انقلابی شرمنده و پشیمان؟!

در یکی از رسانه های مجازی از قول محمد نوری زاد، به نمایندگی از نسل انقلابی های پشیمان و شرمنده و البته نجیب و راستگو !!! خواندم که گفته است: از اینکه سال 57 انقلاب کردیم متاسف و شرمنده ام، و می گوید اگر انقلاب نکرده بودیم، ‌اکنون و در سال 91 هجری شمسی در کجا ایستاده بودیم؟ و سپس به خود جواب می دهد که: اگر انقلاب نمی کردیم، آبادانی و رفاه عمومی و رونق اقتصادی حتماً بسیار مطلوب تر از امروز بود...؛ افسوس که ما انقلابیون، از نعمت عقل، بهره ی فراوانی نداشتیم. و با انقلابی غیرضروری، بختِ مهیا و عنقریبِ خود را تاراندیم. جوری که هم خود را و سرمایه های خود را تباه کردیم، و هم اعتبار خدا و دین خدا را در این ملک فرو کاستیم ...

نوری زاد

 

کمی از برداشت این آقای نسبتاً محترم ناراحت شدم، و البته از اینکه خودش به این حرف صحه می گذارد که بی عقل است، کاملاً موافق هستم، و خواستم جوابی هر چند نه در گزافه گویی ایشان بدهم، که خدا 34 سال جواب آنها را مرتب به آنها دیکته می کند، بلکه خواستم خود را از ناراحتی به وجود آمده توسط یک بی عقل رها کنم...
آقای نوری زاد،‌ از اینکه خود را انقلابی خواندید، برای خودتان متأسفم، در حالی که انقلابی به کسی گفته می شود که در او تحولی به وجود آمده باشد، که همیشه او را از پستی و رذالتی که خود و جامعه اش به آن مبتلایند، رهایش سازد و دورش کند، اما از اینکه هنوز به خودتان لقب انقلابی می دهید، و پسوندی به اسم پشیمان و شرمنده نیز به آن می چسبانید، خنده ام می گیرد، در حالی که انقلابی کسی است که با در نظر گرفتن آرمان هایش که فراتر است از شهوت و شکم، دست به انقلاب می زند ، و هیچ وقت از آن آرمان ها دست بر نمی دارد، و سعی می کند،‌ مسیر آینده انقلابش را با همراهی و همفکری، از انحراف نگه دارد...
شریعتی را می شناسی؟ می دانی قبل از انقلاب در مورد انقلاب چه می گفت؟ می گفت: انقلاب کردن آسان تر است از نگه داری انقلاب از خطر تحریف،‌ و ما در این کشور ثابت کردیم که این سختی را با مشقت های زیاد به جان خریده ایم،‌ و بهترین گزینه برای صدق سخنم ریزش بی عقل هایی مثل تو و بنی صدر و رجوی و امثالهم بود...
رفاه و رونق اقتصادی را مثل زده اید، مسلماً در زمان شاه ملعون که الحمدلله به جهنم کوچ کرد، و رفت تا برایتان جا بگیرد، رفاه بیشتری کسب می کردیم، و اقتصاد شکوفاتری نصیبمان می شد-(البته شکی نیست که این اقتصاد شکوفا تا همین دوران بیشتر عمرش نبود،‌مگر چشمی کور باشد که بحران اقتصادی غرب را ببیند و بگوید آنها در اوج خوشبختی اقتصادی هستند، وال استریت جواب دندان شکنی به بی عقلانی مانند شماست که فقط شکم را محور زندگی خویش قرار داده اند)- بله این اقتصاد به صورت موقتی شکوفا می شد، با چه قیمتی؟ به قیمت تاراج سرمایه های ملی ما؟ به قیمت لکه دار شدن شرف و عزت ما؟ به قیمت بوسیدن دست همسر رییس جمهور آمریکا توسط بالاترین مقام مملکت؟ به قیمت زیر سلطه همیشگی آمریکای جهان خوار بودن؟ به چه قیمتی؟ (اما امروز شرایطی معکوس را مشاهده می کنیم، دنیا ما را تحریم می کند، و ما هنوز سراپا هستیم، و در آینده ای نزدیک به فضل خدا اقتصاد خود را با همتی همیشگی خواهیم ساخت)
در حالی که مرجع تقلید بزرگ شیعیان جهان و رهبر بزرگوار و موقعیت شناس ما حضرت امام خمینی(ره) با توکل به خدای بزرگ، بهترین زمان را برای انقلاب انتخاب کردند، و امثال شما هم در این انقلاب سهیم بودید، شما به چه نتیجه ای رسیدید که این انقلاب غیر ضروری بوده است؟ خوب به نظر حرف شما برای خودتان درست است، بالاخره شما برای داشتن دنیایی بهتر دست به انقلاب زدید و هوسی را که عقل معنا می کنید، شما را با کاروان بزرگمردانی همراه کرد که روباه ها و کفتارهایی حقه باز همانند شما کم در کنار خود نداشت، و شما هم ابزار خدا شدید برای پیروزی خون بر شمشیر و بعد مثل بعضی بیعت کنندگان با امیرالمومنین علی (ع) که بیعت شکستند، به این نتیجه رسیدید که،‌ این دیگ برای خدا و خلق مومن و متعهدش می جوشد، نه برای شما کاسه لیسان و منافقان، و آن وقت شد که فهمیدید باید به دامن همان ها پناه ببرید که به قول خودتان اشتباهاً سال 57 با اردنگی بیرونشان کرده بودید،‌ و برای اینکه از تکه استخوانی از گوشه آخورشان شما را بی بهره نکنند، دست به غلط کردم و بیجا کردم زدید، تا از گوشه دنج طویله هایی که به رایگان در اختیارتان گذاشته اند، به بیرون پرتابتان نکنند...
آقای نوری زاد، آن خدایی که برایش به سینه ات سنگ می زنی، شیطان است، همان شیطانی که تو را به طمع دنیا همراه این انقلاب کرد، تا بتواند به وسیله ات نور خدا را خاموش کند، و از برافراشته شدن تنها پرچم خدا در زمین جلوگیری کند، و تو بنده خوبی برای این خدای طرد شده نبودی، و سرنوشتت شد مثل همو که نه دنیا را به دست خواهد آورد،‌ و نه از مطرود بودن نجات خواهد یافت...
حرف آخرم این است،‌ بعضی ها که عقل درست و حسابی ندارند!!!، فقط به درد بندگی و بردگی و کاسه لیسی می خورند،‌ و برای همین نیز همراه کاروان انقلاب شدند تا در خدمت دیگری و در شرایطی جدیدتر، نوکری و حمالی و بندگی کنند،‌ در حالی که انقلاب انسان ها را آزاد و برای خدا می خواست نه برای بردگی و پستی، پس از این دیار کوچ کردند، تا به شغل شریف خویش!!! بپردازند،‌ از اینکه در آن سوی دنیا در طویله ای شیک روزگار سپری می کنی، و برای چنین روزهایی تو را دست آموز و تربیت می کنند و به تو تریبون می دهند برای گزافه ها و اراجیفت، به خودت ببال و شاد باش،‌تو به آنجا که می خواستی رسیدی...

کلمات کلیدی :محمد نوری زاد و انقلابی پشیمان و انقلابی شرمنده
درباره
    قرارگاه حمزه
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
کلمات کلیدی مطالب