جشنواره فیلم فجر، جشنواره انقلاب نبود!

محسن یزدی:زمانیکه دبیر جشنواره فجر انتخاب شد تمام هم و غم خود را گذاشت تا جشنواره فجر امسال جشنواره ای در خور انقلاب باشد و عنوان کرد که این جشنواره باید جشنواره انقلاب باشد. به همین دلیل هم بود که عباسیان و کمیته انتخاب ایستادند تا برخی فیلم ها وارد جشنواره انقلاب نشود چراکه معتقد بودند برخی فیلم ها چه به جهت مضمون و چه کیفیت نمی تواند در جشنواره ای که نام انقلاب بر آن نهاده شده به نمایش درآیند.

در کل هم وقتی فیلم های امسال را با سال گذشته مقایسه می کنیم متوجه تفاوت محسوس آن می شویم. اینکه فیلم ها از شهرهای مختلف در بخش مسابقه حضور داشتند و پول بیت المال تنها هزینه دغدغه های آپارتمان نشین های به اصطلاح ونک به بالا نبودند یا اینکه فیلم هایی با مضامین بین‌المللی (اگرچه با افت و خیزهایی) امسال حضور چشم گیری داشتند یا اینکه مضمون فیلم ها از یک دستی سال پیش در آمده بود و فراگیرتر بود.

این اتفاق خوب و امیدوار کننده ای بود که ما را بیشتر به جشنواره ای نزدیک کند که هر سال از برگزاری آن تنمان به لرزه نیفتد که برای جشنواره ای هزینه می کنیم که عده ای ورشکسته پر مدعا در آن جایزه بگیرند، تشویق بشوند و به ریش همه مان بخندند که دیدید چطور فیلم ضد ایرانی ساختیم و چطور از خودشان جایزه گرفتیم؟!

این روند به خوبی پیش رفت تا اینکه اولین نشانه همان مشکلات همیشگی خودش را نشان داد. انتخاب مانی حقیقی بعنوان نماینده تمام عیار سینمای روشنفکری برای داوری «نگاه نو»ی جشنواره انقلاب یکی از مواردی بود که نشان داد بیماری «راضی نگه داشتن همه» امسال هم کار دست دبیر فجر داده است.

در اختتامیه هم همه این کارهای خوب و قابل تقدیر، جای خود را به سرخوردگی و یاسی داد که اغلب نیروهای انقلاب را با این پرسش مواجه کرد که آیا این جشنواره انقلاب است؟

همه می دانیم که برخی از سینماگران ما در زمان فتنه۸۸ کارنامه نامناسبی داشتند. اینجا منظور حمایت یا عدم حمایت از شخص خاصی نیست بلکه منظور فعالیت بعد از اعلام آرا است که برخی معدود از سینمایی ها با همراهی با فتنه و شرکت در تجمعات بصورت علنی منویات درونی خود را به نمایش گذاشتند.

پگاه آهنگرانی یکی از این ها بود که در زمان فتنه یکی از تابلودارهای این جریان بود و جالب اینکه بعد از این اتفاقات نیز به جهت ساخت مستندی برای بی بی سی مدتی را نیز بازداشت بود.

جالب اینکه همین پگاه آهنگرانی سیمرغ بلورین جشنواره انقلاب را دریافت می کند.

نکته بعدی اعطای سیمرغ به فیلمنامه فیلم قاعده تصادف بود. این فیلم را شاید بتوان از جمله استثنائات جشنواره سی و یکم به جهت مضمون دانست. در این فیلم گروهی از جوانانی که قصد دارند برای اجرای تئاتر به خارج بروند با دروغ گفتن به خانواده خود مبنی بر اینکه قرار است جای دیگری بروند در یک خانه دور هم جمع شده اند تا فردای آن روز به سفر بروند. پدر یکی از دخترهای عضو گروه با این سفر مخالف است و در طول فیلم تنها به دلیل مخالفت خود تبدیل به هیولا می شود. همین دختر و پسرهایی که بدون اجازه پدر و مادر قرار است شب را در یک خانه سر کنند دور هم جمع می شوند و هرکدام با خاطره ای به تمسخر خانواده خود می پردازند و اینکه چگونه خانواده خود را سرکار گذاشته اند. جالب اینکه سیمرغ بهترین فیلمنامه جشنواره انقلاب هم به این فیلم می رسد.

نکته بعد اتفاقی است که برای فیلم رسوایی می افتد. نگارنده اصلا قصد تایید یا تکذیب فیلم و یا اینکه چرا به این فیلم جایزه ای داده شده یا نه ندارد بلکه نوع برخوردی است که جشنواره با این فیلم به جهت کارگردان آن می کند. اگرچه ممکن است از این موضوع دبیر جشنواره خبر دار هم نبوده باشد ولی باز چیزی از اصل ماجرا کم نمی کند. ماجرا از این قرار بود که حبیب رضایی نامزدهای نقش اول مرد را با نام فیلم های آن اعلام کرد ولی حاضر نشد حتی نام فیلم ده‌نمکی را بگوید و این نشان می دهد برخی هنرمندان دموکرات و معتقد به آزادی بیان چگونه سینما را ملک طلق خود می دانند. البته برگزار کنندگان اختتامیه هم در این مورد مقصرند.

نکته بعدی هم اعطای سیمرغ به کسانی است که همیشه با پول نظام دستمزدهای کلان گرفته اند و همیشه در تریبون های مختلف تکه پرانی کرده اند. دیشب هم این اتفاق افتاد و هنرپیشه ای که بختش تازه باز شده بود با تکه پرانی سیاسی اختتامیه جشنواره انقلاب را مزین کرد! البته همین‌ها آنقدر مرد عمل حرف های همیشگی شان نیستند تا در سینمایی که سرتا پا دولتی است بازی نکنند و فقط اعتراضشان بر زبان آنهم در تریبون جشنواره انقلاب جاری می کنند. یکی نیست به این آقای همیشه معترض بگوید سیمرغت را از یک فیلم دولتی آنهم در جشنواره دولتی گرفتی و اگر به حرفت و عقیده‌ات ایمان داری چرا حاضر شدی دستمزد چند صد میلیونی دولتی را دریافت کنی. این است که نشان می دهد برخی از این جماعت چطور پول نظام را می گیرند، سیمرغ جشنواره انقلاب را می گیرند و چطور از تریبون آن اینطور متلک پرانی می کنند.

با این حال اختتامیه جشنواره ای که قرار بود جشنواره انقلاب باشد یک بار دیگر نشان داد که باید تکلیفمان را با خودمان معلوم کنیم. بالاخره مسئولان سینمایی باید مشخص کنند که جشنواره فجر، جشنواره انقلاب است یا خیر. اگر جشنواره انقلاب است (که در این سی دوره نبوده و اختتامیه امسال هم نشان داد که نیست) نمی توان با آن همه را اعم از اهالی فتنه و تابلوداران مخالفت با نظام با آن راضی نگه داشت و کل سیاست گذاری و صفر و صد انتخاب ها را به دست یک گروه سپرد. اگر هم جشنواره انقلاب نیست بفرمایید تا ما هم تکلیفمان را بدانیم.

کلمات کلیدی :
درباره
    قرارگاه حمزه
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
کلمات کلیدی مطالب