پوشیدن لباس دموکراسی توسط تروریست‌های الاحوازی

چند صباحی است سایت های تروریستی وابسته به گروهک های تروریستی الاحوازی در چرخشی 180 درجه ای ، از بمب گذاری های خوزستان در سال 2005 نام می برند و آن ها را تصاویر آرشیوی خوانده و به دولت منتسب می نمایند .

جالب است تا قبل از این ، تمامی این سایت ها، عکس ها و فیلم های بمب گذاری ها را در بخش ویدیوی خود گذاشته و مدعی رشادت های غیورمردانه اعضای گروهک خود می‌شدند و نهادهای امنیتی ، انتظامی جمهوری اسلامی را ایران مورد تمسخر قرار می دادند و مدعی بودند که آنها را شکست داده‌اند.                              
این افراد و گروه‌ها در ماه های اخیر در این چرخش ضمن عوض کردن لباس های عربی خود و پوشیدن کت و شلوارهای انگلیسی ، آمریکایی ژست حقوق بشری و دموکراسی به خود گرفته اند و مدعی دموکراسی و حق طلبی شده اند . این در حالیست که حبیب نبگان سرکرده یکی از این گروهک های تروریستی، بارها بر این اقدامات و جنایات تروریستی صحه گذاشته و آنها را پیروزی خود می‌دانست و مدعی فرماندهی این عملیات ها بود .


هر دفعه دولت جمهوری اسلامی ایران در سال های گذشته و هم اکنون سرمایه گذاران را ترغیب به حضور در خوزستان می نمود و حتی خود قصد سرمایه گذاری های کلان برای آبادانی این منطقه را می‌کرد و ‌می‌کند ، شماها با اقدامات تروریستی نظیر بمب گذاری ، ترور ، سرقت مسلحانه ، ایجاد رعب و وحشت و اغتشاش مانع آن شده اید. یکی از افراد مدعی حقوق بشر  تروریست معروف، کریم عبدیان نژاد است، شخصی که با درآوردن لباس تروریستی، مدعی روشن فکری شده و ژست های حقوق بشری به خود گرفته است و در عینیتی واضح و با وارونه جلوه دادن اصل ماجرا ، سعی دارد بمب گذاری های سال 1384 یا به عبارتی 2005 میلادی را بر گردن دولت قرار دهد.

karim

نفر اول از چپ، کریم عبدیان نژاد


آیا شما فراموش کرده اید که یکی از مدیران بمب گذاری های خود شما بوده اید؟ اگر این را انکار می کنید دچار آلزایمر و فراموشی شده اید. برای یک دفعه از هم تباران خودتان "احمد نیسی" ، "عادل نیسی" ، "حاتم نیسی"،"یعقوب نیسی" ،"هانی نیسی"، "حبیب نبگان" و برادارش ، "عادل سویدی" و "صلاح مزرعه" و "محمود مزرعه" ، "حبیب فرج اله چعب" و همسرش سوال کنید؟ از "یاسین غبشی" دوست دیرینه تان سوال کنید که بمب گذاری ها و قتل عام زن و بچه مردم عرب و فارس در خیابان های اهواز کار کیست؟

از "زمان سلیمانی" که در فیلم قبلی " پرس تی وی PRESS TV " ، به آن اشاره شده است سوال کنید که نگهبان پمپ های آب شهید "کعبی" چطور کشته شد؟ او که یک کارگر ساده بود . "سید طاهر موسوی" به چه جرمی در اتاق خواب خصوصی اش توسط هم تباران خارجی شما کشته شده است ؟ مگر این ها عرب نبودند و مگر این اتفاقات در سال های اخیر اتفاق نیافتاده است؟ البته وصل بودن "حبیب نبگان" و دار و دسته اش به سرویس های اطلاعاتی نباید چیزی جز سرقت پول مردم از بانک ها و قتل و عام زنان و کودکان مردم داشته باشد.

yasin

یاسین غبیشی (الاهوازی)

آیا فراموش کرده اید به "جمال عبیداوی" چه گفته اید ؟ اگر فیلم اعترافات وی را ندیده اید و قبلا آن را قبول نداشته و شانتاژ می کردید که به زور از وی اعتراف گرفته اند ، الان که "جمال" نزد شماست، از او سوال کنید . البته این نیز جای سوال دارد که چه شد "جمال عبیداوی" یک دفعه از کشور خارج و الان در اروپا مستقر است .

و سوال آخر اینکه، آیا شما ارتباط تنگاتنگ خود را با "یاسین غبیشی" کتمان می کنید؟ این که اظهر من الشمس است . مگر اعتراف "عبدالمالک ریگی" را از همان شبکه " پرس تی وی PRESS TV " که شما ادعا می کنید از لندن پخش می شود را ندیده اید ؟ به نظر می رسد فراموش کرده اید که شما (کریم عبدیان‌نژاد) در همه این مسائل دست داشته‌اید و "یاسین" با مدیریت شما از طرف سرویس سیا (CIA) این ماموریت را دنبال نمود.

کلمات کلیدی :الاحوازی و گروههای تروریستی و تجزیه طلب

کشف خودکارهای تروریستی در مرز در آستانه چهارشنبه سوری+عکس

مرزبانان مستقر در هنگ مرزی زابل با همکاری سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعدادی کلت خودکاری که از آنها برای انجام عملیات‌های تروریستی استفاده می‌شود را پیش از هرگونه تحرکی در نقطه صفر مرزی کشف کردند.سازمان منافقین در ادعایی مضحک تهدید کرده است که چهارشنبه سوری قرار است در ایران به اقدامات تروریستی دست بزند.

سلاح خودکاری مخصوص ترور از مرز افعانستان وارد شده است

کشف سلاح خودکاری با همکاری ناجا و وزارت اطلاعات

کلمات کلیدی :

وابستگی اپوزیسیون به ریال های عربستانی

بی مایگی و جهل اپوزیسیون روز به روز بیشتر از گذشته پر رنگ تر می شود و هر روز شاهد انشقاق و خیانت بیشتر آنها به مملکت خود می باشیم . اپوزیسیونی که روزی جمهوری اسلامی را وامدار اسلام و پیروی از عربیت متهم می نمود ،امروز دست گدایی به سوی ممالک عربی گشوده و با کمال بی شرمی ، خود را دوست و مرید اربابان عرب خود می داند . البته همانطور که در اظهارات این قماش انسانهای خودفروخته نظیر نوری زاده بیان شده است ، هدف نزدیکی به عربستان و سردمداران آنها ، کاسه لیسی و دریافت هزینه اندک برای گذران زندگی روزمره خود می باشد . نوری زاده فردی است که بیش از آنکه به ایرانیت خود بیاندیشد و حداقل برای ژست اپوزیسیونی هم که شده حفظ ظاهر کند ، امروز با دریدگی و بی شرمی تمام ، وابستگی خود به خاندان آل سعود را از افتخاراتش می داند .

به نظر می رسد جبهه انقلاب باید به داشتن چنین اپوزیسیون کم خردی بر خود ببالد و خدا را شاکر باشیم که دشمنان اسلام از احمقها هستند .

کلمات کلیدی :نوری زاده و شبکه سعودی

نوری زاده داد شهرام همایون رو در آورد+سند

شهرام همایون مدیر تلویزیون ضد انقلاب کانال یک لس آنجلس در صفحه فیس بوک خود نوشت:
پروژه "جا اندازی بجای براندازی" کلید خورده است.یک مثلث، وظیفه اجرای این پروژه را بر عهده دارد.یک راس این مثلث، "هاشمی رفسنجانی - مدیریت بحران داخل" است.
یک راس این مثلث، "ولیعهد عربستان سعودی- تامین منابع مالی" است. راس سوم اما، وظیفه اش، نفوذ در اپوزیسیون، تلفیق "جا اندازان با براندازان"کمرنگ کردن خطوط قرمز "براندازان" از جمله "پرچم شیر و خورشید" و بی اعتبار کردن نیروهای شاخص "براندازان" خواهد بود. همکاری!دوستان سابق ما، علیرضا(نوری زاده- مییبدی) اعلام کرده اند به دلیل مشکلات فنی، نمی توانند پرچم شیروخورشید در برنامه ها استفاده کنند.خیلی متاسف شدم.چون هم برای افتتاح تلویزیون و هم ایام عیدی باید هدیه ای به دوستان می دادیم، به این لحاظ حاضریم همه هزینه ها و اقدامات لازم را بعنوان هدیه در اختیار اقایان قرار دهیم تا دوستان اینقدر غم نبود پرچم نداشته باشند .امیدوارم به این ترتیب نه انان و نه ما، شرمنده تاریخ و مردم نباشیم.البته در این زمینه توضیحاتی وجود دارد ، که بماند برای بعد!

گفتنی است شهرام همایون معروف به شهرام پرچم فروش و شهرام گدا است.شهرام همایون مدتی است در فیس بوک به پرو پای بی بی سی فارسی پیچیده است و در نظر دارد در نظر سنجی خود این تلویزیون را تحریم کنند عده ای از ضد انقلاب گمان میکنند شهرام همایون نفوذی و جاسوس وزارت اطلاعات در اپوزیسیون است.

کلمات کلیدی :نوری زاده و شهرام همایون و شبکه ایران فردا

شبکه‌ای سیاسی با اهداف براندازانه، این روزها در تبلیغ همجنسگرایی+ تصاویر

در ابتدا برخی عوامل روزنامه‌نگار که از ایران فرار کرده بودند فعالیت و همکاری خود را با این شبکه آغاز کردند و عده‌ای از هم از سایت و رادیو بی‌بی‌سی به "تلویزیون بی‌بی‌سی" اضافه شدند. سال 88 همه گمانه زنی‌ها در مورد نوع عملکرد و فعالیت تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی به فعالیت‌های سیاسی تعبیر میشد. تعبیری که چند ماه اول درست از آب درآمد و بعد از انتخابات ریاست جمهوری محل استقرار شبکه بی‌بی‌سی فارسی در لندن در حقیقت تبدیل به اتاق فکر فتنه شد. اندکی گذشت تا اینکه غبار فتنه در ایران خوابید و شبکه بی‌بی‌سی شاخه ها و بازوهای رسانه‌ای خود را گسترش داد.

ورود بی‌بی‌سی فارسی به عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ

تلویزیون "بی‌بی‌سی فارسی" که در جریان "فتنه 88 " ماموریت خود را به زعم مدیران به درستی انجام داده بود از سوی بازوی رسانه‌ای دولت انگلیس ماموریت‌های جدیدی را در عرصه فرهنگ و هنر و تاریخ بر عهده گرفت. ساخت و پخش مستندهای سفارشی از فرهنگ و تاریخ ایرانی که هم فرهنگ ایران را زیر سوال می‌برد و هم تاریخ را تحریف می‌کرد در دستور کار قرار گرفتند. تعداد زیادی مستند با عناوین مختلف به صورت سفارشی تهیه و تولید شدند تا بخشی از آن‌ها فرهنگ ایرانی را زیر سوال ببرند و برخی از آن‌ها نیز دوران‌ منحوس ستم شاهی را تطهیر کنند.

وقتی بی‌بی‌سی، روی به پخش اخبار جهت دار می‌آورد

به گواه تاریخ بی‌بی‌سی فارسی از همان ابتدا هم پایگاه و رسانه‌ای در خدمت بهاییت بوده است. فرقه‌ای که دشمنی و عناد آن با فرهنگ و تاریخ ایرانی ریشه در سال‌های فعالیت منحوس آن دارد. از ابتدا در رادیو علیه مردم ایران تبلیغ میشد، بعدها مجموعه سایت هم به این تریبون تبلیغاتی اضافه شد تا اینکه تلویزیون، داشته‌های دولت‌مردان انگلیسی و سران "فرقه ضاله بهاییت" را کامل‌تر کرد. شبکه‌ای که بخشی از هزینه‌های مالی آن از حیفا در سرزمین‌های اشغالی تامین می‌شود در ابتدا و براساس مانیفست این فرقه نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه قرار داد از سیاست گذشت تا نوبت به فرهنگ و تاریخ رسید و این روزها قانون فرقه ضاله بهاییت، بی‌بی‌سی فارسی را مجاب به این کرده تا به ترویج انحراف اخلاقی بپردازد.

بی‌بی‌سی فارسی چگونه انحرافات اخلاقی را ترویج می‌کند؟

فرقه ضاله بهاییت که بخشی ازتفکیک‌ناپذیر کانون‌های صهیونیستی است در ابتدا اینگونه القا کرد که ترویج انحراف اخلاقی در میان جامعه هدف(ایرن) می‌تواند بخشی از فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. اتاق‌های فکر تشکیل شد تا اینکه گزارش‌هایی در خصوص ترویج فرهنگ بی‌بندوباری و همجنس‌گرایی به تناوب در سایت بی‌بی‌سی فارسی و تلویزیون این بنگاه خبرپاکنی منتشر شد.

ترویج همجنسگرایی، ترویج فرهنگ غربی-صهیونیستی

بی‌بی‌سی فارسی با بهره‌گیری از امکانات مالی و تجهیزاتی دولت انگلیس و کانون‌های صهیونیستی و به طور خاص فرقه ضاله بهاییت این روزها جامعه هدف ایرانی را مورد آماج حملات ضد فرهنگی و ضد اخلاقی خود قرار داده است، پخش مستندهایی با هدف ترویج فرهنگ بی‌بند و باری در میان خانواده، تهیه گزارش‌های جهت دار از زندگی بی‌قید و بند غرب و قرار دادن آن‌ها در آرشیو سایت بی‌بی‌سی که برای همیشه در دسترس باشند کار را تا بدانجا پیش برده است که با جستجویی ساده در فضای مجازی می‌توان ابعاد اولویت‌های بی‌بی‌سی را شناخت و به آن پی برد.

خبرنگاران بی‌بی‌سی، ابزار جدید ترویج فرهنگ بی بند و باری

خبرنگاران(بازیگران بی‌بی‌سی فارسی) با حضور در سایت‌های اجتماعی این روزها فضای اینترنت را به فضایی برای ترویج فرهنگ بی‌بند و باری تبدیل کرده‌اند. ماه گذشته خبری از روابط غیر متعارف اعضا و کارکنان بی‌بی‌سی فارسی به نقل از نفیسه کوهنورد منتشر شد که خبر از رسوخ اعتقادات فرقه ضاله بهاییت در میان اعضای این بنگاه وابسته به شبکه‌های قدرت و کانون‌های صهیونیستی میداد، اما انتشار عکس‌هایی از "نگین شیرآقایی" در فضای مجازی که در فستیوال منحرفان جنسی لندن شرکت کرده بود ابعاد جدیدی از این ماجرا را برملا کرد.حضور شیرآقایی در فستیوال منحرفان جنسی سال 2013 ابعاد جدیدی از تبلیغ فرهنگ بی‌بند و باری از سوی کارکنان بی‌بی‌سی را به نمایش گذاشت.


در عکس‌هایی که در وب‌سایت منحرفان جنسی لندن منتشر شده است نگین شیرآقایی با وضعی زننده در فستیوالی مشاهده می‌شود که به فستیوال منحرفان جنسی شهره است و رابطه داشتن با جنس موافق در آن امری عادی به شمار می‌رود.

 

از میان عکس‌های زننده منتشر شده شیر‌آقایی در این وب‌سایت تنها عکس‌‌هایی کمتر از انگشتان یک دست را آن هم با ملاحظات بسیار می‌توان منتشر کرد.

کلمات کلیدی :شیرآقایی و مجری همجنس باز و بی بی سی فارسی

مجتبی واحدی، از اخراج روزنامه نگاران از آفتاب یزد، تا دلسوزی برای روزنامه نگاران

مجتبی واحدی  روزنامه نگار فراری که این روزها به شدت فعال شده واز برنامه های متعدد صدای آمریکا در واشنگتن تا برنامه های بی بی سی، رادیوفردا، رادیو زمانه و سایر رسانه های مخالف نظام همه جا حاضر می شود تصور می کند که با زیاد حرف زدن و همه جا حاضر شدن بر دانش خود می افزاید و نفوذ و جایگاه سیاسی بالاتری را کسب می کند.

به گزارش قرارگاه حمزه ، وی که در یک نظر سنجی  در برنامه افق صدای آمریکا بعد از رضا پهلوی قرار گرفته است، از یک سو دچار غرور شده اما از سوی دیگر از خود سوال می کند که با این همه حضور در برنامه های مختلف چرا بعد از رضا پهلوی قرار گرفته است؟ و چرا بعد از او افراد سلطنت طلب و غیر مذهبی مانند معروفی و بهرام مشیری قرار دارند
و البته دلیلش مشخص است چون مخاطبان به زیاد حرف زدن شرکت کنندگان در این برنامه ها و تند تند حرف زدن توجهی ندارند و امثال مجتبی واحدی نباید تصور کنند که هر چه بیشتر در برنامه ها حاضر شوند و بیشتر حرف بزنند، بر دایره نفوذ و جایگاه سیاسی آنها افزوده می شود بلکه برعکس، هر چه بیشتر حاضر شده اند، به خود لقب  "ساندویچ مغز" داده اند.
مجتبی واحدی طوری از سیاستمداران و روزنامه نگاران حرف می زند وعرض ارادت می کند، گویی فراموش کرده که تا زمانی که در ایران بود چگونه عمل می کرد و سیاستمداران وروزنامه نگاران نسبت به عملکرد وی چه انتقادهایی مطرح می کردند.
برای یادآوری به مجتبی واحدی، لازم است یادآور شویم که مرحوم عزت اله سحابی، اعلام کرده بود که در بین بازجویان خود، مجتبی واحدی را دیده است؟!
واحدی تصور می کرد که باید خود را به حکومت و قدرت نزدیک کند و علیه افراد بدنام اقدام کند و به همین خاطر گاه و بیگاه علیه نهضت آزادی و جبهه ملی موضع می گرفت وحرف ها می زد اما معلوم نیست که آب وهوای خارج کشور و واشنگتن چه تاثیری بر مجتبی واحدی دارد که یکباره در ابراز ارادت به مهندس بازرگان، گوی سبقت را از افراد نهضت آزادی نیز ربوده است و فراموش کرده که با نزدیکان به نهضت آزادی و جبهه ملی چگونه رفتار کرده است؟
وی در واکنش به بازداشت چند روزه تعدادی از روزنامه نگاران که با خارج کشور در ارتباط بوده اند، نیز طوری به دفاع از روزنامه نگاران پرداخته، که گویا فراموش کرده در مقام سردبیر روزنامه آفتاب یزد، چگونه عمل کرده است.
مجتبی واحدی، نه تنها برادر خانوم و برادر خود و چند تن از نزدیکان را به جای افرادی که از قبل از روزنامه سلام و بیان و... در آن ساختمان کار می کردند، قرار داد بلکه حتی روزنامه نگاران مطرح آن روزها که در بین روزنامه نگاران اصلاح طلب نام و جایگاهی داشتند را نیز اخراج کرد.
برای یادآوری این نکته لازم است مجتبی واحدی به یاد آورد که چه برخوردی با بنفشه سام گیس گزارش نویس روزنامه های اصلاح طلب و خانوم ص و .... داشت و با برخورد زننده و زشت، آنها را از روزنامه اخراج کرد.
برادر خانوم او نیز بابت برخی رفتارها و عملکرد های مجتبی واحدی،  احساس شرمند گی می کردند و از دیگران عذر خواهی می کردند که ایشان حدود اخلاق را رعایت نمی کند.
حال چه اتفاقی افتاده که در این چند سال، کسی که تنها به منفعت خود فکر می کرد و از روزنامه نگاری چیزی نمی دانست و یک شبه سردبیر آفتاب یزد شده بود و با روزنامه نگاران شناخته شده برخوردهای حذفی می کرد، و... حالا یکدفعه خود را روزنامه نگار و حامی روزنامه نگاران معرفی می کند؟


البته جواب مشخص است به مجتبی واحدی جز حرف زدن زیاد و تند تند حرف زدن برای سبقت گرفتن از دیگران، نقش دیگری نداده اند و او موظف است که از تریبون های مختلف و از صبح تا شام حرف بزند و بنویسد و حرف های قبلی و عملکرد گذشته خود را با حالتی برعکس گذشته ماست مالی کند.
مجتبی واحدی نیز در صحنه سیاست همین گونه بوده است زمانی که انتقاد کردن و تحقیر هاشمی رفسنجانی توسط اصلاح طلبان مد بوده، وی نیز در صف جلو خود را نشان می داد و زمانی که حمله کردن به روزنامه نگاران و تحقیر آنها مد بوده و یا انتقاد از احزاب سیاسی دیگر مد بوده، مجتبی واحدی برای آن که همرنگ جماعت شود با دیگران هماهنگ می شد تا خود را به ساختار قدرت نزدیک کند و برای خود و برادر و دوستانش ارتباطی ایجاد کند و به مسائل مالی و اقتصادی هم نزدیک باشد.

وی در دوره مجلس ششم که اقای هاشمی نفر سی ام انتخابات تهران شد، با طرح شعار آقاسی، حمله به هاشمی را شروع کرد.
مجتبی واحدی، در  یک همایش که در مرکز همایش های رازی برگزار کردند برای آن که هاشمی را خراب کنند و به او حمله کنند، به هر حیله  و ترفندی دست زدند. آنها  قدرت علیخانی را  پیشنماز کردند و موضوع آقا سی را راه انداختند و در رسانه های خود کاری کردند که آقای هاشمی را مجبور به انصراف از انتخابات کردند.
در آن زمان کروبی در لیست تهران انتخاب شده بود ومجتبی واحدی برای آن که کروبی به عنوان یک روحانی، شانس ریاست مجلس داشته باشد، بیش از همه به هاشمی رفسنجانی حمله می کرد تا هاشمی به مجلس نیاید و رئیس نشود.
با وجود آن که بسیاری از منتخبان جبهه مشارکت، کروبی را برای ریاست مجلس شایسته نمی دانستند، اما مجتبی واحدی و طرفداران کروبی تلاش می کردند که برای کسب نظر اعضای جبهه مشارکت، با آنها هماهنگ شوند تا کروبی شانس انتخاب بیشتری داشته باشد.
واقعا سیاست چه دنیای عجیبی است، یک روز مخالف هاشمی است تا کروبی رئیس شود و امروز حامی هاشمی است زیرا در خارج کشور به این تحلیل ها نیاز دارد تا بهانه ای برای حضور خود در واشنگتن داشته باشد.
روزی مرگ برآمریکا می گفت و امروز در واشنگتن در صدای آمریکا وابسته به  وزارت خارجه و سازمان سیا حضور دارد

مجتبی واحدی دائم تلاش بوده که کروبی به جایی برسد تا او نیز از کنار آن به نان و نوایی برسد. در روزنامه آفتاب یزد، یک شبه سردبیر می شود، روزنامه نگاران شناخته شده را بیرون می کند و برادر و دوستان خود را به جای آنها می آورد. علیه عزت اله سحابی و دیگران اقدام می کند علیه هاشمی رفسنجانی اقدام می کند و.... تا به خیال خود  به حکومت و قدرت نزدیک شود. اما وقتی می بیند که هزینه سیاست زیاد شده و کروبی به سران فتنه تبدیل شده از او فرار می کند اما به نام مشاور و نزدیکان کروبی، از این طریق برای خود توشه سفری آماده می کند و مدت ها خود را مشاور کروبی در خارج کشور معرفی می کند.
اما وی نه بازداشت شده و نه هزینه ای داده است و تمام عمر خود از کنار کروبی و روزنامه و... خورده است و حالا برای آن که خود را در رسانه های خارجی مطرح کند به شدت و تند تند حرف می زند تا کسی شک نکند که مجتبی واحدی واقعا که بوده و چه عملکردی داشته و حالا چگونه است؟
او اگر اعتقاد به حقوق بشر و روزنامه نگار و ازادی دارد چرا درایران که بود به آن اعتقادی نداشت؟ او یک فرصت طلب است چه در داخل کشور و چه حالا که در خارج کشور است.
برای او وظیفه ای در نظر گرفته اند که هر روز حرف بزند و ساندویچ مغز به مخاطبان تحویل دهد و حالا لازم است که از او سوال شود که او چه کار بوده است و چه هزینه ای داده که خود را روزنامه نگار اصلاح طلب و سیاست مدار می خواند.
آیا صحبت های درهم و برهم می تواند  گذشته مجتبی واحدی را پاکسازی کند؟

کلمات کلیدی :مجتبی واحدی و روزنامه نگار فراری و مهدی کروبی

روایتی از شکست BBC و شکار طلائی ایران

بخش فارسی‌زبان سرویس جهانی بی‌بی‌سی در هفدهم اسفندماه سال جاری مقاله‌ای را با عنوان «مأموران مخفی MI6» در رسانه‌های بریتانیا منتشر کرد.

این گزارش که در حقیقت ترجمه‌ای از یک گزارش داخلی توسط رادیو 4 بی‌بی‌سی است، به ظاهر مطلبی تحقیقی را درباره وقایع مرتبط با اتفاقات دوران جنگ سرد بیان می کند، اما با کمی دقت نکات جالبی در آن به نظر می رسد.

در این گزارش به صراحت تصریح شده است که "دستگاه اطلاعات خارجی انگلستان" موسوم به MI6 در دهه های شصت و پنجاه روزنامه‌نگارانی را در رسانه‌های بریتانیایی برای عملیات جاسوسی به استخدام خود درآورده بود.

روزنامه‌نگارانی که به ظاهر به عنوان فعال رسانه‌ای در مطبوعات بریتانیا فعالیت می‌کردند، اما در حقیقت وظایف دیگری را به عنوان مأموران نفوذی MI6 انجام می‌دادند.

*پیامی که از سردسیر آمد

در این گزارش آمده است که روزنامه روسی ایزوستیا در دسامبر سال 1968 سلسله یادداشت‌هایی را منتشر کرد که در آن چندین روزنامه‌نگار چند رسانه بریتانیایی همانند ساندی‌تایمز، آبزرور، دیلی‌میل، دیلی‌تلگراف و بی‌بی‌سی به طور مستقیم با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا همکاری می‌کنند.انتشار این یادداشت‌ها در آن زمان موج وسیعی را در رسانه‌های بریتانیا به راه انداخت.

یادداشت‌های ایزوستیا شامل جداولی است که در آنها اسامی روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و یا سردبیران با یک کد به رابط آنها در دستگاه اطلاعاتی بریتانیا ذکر شده بود، گرچه در همان زمان نیز انتشار این گزارش با تکذیب قاطع روزنامه‌نگاران و خبرنگاران انگلیسی روبرو شد.

*ما جاسوسیم

بی‌بی‌سی در این گزارش خود با اشاره به بخشی از فعالیت‌های این رسانه برای انتقال پیام‌های رمز به مأموران مخفی بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم به صراحت به این مسئله اشاره می‌کند که دست کم تعدادی از روزنامه‌نگاران و سردبیرانی که از سوی این روزنامه روسی نام آنها برده شده است با MI6 ارتباط داشتند. فیلیپ نایتلی خبرنگار ساندی‌تامیز در این گزارش با اشاره به این مسئله آورده است همه می‌دانستند که هنری برندون یکی از همکاران من که نامش در فهرست ایزوستیا آمده بود برای MI6 فعالیت می‌کرد.

سر آلیستار هورن مورخ و زندگی‌نامه نویس بریتانیایی در این گزارش به صراحت اعتراف می‌کند که در دهه 1950 و زمانی که برای روزنامه دیلی‌تلگراف فعالیت می‌کرد برای سازمان اطلاعات و امنیت بریتانیا فعالیت می‌کرد.

*چه کسی بند را آب داد

در ادامه این مطلب و طبق تحقیقات استفان دوریل نویسنده کتاب تاریخچه‌ای از MI6 این اطلاعات توسط جرج‌بلیک مأمور نفوذی KGB (کمیته فوق‌العاده مبارزه با خرابکاری) به دست روسها رسیده است.

بلیک در دهه 50 به عنوان مأمور کشیک شب در مقر مرکزی MI6 در لندن فعالیت می‌کرد و زمانیکه برای بازرسی به داخل ساختمان می‌رفت از حین عبور از راهروهای این مقر با دوربین کوچکی که داشت از هر مدرکی عکاسی می‌کرد و آنها را به دست KGB می‌رساند.

دوریل به این مسئله اشاره می‌کند که به احتمال زیاد، "کیم‌فیلبی" قائم‌مقام سازمان اطلاعات مرکزی بریتانیا که او نیز جاسوس نفوذی روسها بود در نحوه استفاده از این اطلاعات به روسها مشاوره داده بودند.

لازم به ذکر است که فیلبی پس از اینکه احتمال جاسوسی وی توسط رابین‌رایت افسر ارشد ضد اطلاعاتی دستگاه امنیت داخلی بریتانیا کشف شد، در سال 1963 به روسیه پناهنده شد.

*شغل؛جاسوس

گزارش بی‌بی‌سی درباره پذیرش این نکته که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بریتانیایی برای دستگاه اطلاعاتی مخفی بریتانیا فعالیت می‌کردند،اتفاق مهمی است که نمی‌توان بدون توجه به آن گذشت.

حقیقت آن است که پوشش روزنامه‌نگار و یا فعال رسانه‌ای همواره جزء علاقه‌مندی‌های دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و به خصوص بریتانیا برای انجام عملیات‌های جاسوسی بوده است.

بسیاری از مطرح‌ترین فعالان دستگاه اطلاعاتی بریتانیا کار خود را به عنوان روزنامه‌نگار و یا وابسته مطبوعاتی سفارت متبوعه خود آغاز کردند و می‌توان رد آنها را به خوبی در کشورهای هدف این سازمان مشاهده کرد،ایران نیز یکی از جمله کشورهایی است که از این طرفند بارها از آن استفاده شده است.

*شبکه چهل ساله

سابقه فعالیت دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در ایران را می‌توان به طور جدی در زمان ناصرالدین شاه و پس از تصرف هند توسط کمپانی هند شرقی ملاحظه کرد. در این فضای حساس مانکجی هاتریا به عنوان مأمور رزیدانت حکومت هند در بریتانیا برای فعالیت در تهران مستقر شد.

وی در پوشش نماینده پارسیان هند برای سرپرستی در طول چهل سال فعالیت خود شبکه اطلاعاتی وسیعی در ایران ایجاد کرد.

*از اردشیر تا شاپور

سه سال پس از فوت وی اردشیر جی‌ریپورتر به عنوان جانشین هاتریا در ایران معرف شد. همانگونه که از اسم وی پیداست عنوان اصلی کار وی در ایران روزنامه‌نگاری و خبرنگاری بود. در حقیقت همه وی را به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز لندن در ایران و خاورمیانه می‌شناختند که البته گزارش‌های وی نیز زبانزد خاص و عام بود.

اما اردشیرریپورتر در حقیقت مستشار سفارت بریتانیا در تهران و مشاوره ویژه وزیر مختار بریتانیا در تهران محسوب می‌شد. اردشیر ریپورتر به عنوان خبرنگار سالها در ایران فعال بود و نقش بسیار مهمی در برکناری احمدشاه قاجار و ایجاد سلسله رضاخان داشت.

بعدها شاپور ریپورتر پسر خلف اردشیر ریپورتر که وی نیز به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد جای وی را پر کرد. شاپور ریپورتر مهمترین وزنه دستگاه اطلاعاتی خارجی MI6 در ایران بود و نقش اصلی را در کودتای آمریکا-انگلیسی 28 مرداد ایفاء کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی مهمترین رابط بین محمدرضا پهلوی و دستگاه اطلاعات خارجی بریتانیا محسوب می‌شد.

*آنکه کاشت و آنکه درو کرد

واقعیت آن است که مطبوعات و عرصه رسانه‌ها در ایران همواره عرصه‌ای برای فعالیت کانون‌های خارجی بودند و دستگاه اطلاعاتی غرب به خصوص بعد از شهریور 1320 تلاش فراوانی را برای استفاده از این مسئله انجام دادند، بسیاری از مطبوعاتی که مانند قارچ می‌رویدند با پول و هدایت سفارتخانه‌های خارجی منتشر می‌شدند. اشخاصی همانند حشمت‌الدوله بالاتبار از سوی کانون‌های غربی در میان روزنامه‌نگاران پول توزیع می‌کردند تا از این طریق مطالب خود را منتشر کنند.

در دوران کودتای 28 مرداد نیز ایستگاه اطلاعاتی CIA از طریق عوامل خود که پیش از این توسط دستگاه اطلاعات امنیت خارجی بریتانیا اجیر شده بودند به ملتهب کردن فضا و ایجاد اختلاف بین ملیون و مذهبیون می‌پرداختند.

*حربه ای تکراری ولی موثر

با چنین سابقه‌ای در خصوص عمق نفوذ دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در مطبوعات ایرانی به هیچ عنوان نمی‌توان این نکته را انکار کرد که چنین سیستمی همچنان به دنبال رها کردن نفوذ خود در بین مطبوعات و خبرنگاران باشد.

حربه‌ای که بارها از آن در طول مقاطع مختلف استفاده کرده است اما چه شده است که ناگهان بی‌بی‌سی به فکر اعتراف به فعالیت‌های روزنامه‌نگاران غربی در سیستم اطلاعاتی خود افتاده است.

این نکته کاملاً مشخص است که بی‌بی‌سی در حقیقت به دنبال نوعی فرار به جلو و مطرح کردن گزینه‌ای است که احتمال می‌دهد به زودی به صورت جدی گریبان وی را بگیرد.

دستگیری روزنامه‌نگاران مرتبط با دستگاه اطلاعاتی انگلیس تنها نکته‌ای بوده است که چنین ظنی را تقویت می‌کند که بی‌بی‌سی بنا به دلایلی منتظر طوفان جدیدی در خصوص رسوایی عوامل نفوذی خود است.

*هدف کجاست؟

دستگاه اطلاعاتی ایران طی دو ماه گذشته دست به دستگیری تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مرتبط با رسانه‌های خارجی از جمله بی‌بی‌سی زده است. به نظر می‌رسد این سلسله دستگیری‌ها با توجه به سوابق و سرمایه‌گذاری‌های دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در این حوزه با استفاده از بازوی رسانه‌ای غرب سبب نوعی ترس در بین مدیران شبکه جهانی بی‌بی‌سی شده است.

این خود اعترافی بی.بی.سی به صورت سربسته نشان می‌دهد که وزارت اطلاعات موفق شده است خود را به شبکه اصلی جاسوسی رسانه‌ای بی‌بی‌سی در ایران برساند. شبکه‌ای که در جریان فتنه سال 88 توانست نقش اصلی را در تغذیه رسانه‌ای این شبکه ایفا کند.

*بی.بی.سی این بار نگران از "جورج بلیک" ایرانی

اشاره بی.بی.سی به این که یک نشت اطلاعاتی سبب انتشار اسناد مرتبط با جاسوسی روزنامه‌نگاران غربی شده است برخی اخبار شنیده شده را در زمینه موفقیت جدید وزارت اطلاعات در نفوذ به شبکه داخلی بی‌بی‌سی تایید می‌کند.

منابع موثق بر این نکته تاکید می‌کنند که دستگاه اطلاعاتی ایران موفق به نفوذ جدیدی در دستگاه تبلیغاتی و جاسوسی بی‌بی‌سی و MI6 شده و شکار تازه ای به دست آورده است که به زودی با پخش جزئیات آن نقش این رسانه انگلیسی در انجام عملیات جاسوسی افشا می‌شود.

*خودزنی یا تطهیر

اطلاعاتی که از این نفوذ جدید دستگاه اطلاعات ایران به بیرون نشت داده شده است به خوبی به این نکته اشاره می‌کند که بی‌بی‌سی نه به عنوان یک رسانه مستقل بلکه به عنوان ابزاری برای نفوذ و جاسوسی برای دستگاه اطلاعاتی غرب ایفای نقش می‌کند.

شاید بی.بی.سی خود آماده سناریوچینی جهت مقابله با رسوایی امنیتی همچون "جوروج بلیک" البته از نوع ایرانی آن می کند، تا خود را نه تنها از اتهام کارفرمایی برای دستگاه های اطلاعاتی غرب مبرا کند، بلکه خود را تنها یک رسانه حرفه ای معرفی کند که از آن سوء استفاده شده است.

کلمات کلیدی :بی بی سی فارسی و نفوذ وزارت اطلاعات و ماموران mi6

همه چیز از مجلس رقص و حرکات غیرمتعارف شروع شد+ مستند

امیر عباس فخرآور که دوست ‌دارد خود را «پسرک گستاخ» نامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای برای ایرانیان می باشد. وی که خود را رهبر جنبش دانشجویی می خواند با احمد باطبی چهره دیگر بخش فارسی صدای آمریکا درگیری چندساله ی داشته که چندی پیش نیز در پی افشای مکالمه تلفنی باطبی با یکی از کارمندان وزارت اطلاعات ایران این درگیری ابعاد تازه ای به خود گرفت.
 حامیان سلطنت طلب با مشاهده همکاری مستقیم رضا پهلوی با امیرعباس فخرآور  از وی به خشم آمده و حتی در فضای مجازی نسبت به این گزینش سر به اعتراض گذاشته اند، بسیاری در فضای مجازی از جمله سایت های آزادگی و بالاترین نوشته اند که " آیا رضا پهلوی فرد دیگری را در اپوزسیون نمی شناخت که امیرعباس فخرآور را انتخاب کرد".
 انتخاب امیرعباس فخرآور در میان مدعیان اپوزسیون از سوی رضا پهلوی تنها دو مفهوم را می رساند:
 در اپوزسیون کمتر کسی حاضر به همکاری مستقیم با رضا پهلوی است، این مهم از آنجا استنباط می شود که وی در جریان شورای ملی ایرانیان تنها پس از گذشت چندماه تنها ماند و مجبور به رونمایی از «سوپر شورای ملی» شد! گفتنی است در آغاز به کار شورای ملی ایرانیان بسیاری از گروه ها به زعم اینکه شورا می تواند دربردارنده نظرات مختلف باشد به آن پیوستند اما با ورود شورا به مسائل مالی و نیز اختلاف در دیگر مباحث گروه های بسیاری از آن جدا شدند!
 رضا پهلوی به خیال آنکه امیرعباس فخرآور لابی گسترده ی در دولت آمریکا داشته و می تواند سیل کمک های مالی دولت آمریکا را سرازیر کند، از این رو وی به فخرآور پیشنهاد همکاری مستقیم داد؛ البته تا پیش از این نیز رضا پهلوی گزینه های دیگری را مدنظر داشت اما با توجه به آنکه بسیاری از آنان در طی چندماهه اخیر دست به اقدامات جداگانه ای برای تامین منابع مالی زده اند از انتخاب آنان برای همکاری مستقیم منصرف می شود. به عنوان مثال علیرضا نوری زاد با عنایت ویژه دول عربی اقدام به راه اندازی تلویزیون ماهواره ای می کند.
 با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران و نظر به برنامه مدون دولت آمریکا برای برهم زدن آرامش در انتخابات 92 بسیاری از حامیان سبز که تا پیش از این از طریق جنبش سبز توانسته بودند مبالغ گسترده ای به جیب زنند، این بار نیز بنابر سیاست همیشگی دولت آمریکا برنامه هایی را در اختیار اتاق فکر سازمان های جاسوسی قرار دادند؛ چناچه این طرح و برنامه ها مورد تایید مدیران ارشد قرار گیرد منابع مالی گسترده ای در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
 اما ماجرا در اپوزسیون از این حرف ها گذشته و به خاله زنک بازی های می انجامد که هم اکنون شاهد حضور امیرعباس فخرآور در کنار رضا ربع پهلوی هستیم،تنها افسوس برای آنهایی که اپوزسیون را حتی در حد شلغم نیز باور دارند؛ به گمان نگارنده اپوزسیونی که این باشد از کارکرد در حد شلغم نیز عاجز است! اگر ماجرا را آنطور که سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» عنوان می کند باور کنیم وای به حال سایت «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» اما ابعاد تازه ای از پشت پرده همکاری مستقیم رضا ربع پهلوی با امیرعباس فخرآور افشا می کند؛ این سایت که سابقه طولانی در خبررسانی به شیوه غربی داشته و  توسط عناصر ضدانقلاب مدیریت می شود ابعاد تازه ای از ماجرای همکاری ربع پهلوی با فخرآور را رو می کند.
 پایگاه خبری حقوق انسانی‌و اولیه بشر: آغاز داستان این همکاری و پیوند بر می گردد به یک مهمانی که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۲درمنزل شخصی‌ "سینا دبستانی "برگزارشد .در این مهمانیکه نوری علی ‌و فواد پاشایی و تنی چند از اعضای حزب مشروطه به همراه فریبا داودی مهاجر وحضور پیدا می کنند و بساط عیش و نوش را می گسترانند و شروع به رقص ومی کنند، از مراسم رقص و برخی ‌از حرکات غیر متعارف فواد پاشایی با خانمفیلمبرداری می شود و این فیلم به نحوی در اختیار فخرآور قرارداده می شود و فخرآور بخشی از آن ‌ر ابه صورت عکس (اسکرین شات)در فیس بوک و وبلاگ خود منتشر می‌کند و به صورت غیرمستقیم از طریق سینا دبستانی به حزب مشروطه می فهماندکه قضیه فیلم جدی است!
 در همان کشاکش و اوج بحران و درگیری، فخرآور قسمت‌هایی‌ از فیلم موصوف را جهت انتشار و زیر فشار گذاشتن اعضای حزب مشروطه و رضا پهلوی به «پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر» ارسال می‌ کند اما سردبیر سایت بنابر ملاحظات اخلاقی‌ و سیاسی حاضر به انتشار آن نمی شود، بعد از گذشت چند ماه از این کشمکش،حزب مشروطه به مصالحه و به بازی گرفتن فخرآور در شطرنج سیاست رضایت می دهد و بدین گونه سلطنت طلبان با استیصال به همکاری های همه جانبه با «پسرک گستاخ» تن در می دهند و همه رسوایی‌های ناشی‌ از این همکاری نامبارک را به جان می خرند.
 در پایان بنابر بر خبری که صبح امروز در پایگاه اینترنتی «ایران گلوبال» درج شده این سایت خبر داده است که « درگیری و اختلاف نظر شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.» این خبر توسط ماهستیم تایید نمی شود.

کلمات کلیدی :امیرعباس فخرآور و شاهزاده رضاپهلوی و پسرک گستاخ
درباره
    قرارگاه حمزه
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
کلمات کلیدی مطالب