اما اقدامات ایران تنها منجر به ایجاد این سوء ظنمی شود که مقامات ایران شواهد معتبری در دست ندارند که نشان دهد چه کسی این تعداد ازدانشمندان ایرانی را به قتل رسانده است."

موضوعدیگری که این سایت مورد بررسی قرار داده است، اعترافاتی است که از متهمان درتلویزیون پخش شده است و مدعی است که این مصاحبه ها اجباری بوده است و جال اینجاستکه در این باره می نویسد:
« سازماندیده بان حقوق بشر هیچ مدرک معتبری دریافت نکرده که نشان دهد مقامات ایران این افرادرا شکنجه و یا مجبور به اعتراف در مستند 5 اوت تلویزیون ایران کرده اند!»
اینمصاحبه و حمایت رسانه ای از تروریست ها نشانه دیگری از صهیونیستی بودن تروردانشمندان هسته ای ایران می باشد که امروز این چنین برهنه به حمایت از آنها میپردازند.

کلمات کلیدی :رسانه های صهیونیستی و تروریست دولتی و ترور دانشمندان هسته ای

آکادمی، گوگوش را از دست داد!

چند روزی است که شایعات مختلف و گسترده ای در خصوص سلامتی و یا حتی مرگ فائقه آتشین (گوگوش) در فضای مجازی به ویژه بین مخاطبین شبکه من و تو در سایت این شبکه به چشم می خورد.
[-] اندازه متن [+]

 

جام فرهنگی؛ سایت صهیونیستی بالاترین نیز مدتی قبل جوابیه سایت من و تو را در پی شایعات مطرح شده عنوان کرد.

 

 

 

این شایعات همزمان شده است با پخش برنامه ای از این شبکه که با تصدی گری این خواننده خاندان پهلوی همراه می باشد.

 

همین مطلب باعث تردید بیش از حد مخاطبان شبکه شد، تردید نسبت به اینکه برنامه آکادمی گوگوش که از ماهها قبل ضبط شده است، چرا به عنوان یک برنامه ای که ادعا می شود ساخت آن به روز است به خورد مخاطبان داده می شود؟!

 

شایعات به حدی گسترش یافت که شبکه من و تو را به واکنش مجبور کرد.

 

این شبکه انگلیسی در سایت خود در قسمت برنامه جواب که مختص به بازتاب نظرات مخاطبین است پیغامی را در این باره منتشر کرد. در این پیغام آمده است خبر مرگ گوگوش دروغ بوده و وی به دلیل حمله قلبی در بخش مراقبت های ویژه بستری می باشد.

 

 

این شبکه با توجه به دستپاچگی حاصل از بستری شدن گوگوش و گسترش روز افزون شایعات و انتقادات طی گاف بزرگی می گوید: «ادامه قسمت های برنامه آکادمی گوگوش طبق روال ضبط شده تا قسمت آخر پخش خواهد شد!»

 

ضبطی بودن این برنامه حکایت از آن دارد که تمام صحنه هایی که گوگوش در آن حضور داشته تا قسمت آخر که نفر اول در آن به رای بیننده ها انتخاب می شود قبلا ضبط شده است و نظرات مخاطبین در انتخاب نفر اول هیچ نقشی نداشته و رای گیری صرفا برای ایجاد جذابیت بوده و کاملا نمادین می باشد.

 

همزمان با ولوله ای که در خصوص ضبطی بودن برنامه توسط گاف اخیر شبکه به پا شده بود روشنا، یکی از شرکت کننده های مطرح آکادمی گوگوش که به اصطلاح چند روز پیش از رینگ صوتی آکادمی خارج شد، بغض مانده در گلویش باز می شود و دست به افشاگری گسترده می زند.

 

روشنا در وبلاگش می نویسد : «وقتی فکر می کنم می بینم که گریه کردنم در وقت حذف شدنم بی خود بوده برای اینکه می دونستم سطح من از آکادمی بالاتر بوده و برای معروف شدن در دنیای  خوانندگی به آکادمی آمده بودم.»

 

 

بازیگر رودست خورده برنامه آکادمی گوگوش که مردم را بهانه افشاگری  خود قرار می دهد می گوید: «من فقط به خاطر شما هموطنای ایرانی خودم این حرف ها را می زنم من و همه اون سیزده نفری که توی آکادمی شرکت کرده بودیم باید تمامی شرایط آنها را قبول می کردیم تا بتونیم توی اون مرحله باقی بمونیم.»

 

وی می نویسد: «یکی از شرط ها این بود که هیچ وقت از آکادمی هیچ جایی حرفی نزنیم و هیچ اشاره ای به زمان پخش آن نداشته باشیم و... به همین خاطر وعده هایی به من و دیگر افراد داده بودند که یکی از وعده ها این بود که می توانم آلبوم هایی را که بعد ها می خوانم را از طریق این شبکه پخش کنم.»

 

تنش های داخلی در چهار دیواری من و تو در حالی است که هنوز فضاحت هم جنس گرایی عوامل این شبکه بر صفحه اخبار رسانه ها خود نمایی می کند.

کلمات کلیدی :

خاتمی چگونه از «براندازی، انکار و تردید» به شعار «انتخابات آزاد&#

روح‌الله چهره‌افروز:

اسفند ۹۰ می‌توانست بسیاری از معادلات را عوض کند؛ هم معادلات آنها که سخن از بی اعتمادی مردم نسبت به نظام و انتخابات‌های پس از خرداد ۸۸ می‌راندند، هم دلسوزانی که نگران عدم حضور مردم در اولین انتخابات پس از اتفاقات ۸۸ بودند.

** «سیلی سخت» مردم و خواب آشفته بدخواهان نظام

عناصر ضدانقلاب و معاندین نظام مانند همه انتخابات‌های گذشته، «انتخابات اسفند» را نیز تحریم کردند؛ برخی اصلاح‌طلبان حضور پر شور مردم در انتخابات را منوط به حضور خود پنداشتند و قیمت این حضور را اعلام کردند که کسی خریدار نبود؛ اصلاح‌طلبان تندرو نیز که پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری با عنوان «فتنه‌گر» در میان مردم شناخته می‌شدند، هم‌نوا با معاندین نظام کمر به تحریم «نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی» بستند.

۲ روز مانده به ۱۲ اسفندماه سال ۱۳۹۰، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی حساسیت انتخابات مجلس نهم را بیشتر از انتخابات دوره‌های قبل دانستند و با اشاره به اهمیت بسیار زیاد حضور گسترده مردم در انتخابات، تأکید کردند که «به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری از ۲۲ بهمن، به چهره استکبار خواهد زد و عزم و اراده مستحکم خود را به رخ دشمن خواهد کشید تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت، کاری از پیش نخواهد برد».

جمعه انتخابات فرارسید و وعده «سیلی سخت» محقق شد؛ حضور پرشور و خیره کننده مردم پای صندوق‌های رای موجب شد تا «سیاست‌ها و استراتژی معاندین نظام برای ادامه مسیر مخالفت با جمهوری اسلامی ایران تغییر کند»

با آغاز سال ۹۱ به یک باره معادلات فتنه‌گران، عناصر ضدانقلاب و اصلاح‌طلبان تندرو و بریده از نظام تغییر کرد.

آنها که تا پیش از «سیلی سخت» با خوش باوری، اندک طرفداران خود را اکثریت مردم می‌پنداشتند و با نگاهی قلدرمابانه قصد باج گیری از نظام را داشتند، سیاست جدیدی را برای بازگشت به عرصه‌های سیاسی و آتش‌افروزی دوباره برای ایجاد اغتشاش و درگیری در کشور اتخاذ کردند.

این «سیاست» جدید، «ادبیات» جدید و «واژه» جدیدی را نیز می‌طلبید؛ واژه‌ای که بتواند بار سنگین بی اعتمادی مردم به آنها را به دوش بکشد.

واژه‌هایی همچون «کمیته صیانت از آرا» دیگر کارایی خود را برای غبارآلود کردن فضای انتخابات و کشور از دست داده بود؛ چه آنکه عناصر ضدانقلاب با توسل به همین واژه و یاری همراهان داخلی خود، فتنه ۸۸ را مقدمه چینی کردند.

«واژه جدید می‌بایست با ظاهری فریب‌کارانه و عامه‌پسند قدرت لازم را برای همراهی مردم دارا باشد».

برآیند توطئه چینی‌های معاندین نظام برای مایوس کردن مردم از حضور در انتخابات به کلید واژه «انتخابات آزاد» ختم شد، تا این بار تلاش مذبوحانه خود را با القاء این شبهه آغاز کنند.

پس از مطرح کردن این شبهه نخستین سوالی که مطرح شد این بود که اگر انتخابات‌های گذشته در کشور آزاد نبوده است چرا این واژگان تنها در سال‌های اخیر مطرح می‌شوند؟ و اگر از میان تمام انتخابات‌های گذشته تنها انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آزاد نبوده است چرا عناصر ضدانقلاب روی همان «کمیته صیانت از آرا» تاکید نکرده و به تعریف واژگان جدید روی آورده‌اند؟

مطمئنا «انتخابات آزاد» همان کارایی و تعریفی را دارد که «کمیته صیانت از آرا» داشت و به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که آن کمیته شد.

با آغاز سال ۹۱ عناصر و جریان‌های ضدانقلاب بیش از گذشته و به دفعات بر طبل «انتخابات آزاد» کوبیدند تا برخی از رجل سیاسی کشور نیز خواسته یا ناخواسته با ساز ناکوک آن‌ها «هم‌نوازی» کنند.

** محمد خاتمی؛ براندازی، انکار و تردید

پس از ماه‌ها سخن راندن از تحریم انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، سید محمد خاتمی سر بزنگاه دست هم‌حزبی‌ها و طرفداران خود را در حنا گذاشت و در انتخابات مجلس شرکت کرد تا با انتقادهای بسیاری از سوی عناصر ضدانقلاب و اصلاح‌طلبان تندرو مواجه شود.

انتقادهای گسترده از خاتمی بالاخره وی را مجاب به پاسخگویی کرد؛ وی در برنامه گرامیداشت دوم خرداد گفت که «رأی دادن من گرچه موجب دلخوری و جریحه‌دار شدن احساسات بسیاری از دوستان شد، اما در این مورد همچنان از اصل کاری که انجام داده‌ام دفاع می‌کنم؛ گرچه نقدهای دوستان به شیوه آن را وارد دانسته و می‌پذیرم. آنچه را که در ۴۸ ساعت آخر به آن رسیدم، می‌شد زود‌تر هم با تحلیل دریافت. ما میدان را به دو دسته تحریمی داده بودیم؛ یک تحریمی‌های خارج از کشور که می‌گفتند انتخابات باید تحریم شود و اصرار داشتند که تحریم را به اصلاح‌طلبان هم نسبت دهند و دیگری جریانی در داخل که با نسبت دادن تحریم به ما درصدد ضربه‌زدن به بخش‌های باقی‌مانده از اصلاحات بودند. ما باید توضیح بیشتری می‌دادیم که اولاً ما تحریمی نبودیم، دوم اینکه تحریم همیشه به معنای براندازی نیست و سوم اینکه اگر کسی خواست رأی بدهد، اشکالی ندارد و باید ذهن جامعه را درباره این سه نکته آماده می‌کردیم که نکردیم»

خاتمی سال ۹۱ را با سرگردانی سیاسی آغاز کرد؛ وی گاهی از براندازان اعلام برائت می‌کرد و در عین حال گاهی جشن تولد براندازان و فتنه‌گران را تبریک می‌گفت!

سید محمد خاتمی اردیبهشت ماه سال جاری(۹۱) طی پیامی «تولد» مسعود باستانی، روزنامه نگاری که به جرم براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محاکمه شده است را تبریک گفت.

همچنین وی خردادماه امسال(۹۱) در پیامی دیگر تولد چند تن از فعالان فتنه ۸۸ چون: نسرین ستوده، مسعود پدرام، بهمن احمدی اموئی، عبدالله مومنی، مجید توکلی، محمدحسین نعیمی پور و مهدی خدائی، را تبریک گفت و از آنها تقدیر کرد!

«مواضع ضد و نقیض خاتمی در خصوص انتخابات و حضور یا عدم حضور در عرصه سیاسی کشور ادامه داشت تا اینکه وی آبان‌ماه سال جاری(۹۱) از سیاست جدید خود پرده بر داشت».

* خاتمی: در گذشته اشتباهاتی داشتیم اما می‌خواهیم انتخابات پرشور باشد

خاتمی مهرماه ۹۱ طی سخنانی می‌گوید: فرض کنیم ما بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم؛ وقتی که خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند، این همه زندانی سیاسی داریم و پرونده‌های زیادی معلق مانده است، آیا بخش قابل توجهی از مردم نسبت به شرکت در انتخابات اشتیاق نشان می‌دهند؟ و آیا اصلاً انتخابات پرشور برگزار می شود؟ ....

ما واقعا نمی‌خواهیم برای قدرت تلاش کنیم و زمینه آن هم الان فراهم نیست، زیرا راه مطلوب رفتن از مسیر فعالیت‌های مدنی است که متأسفانه خیلی از راه‌ها بسته شده است. می‌خواهیم در صحنه حضور داشته باشیم و از اسلام و انقلاب و حقوق و حرمت مردم دفاع کنیم و از روش‌های موجود انتقاد کنیم؛ البته اگر انتخابات آزاد برگزار شود و نقدها هم بشود، مردم انتخاب می‌کنند.

* خاتمی در دیدار با زندانی فتنه‌گر از انتخابات آزاد می‌گوید

محمد خاتمی، در طول دوره مرخصی مسعود باستانی، روزنامه‌نگار حامی فتنه، با حضور در منزل وی با او دیدار می‌کند؛ این دیدار مهرماه سال جاری(۹۱) برگزار شد.

بر اساس آنچه که سایت ضدانقلاب کلمه نوشته است؛ خاتمی با تایید نظر این زندانی سبز، بیانیه شماره ۱۷ موسوی را دارای چارچوبی متین و منطقی خواند و از آزادی زندانیان سیاسی، باز شدن فضای سیاسی کشور و انتخابات آزاد به عنوان مسیر معقول برای حل بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی یاد کرد.

* خاتمی: حضور در عرصه انتخابات آزاد حرف‌هایی است که ما می‌زنیم

آبان ماه ۹۱، خاتمی، در جمع تعدادی از اهالی گرگان و گلستان تاکید می‌کند که « باید بتوانیم انتخابات آزاد با حضور همه قشرها داشته باشیم و برگزار کنیم؛ آزادی بیان، اندیشه، نقد، حضور در عرصه انتخابات آزاد و رأی و… حرف‌هایی است که ما می زنیم و می خواهیم و راه عبور از مشکلات هم همین است».

*خاتمی از شرایط حزبش برای حضور در انتخابات می‌گوید

سید محمد خاتمی و عبدالله نوری در نشست مشترکی که آبان‌ماه امسال(۹۱) برگزار شد تاکید می‌کنند: «امید و نشانه‌هایی از برگزاری انتخاباتی با حد قابل قبولی از پارامترهای انتخابات آزاد، رقابتی و مورد تایید همه جریانات سیاسی که التزام عملی به قانون اساسی دارند، دیده نمی‌شود. درخصوص چگونگی و شیوه حضور و یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پس از دریافت نظرات رهبران بزرگوار و در حصر جنبش سبز، آقایان موسوی و کروبی و اکثریت احزاب، جریانات و گروه‌های اصلاح‌طلب می‌توان برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات تصمیم‌گیری کرد».

*خاتمی: انتخابات آزاد=پایان حصر زندانیان سیاسی!

خاتمی طی پیامی ۱۶ آذر ۹۱ را به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران تبریک می‌گوید.

وی در این پیام می‌گوید: «بازگشت به موازین مورد خواست ملت ما که در انقلاب ما تجلی داشت به خصوص انتخابات آزاد، فراگیر و سالم در کشور ما است و این یعنی رعایت حق و حرمت مردم که صاحب اصلی کشور مردم و مملکت‌اند و حاکمیت عقلانیت و اعتدال که همه اینها از مسیر انتخابات آزاد به گونه‌ای که همه گروه‌ها و تشکل‌ها و همه پایندان به اصل عمل در چارچوب قانون اساسی در آن بتوانند حضور داشته باشند تحقق پیدا می کند.

گشاینده این راه یعنی ایجاد تفاهم ملی برای تامین خواست‌های ملت ایران و به خصوص آزادی‌های اساسی و حقوق اساسی ملت و آزادی انتخابات، این است که ما شاهد باشیم زندانیان ما آزاد بشوند، کسانی که در حصر هستند، حصر از آنها برداشته شود که این باعث تلطیف فضا و گشاینده راه به سوی آینده‌ای بهتر خواهد بود».

* خاتمی از تنها راه خود می‌گوید

محمد خاتمی، دیماه امسال طی دیداری با اعضای تحریریه سایت بازتاب می‌گوید: «با این روندی که هست، فقط یک راه وجود دارد. اینکه نظام رویکردش را عوض کند و آن را در انتخابات آزاد و سالم و فراگیر نشان دهد؛ ما هم کمک کنیم که مشکل حل شود. ولی متأسفانه نشانه‌های امیدوار کننده‌ای برای این رویکرد نمی‌بینم»

کلمات کلیدی :خاتمی و از براندازی تا انتخابات آزاد

چراغ سبز قطب دراویش برای آشوبگری مقابل زندان اوین

صبح امروز نورعلی تابنده قطب دراویش گنابادی در نشستی با جمعی از هم سلکان خود که به بهانه به اصطلاح روز درویش (سوم اسفند) در حسینیه امیرسلیمانی تهران برگزار شد، در سخنانی تحریک آمیز خطاب به یادشدگان گفت: " خدا ما را با رنج و زحمت امتحان کرده و الحمدالله تقریبا همه فقرا (دراویش) محکم ایستاده ایم و نشان داده ایم با پفی که بکنند کنار نمی رویم. ما بنیان مرصوص هستیم، ما تیغ برهنه ایم در دست قضا، بر خویش زند آنکه بر ما زند.

به دنبال این سخنان تحریک آمیز برخی از سایت های وابسته به دراویش با صدور فراخوانی که آن را خودجوش خواندند، خواستار تجمع هم سلکان خود در مقابل زندان اوین در روز سوم اسفند شدند.

یادشدگان قصد دارند در این تجمع با سردادن شعار علیه جمهوری اسلامی خوراک تبلغاتی برای رسانه های بیگانه درست کنند.

براساس گزارش ندای انقلاب، سوم اسفند سال 87 جمعی از دراویش گنابادی اقدام به برگزاری تجمع غیرقانونی مقابل مجلس شورای اسلامی کردند که با دخالت نیروی انتظامی متفرق و تعدادی از آنها بازداشت شدند؛ برهمین مبنا دروایش به زعم خود از آن تاریخ به بعد سوم اسفند را روز جهانی درویش نام گذاری کرده اند!

کلمات کلیدی :دروایش گنابادی و آشوب و زندان اوین

دست پنهانی که پناهی رابرنده خرس نقره ای کرد!

جشنواره فیلم برلین با گزینش فیلم‌های برتر به کار خود پایان داد. فیلم "پرده" پناهی نیز با حاشیه‌ای بزرگتر از متن، یک خرس نقره‌ای دریافت کرد.

     

جام فرهنگی؛ فیلم جعفر پناهی توانست برنده خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین شود، فیلمی که نه مجوز ساخت دریافت کرده بود و نه اجازه ای برای حضور در چنین جشنواره ای داشت.

 

از همان روزهای آغازین این جشنواره تبلیغات فراوانی به راه افتاد تا برای چنین فیلمی که مجرمانه ساخته شده حاشیه ای بسیار بزرگتر و پررنگتر از متن بسازند، حالا آش آنقدر شور شده است که کام سایت رسمی وزارت خارجه آلمان دویچه وله را تلخ کرده است.

 حاشیه بیش از متن، بهترین فیلم‌نامه برای "پرده"

سایت دویچه وله با اندک تعریفی که بیشتر جهت اش توجه دادن به حد و اندازه  جشنواره برلین بود تا فیلم پناهی و سینمای ایران، از همان ابتدا سوال بزرگی را مطرح کرد که تنها جوابش را مدیران جشنواره برلین باید بدهند، این رسانه نوشت: بی‌شک برای سینمای ایران موفقیت فیلم "پرده"، ساخته جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی، بسیار دلچسب و ستودنی است، اما باید پرسید چگونه داوران به این نتیجه رسیده‌اند که این فیلم دارای بهترین فیلم‌نامه بوده است؟

 

به نوشته دویچه وله؛ عدم امنیت، نومیدی، ترس، مرگ، خود‌کشی و آزادی اندیشه اید‌ه‌هایی هستند که در این فیلم به آنها اشاره می‌شود. اگر برلیناله به ایده‌ها جایزه‌ای اعطا می‌کرد، بدون تردید فیلم "پرده" یکی از نامزدها بود.

 

موضوعات و عناصر فوق در واقع بازتاب ذهن روان پریشی است که در کالبد پناهی لانه کرده و اکنون او را در شرایطی نامساعد از نظر روحی قرار داده است دویچه وله با اشاره به این مطلب ادامه می دهد: "کامبوزیا پرتوی در نشست خبری در برلین گفت که فیلم "پرده" ناشی از شرایط روحی کنونی پناهی است. به زبان دیگر می‌توان "پرده" را زلزله‌نگاری وضعیت روحی جعفر پناهی دانست که هم اکنون با گسل‌های روانی مختلفی دست به گریبان است."

 

با گذر از آنالیزی که دوست پناهی از شخصیت روانی اش ارائه می دهد اما دویچه وله به نقد فیلم پرده اثر غیرقانونی این فیلم ساز ایرانی برمی گردد: "کسانی که این فیلم را دیده‌اند، کمتر رد پایی از یک فیلم‌نامه منسجم و قابل‌قبول در این فیلم می‌یابند. به نظر می‌رسد که برلیناله با سنت سیاسی خود پیام روشنی را به مسئولان سینمای ایران ارسال کرده است."

 

انتخاب ناشیانه و غیرحرفه ای پرده از سوی یک جشنواره آلمانی اما مانع از آن نمی شود تا حتی رسانه ای با دز بالای مخالفت با جمهوری اسلامی فیلم پناهی را از لبه تیغ تند انتقادش نگذراند دویچه وله در ادامه انتقاداتش می نویسد: "گرچه داوران بارها انتخاب خود را تنها معطوف به ارزش هنری فیلم‌ها دانستند، اما به نظر می‌رسد که خرس نقره‌ای برای فیلم "پرده" برخاسته از استیصال داوران و مهم‌تر دانستن حاشیه به جای متن بوده است، زیرا به سختی می‌توان در کاتگوری‌های دیگر، نظیر بازیگری، فیلم‌برداری، کارگردانی و غیره این فیلم را با دیگر رقبا در جشنواره امسال مقایسه کرد."

 

اما شیرین نشاط که توانسته است به مدد از همان دست اقدامات سیاسی جشنواره های غربی به یکی از کرسی های داوری تکیه کند در مصاحبه با سایت انگلیسی بی بی سی فارسی، تلاش می کند دلایل انتخاب فیلم پناهی را با همه ضعف ها غیرسیاسی نشان دهد، او می گوید: "البته من به داوران گفتم که از هیچ فیلمی دفاع نمی‌کنم مگر اینکه فیلم خوبی باشد. نه به خاطر اینکه مسئله سیاسی به دنبال دارد یا خود کارگردان گرفتاری دارد. برای اینکه به نظر من درست نیست کار خوب هنرمندان دیگر نادیده گرفته شود. به همین دلیل نگاه من در مورد پناهی و فیلمش خارج از مسئله شخصی و سیاسی بود و من کار ایشان را خیلی دوست داشتم."

 

این سخنان موجب می شود تا بی بی سی از رای و نظر داوران دیگر بپرسد: "همه در مورد فیلم پناهی همنظر بودید؟"

 

و نشاط که همه ما او را بیشتر با دست بند سبز مشهورش در حمایت از فتنه و فتنه گران در سال 88 می شناسیم، چنین می گوید: "نه همه همنظر نبودند. فیلم‌های دیگری بودند که بیشتر مطرح بودند و خیلی در مورد آنها صحبت می‌شد.... ما فقط سه یا چهار امکان برای فیلم داشتیم. ما ۱۹ فیلم دیدیم و رقابت خیلی سنگین بود. فیلم‌های خیلی خوبی هم در گروه بودند. آقای ونگ کار وای بعد از دیدن فیلم پناهی، همین که از سالن بیرون آمد گفت فیلم خیلی خوبی بود. من و ایشان توانستیم دیگران را هم قانع کنیم، ضمن اینکه کار آسانی نبود!"

 

با دقت در آنچه شیرین نشاط به بی بی سی گفته به نظر می رسد فیلم پناهی در آغاز نتوانسته نظر اکثریت داوران را که 5 از 7 نفر بوده را بدست آورد با در نظر گرفتن این مساله که رای یکی از دو نفری هم که موافق بوده اند یعنی خانم نشاط به دلیل همسویی اش با پناهی از پیش مثبت بوده و بنابراین نمی تواند چندان حایز اهمیت و خالی از جانبداری باشد، با این حال لابی های داور زن ایرانی حاضر در جشنواره با سایر قضاوت کنندگان ظاهرا آنها را متقاعد می کند تا دست به چنین انتخاب غیرحرفه ای بزنند و شائبه سیاسی بودن دریافت جایزه را بیش از پیش تقویت می کند.

 

از سوی دیگر سایت خبرآنلاین مصاحبه ای از معاونت سینمایی ایران منتشر می کند که زوایایی دیگر از این انتخاب صرفا سیاسی و فاقد جنبه های هنری را آشکارتر می سازد: «ما اعتراض خودمان را درباره این اتفاق به جشنواره برلین اعلام کرده‌ایم. فکر می‌کنیم مسوولان جشنواره برلین باید این رفتار خودشان را اصلاح کنند چراکه در تعاملات فرهنگی و سینمایی چنین رفتاری درست نبود.همه می‌دانند در کشور ما فیلم ساختن و ارسال فیلم به خارج از کشور نیاز به دریافت مجوز دارد، اما عده کمی هستند که بدون مجوز فیلم می‌سازند یا بدون مجوز فیلم خود را به خارج از کشور می‌فرستند.»

 

وی با دو گانه دانستن رفتار جشنواره فیلم برلین افزود: "البته جشنواره برلین شاید بگوید که من در دفاع از آزادی این فیلم را نمایش می‌دهم و جایزه هم می‌دهم البته خوب است زمانیکه این ادعا را مطرح می‌کنیم به یاد داشته باشیم که گونترگراس شاعر معروف آلمانی برنده جایزه ادبی نوبل به یمن یک شعری که سرود و در آن شعر گفت؛ من بیش از حد سکوت کرده‌ام و در لحظات آخر عمرم که آخرین قطره‌های جوهرم است، یک حقیقت را می‌خواهم بگویم که اسرائیل خطر بزرگی برای صلح جهانی است. به خاطر سرودن چنین شعری ایشان آنقدر مورد فشار قرار می‌گیرد."

 

از این حرف ها بگذریم به هر حال فیلم پناهی نمایش داده شد اما نکته ای می ماند که یادآوری آن کمک شایانی به درک این گونه انتخاب ها می کند، واقعا باید پرسید آیا کشورهای غربی خود چنین اقداماتی را برمی تابند فرقی نمی کند چه از فیلمساز خود یا کشور میزبان. آیا در این کشورها هم فیلم بدون مجوز ساخته می شود و بالاتر اینکه سازنده آن جرات می کند آن را برای نمایش به جشنواره ای خارجی بفرستد. قطعا چنین چیزی امکان ندارد اما جعفر پناهی چنین کاری را کرده است و با این حال جمهوری اسلامی را متهم به نقض آزادی بیان کرده و می کنند.

 

اما وقعیت این است که همه فیلم های ساخته شده در کشورهای غربی هم مجوز ساخت دارند و بسیاری هم با وجود این مجوز هیچگاه اجازه اکران نمی یابند، برای درک مطلب مراجعه به این آمار شاید گره گشا باشد.

 

در فرانسه اگر ۲۵۰ فیلم ساخته می‌شود تنها ۹۰ فیلم اکران می‌شود یعنی ۱۶۰ فیلم آن اکران نمی‌شود و این چیزی است که همه می‌دانند.

 

یکی از مدیران سینمایی ایتالیایی هم با اشاره به چنین برخوردی در کشورش می‌ گوید: تقریبا دو سوم فیلم‌های سینمایی که ما می‌سازیم تنها برای این است که پوزیشن تولید فیلم سینمایی را نگهداریم و می‌دانیم که فیلم‌ها اکران نمی‌شود و به فیلمسازان گفتیم که اگر اکران نشد، فیلم را در شبکه‌های تلویزیونی نمایش می‌دهیم. بنابراین همیشه می‌توان گفت کشورهایی که تولید فراوانی دارند؛ تقریبا نسبت بین یک سوم تا ۵۰ درصد بیشتر اکران نمی‌شود.

 

در آمریکا هم به همین شکل است و همه ۷۰۰ فیلم اکران نمی‌شود و حداقل ۲۵۰ فیلم بعد از پایان ساخت وارد شبکه نمایش خانگی می‌شود و ۱۰۰ فیلم در شبکه تلویزیونی نمایش داده می‌شود و رقابت اصلی برای اکران بین نیمی از فیلم‌هاست.

کلمات کلیدی :جعفر پناهی و حاشیه جشنواره

اعتصاب‌ها در BBC به "نوبت شما" رسید

شبکه جهانی بی بی سی که این روزها در بدترین شرایط ممکن به سر می برد و به عنوان یک شبکه منزوی در حال فعالیت است، در اقدامی جدید به دلیل عدم حمایت از کارکنان خود دست به تعدیل آنها زده است.

این در حالی است که در کنار تعدیل نیرو، بی بی سی از کارکنان خود حمایت های مالی و بیمه ای هم نکرده که اعتصاب های جدید را در بر داشته است. در ابتدا، این اعتصاب ها در شبکه جهانی بی بی سی (بی بی سی انگلیسی) بود که واکنش های بسیاری را در بر داشت و حتی به تعطیلی موقت بی بی سی هم انجامید.

اختلاف نظر اتحادیه ملی روزنامه نگاران و مدیریت بی بی سی به بازخرید اجباری ۳۰ نفر از کارکنان مربوط می شود. از این تعداد، ۹ نفر در بی بی سی اسکاتلند هستند که مدیریت به "پافشاری شدید" در مورد بازخرید کردن آنها متهم شده است.

از جمله برنامه های اصلی بی بی سی که روز دوشنبه به دلیل اعتصاب کارکنان بر روی آنتن نرفت، برنامه خبری "تودی" از رادیو ۴ بی بی سی بوده است.

پس از آن اعتصاب، کارکنان بی بی سی فارسی وارد دور جدیدی از اعتصاب‌ها در اعتراض به مدیریت صادق صبا مدیر این شبکه شدند که در نهایت منجر به تعطیل شدن برنامه نوبت شما شد. نوبت شما از جمله برنامه های زنده بی بی سی فارسی است که هر هفته از شنبه تا چهارشنبه پخش می شود که پس از چهار اجرا امروز پخش نشد.

فیس بوک ستار سعیدی یکی از سردبیران بی بی سی فارسی

یکی دیگر از برنامه هایی که در شبکه بی بی سی فارسی دست به اعتصاب زد، برنامه خبری ۶۰ دقیقه بود که با اعتصاب کارکنان همراه بوده و پخش نشد. از دیگر برنامه‌های زنده بی بی سی مجله صبحگاهی این رسانه معاند است که هر روز با دو مجری برنامه را اجرا می‌کرد که یکی از مجریان آن در اعتصاب به سر می‌برد و در برنامه شرکت نکرد.

قرار است بی بی سی طی پنح سال، ۲۰۰۰ شغل را حذف کند که دست به بازخرید اجباری کارکنان خود زده است. این مشکلات در بی بی سی در حالی اتفاق می افتد که این رسانه خود را دایه دار رفع مشکلات مردم و همچنین کارکنان و کارمندان می داند.

بی بی سی که نمی تواند نیروهای خود را مدیریت کرده و کوچکترین ترین نیاز آنها یعنی بیمه را فراهم کند، دم از نبود امنیت شغلی در ایران می زند، بهتر است بی بی سی قبل از اینکه این حرف ها را به میان آورد بداند که امروز در ایران همه با کمترین هزینه ممکن می توانند بیمه شده و در برخی درمانگاه های تحت پوشش آن بیمه به صورت رایگان درمان شوند.

یکی از اعتراض های مهم کارکنان بی بی سی نبود امنیت شغلی است و این در حالی است که همین برنامه نوبت شما که جزو اعتصاب کنندگان است، چندی پیش در خصوص عدم امنیت شغلی در ایران برنامه ای را ساخته بود!

کلمات کلیدی :بی بی سی فارسی و پایان اعتصاب غذا و نوبت شما

آقای نوری زاد، سازت کوکه ...

از قدیم گفتند وقتی شهر شلوغ میشه ، قورباغه ابوعطا می خونه ، این روایت امروز آقای نوری زاد هستش .

ایشان وقتی می بینند بزرگان در حال سخن گفتن هستند شروع به سخن پراکنی ( به قول خودشان نامه نگاری ) می کنند . اصولاً خاصیت امثال ایشان در این است که در فضای بی سخنی و آرامش امکان عرض اندام ندارند و نمی توانند حرفی بزنند و با تکرار سخنان دیگران و به سخره گرفتن آنان با الفاظی کودکانه به دنبال بزرگنمایی خود می باشد . اگر نیم نگاهی به نوشته های این انسان تهی مغز بیاندازید خواهید دید که خود او هم نمی داند به دنبال چیست و همچون کودکی چموش ، به دنبال متهم کردن و زیر سوال بردن ارکان نظام ، آنهم با دیالوگی تکراری و نخ نما شده می باشد . خلاصه اینکه ظاهراً آقای نوری زاد ، سازش دوباره کوک شده و به دنبال آنست تا شاید بتواند برای بار دیگر از آب گل آلود ماهی بگیرد .

راستی آقای نوری زاد سازت کوکه ...

 

 

کلمات کلیدی :محمد نوری زاد و سازت کوکه
درباره
    قرارگاه حمزه
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
کلمات کلیدی مطالب